۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند، خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید، پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.
Monday, 1 March , 2021
امروز : دوشنبه, ۱۱ اسفند , ۱۳۹۹ - 18 رجب 1442
شناسه خبر : 190085
  پرینت تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۱ |

آقای رئیس جمهور زخم بر تن داریم

جوانان بلاد شاپور در بیداری حزن آلود، گرفتار شبی شدند که سحرش سالهاست در خواب است

آقای رئیس جمهور زخم بر تن داریم
زاگرس آنلاین-زاگرونا؛

زاگرونا؛ بیژن کاظمی

دلنوشته ای به رییس جمهور روحانی

جوانان بلاد شاپور در بیداری حزن آلود، گرفتار شبی شدند که سحرش سالهاست در خواب است

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

آنقدر زخم بر تن داریم نمی دانم از دهدشت بلاد شاپورمان بگویم که بن بست کده ای صرف از آن باقی ماند با چهره ای پریشان از خود و مردمش که ماندند تا آبادانی اش را به چشم بنگرند ولی ندیدند و نه مدیران اجرایی اش توانستد و نه خواستند.
از جاده خون سوق و از دیار سبز چرام که همیشه نادیده گرفته شد یا از لنده و بهمیی در فقز غوطه وره سرشار از منابع، یا از قطب های گردشگری چهار شهرستان چهار فصل کهگیلویه بزرگ که دگر طبیعت هم دل خوشی از روزگارش ندارد.download (3)
روستاییانی که چشمه هایشان خشکید، از بی آبی دادشان به جایی نرسید آواره حاشیه شهرها شدند اصالتمان را به شکم های گرسنه فروختیم تا جواب زنان و فرزندانمان را بدهیم.
آواره و حاشیه نشین شهرهای کوچک و بزرگ در پی اشتغال گشتیم و صدای بی کسی مان از ته چاه بالا نیامد.
با تحصیلات عالیه از بزرگترین و بهترین دانشگاهها، در آرزوی گارسونی در رستوران ها و عملگی ساختمان های سرمایه داران به شیراز و تهران و کلان شهرها هجوم بردیم، جوانی مان دور از شهر و ولایت مان مبدل به پیری زود رس گشت ولی باز هم نادیده گرفته شدیم و غرورمان شکست.
کهگیلویه بر روی گنج منابع و معادن بود ولی جوانانش در بیداری حزن آلود، گرفتار شبی شدند که سحرش سالهاست در خواب است.
دیاری که جوانانش با دوری از خانواده ها بزرگ شدند، نه از جوانی چیزی به یاد دارند و نه جوانی کردند. داغ جوانی مان به کنار بگذاریم هنوز هم دست های پینه بسته پدران کارگر و زحمت کش مان را به یاد داریم و میدانیم که قرار بود بزرگ شدیم عصای دستش شویم، دعاها و ضجه های مادرانی که دعا می کردند الهی عاقبت به خیر شوی و دستت در جیبت باشد، بر زمین ماند.
مایوس از شهر و دیارمان، به چه ناکجا آبادهایی که کشانیده نشدیم.
با آن همه جوان نخبه دولت تدبیر و امید به ما بها نداد ولی همیشه در تمام عرصه ها یارای دولت بودیم، بار تحقیرها و تهدیدها را در غربت به جان خریدیم لب به ساز مخالق نگشودیم که مبادا آل سعود، آل خلیفه، اسراییل غاصب، آمریکای امپریالیسم احساس کنند جوانان این مرز و بوم مخالفند، گفتیم و می گوییم که بدانند ما از نسل آریوبرزنیم.

*آری ما از نسل آریوبرزنیم*

کهگیلویه مصداق بارز “آب در کوزه و ما، لب تشنه به گرد جهان گشتن بود”، با وجود رودهای جاری معادن و منابع حق خدادادی مان و با خاک غنی، از سیاست بازی های غلط لطمه خوردیم و با نادیده گرفتن ها و بی عدالتی ها سوختیم، نه دادمان به زمین رسید نه ندای زمین مان به خدا؛

در فکر درمان مریضان مان مانده بودیم که تصور هزینه های سرسام آور سفر به کلان شهرها برای مداوا و مخارج کمرشکن بیمارستان کمرمان شکست، چرا که در اکثر شهرستان ها یا از نبود بیمارستان رنج می بردیم و یا از نبود متخصص.

*آقای رییس جمهور داغ فرزند کشیده ای؟*

شهر در خواب بود خودکشی ها فزونی یافت، چه خانواده ها و پدران و مادرانی که خود را مقصر می دیدند و چه بسا مابقی عمر را در افسردگی تام می گذرانند در غم فرزند، اما به راستی مقصر واقعی بیکاری پدر بود یا که کاری از دست مادر خانه دار بر می آمد و انجام نداد؟!

هر روز بیش از پیش *تصادفات* جاده های در حد فاجعه کمر خانواده ها رو می شکند و هر روز از تعداد جوانانمان بیشتر و بیشتر کم میشود، *مواد مخدر* همانند نقل و نبات در خیابان ها دست به دست می شود و سکوت پدران و مادرانی را می دیدیم که در نبود راه چاره، به خطوط پیشانی شان انجامید و از درون خورد شدند.

جناب رییس جمهور عاجزانه خواهشمندیم کهگیلویه دیار فراموش شدگان تاریخ را بجا آورید، هم شهید دادیم هم جانباز و آزاده! اینجا همان کهگیلویه ایست که پیرزن و پیرمرد حق تکلیفش را به نظامی که با خون فرزندان شان با بیش از *۷۰۰ شهید* به ارمغان اوردند، با حضور در انتخابات با حمل فرغون تاریخی شان ادا کردند، رسانه ای شد، با افتخار به دنیا فهماندیم تعصب و ارقمان به وطن به ماقبل میلاد می رسد، اما دیار همان پیرمرد و پیرزن، خفته در زیر تلنباری از غبار فقر و ناملایمتی مسئولین، دگر دفن است و نای تنفس ندارد.

اینجا دیاری ست که تا یک دهه دیگر تنها افسانه ای از آن به یادگار می ماند. درمان را در کمک به کمیته های امداد و خیریه محدود نکنید ما ماهی نمی خواهیم ماهیگیری را به ما یاد دهید.

دگر یارای گفتن درد هامان نیست هر بار گفتیم و سخن راندیم در جوابمان گفتند؛ کو گوش شنوا؛
کو گوش شنوا ؟!

نویسنده : بیژن کاظمی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تحریریه زاگرس آنلاین منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.