۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند، خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید، پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.
Monday, 18 October , 2021
امروز : دوشنبه, ۲۶ مهر , ۱۴۰۰ - 12 ربيع أول 1443
شناسه خبر : 401687
  پرینت تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۸ |

آیت الله سیدان: امام با هدف احیاء تعالیم اسلام به پا خاست

به گزارش جماران، حریم امام نوشت: آیت الله سید جعفر سیدان از چهره‌ شاخص مکتب معارف خراسان و از اساتید برجسته حوزه علمیه مشهد در گفت ‌وگو با حرم ‌امام، پیرامون شخصیت امام خمینی(س) و سوابق مبارزات انقلابی مکتب معارف خراسان و همراهی خود با امام خمینی(س) در جریان انقلاب اسلامی سخن گفت. مشروح این […]

آیت الله سیدان: امام با هدف احیاء تعالیم اسلام به پا خاست
زاگرس آنلاین-زاگرونا؛

به گزارش جماران، حریم امام نوشت: آیت الله سید جعفر سیدان از چهره‌ شاخص مکتب معارف خراسان و از اساتید برجسته حوزه علمیه مشهد در گفت وگو با حرم امام، پیرامون شخصیت امام خمینی(س) و سوابق مبارزات انقلابی مکتب معارف خراسان و همراهی خود با امام خمینی(س) در جریان انقلاب اسلامی سخن گفت.

مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

اولین بار چگونه و در چه تاریخی با امام خمینی(س) آشنا شدید؟ آیا ملاقات و خاطره‌ای با ایشان دارید؟

من در نوجوانی طلبه شدم و در مدرسه علمیه نواب مشهد که بهترین مدرسه علمیه مشهد از نظر درس و بحث بود و امکانات رفاهی خوبی داشت، درس حوزه را آغاز کردم. متولی و مدیر مدرسه علمیه نواب، آیت الله میرزاعلی اکبر نوقانی از مجتهدین و اساتید بزرگ حوزه علمیه مشهد بود که با امام خمینی(س) نیز خیلی رفاقت و انس داشت‌. سال‌ های اولیه طلبگی را می‌ گذراندم و ادبیات عرب و منطق را به خوبی فرا گرفته بودم. امام خمینی(س) در آن سال ‌ها، گاهی تابستان ‌ها به مشهد می ‌آمدند و چون با آیت الله نوقانی نیز رفاقتی خاص داشتند، به مدرسه علمیه نواب نیز می ‌آمدند. مرحوم نوقانی، سعی می‌ کرد طلاب فاضلی در مدرسه، تربیت نماید و آنها را تشویق و احترام می ‌کرد. در همان ایام که امام خمینی(س) در مشهد بوده و به مدرسه نواب آمده بودند، آیت الله میرزا علی اکبر نوقانی برای اینکه به امام خمینی(س) نشان دهد که چه طلابی در مدرسه، تربیت شده‌ اند، برخی از طلاب مدرسه را صدا می ‌زدند تا امام از آنها امتحان بگیرند و آنها را آزمایش کنند. از جمله من را صدا زدند و به امام خمینی(س) معرفی کردند. امام چند سوال از ادبیات عرب و منطق از من پرسیدند و من پاسخ صحیح دادم و از عهده امتحان به خوبی بر آمدم. آیت الله نوقانی خوشحال شده و به امام گفتند: مثل این طلبه فاضل در قم پیدا می‌ شود؟‌ امام خمینی(س) فرمودند: مثل ایشان در قم، خیلی کم پیدا می ‌شود و من را تشویق و احترام کردند.

آیا بعد از این ملاقات، باز هم با حضرت امام خمینی(س) دیدار و ملاقات داشتید؟

بله پس از آزادی امام خمینی(س) در جریان ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از زندان، در فروردین سال ۱۳۴۳ علمای برجسته مکتب معارف خراسان حضرات آیات میرزا حسنعلی مروارید، شیخ مجتبی قزوینی و… به همراه شاگردانشان به قم رفته و با ایشان ملاقات کردند. در این سفر نیز من در زمره شاگردان آیت الله شیخ مجتبی قزوینی در خدمت ایشان بودم و با حضرت امام ملاقات کردم.

همچنین پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ که امام تازه از پاریس به ایران آمده بودند و چند ماهی در قم سکونت داشتند، نیز خدمت ایشان رسیدم و با ایشان ملاقات کردم. آن زمان حکومت در دست امام خمینی(س) بود و بر اوضاع مسلط بودند. ولی هنوز امام خمینی(س) به تهران نرفته بودند.

این سفر به درخواست و ترغیب آیت الله سید محمد باقر شیرازی فرزند مرجع عالیقدر آیت الله سید عبدالله شیرازی، انجام گرفت و اساتید و علمای برجسته حوزه علمیه مشهد به همراه طلاب زیادی حدود ۱۵۰۰ نفر از مشهد به قم آمده بودند؛ از جمله علمای برجسته مکتب معارف خراسان حضرات آیات: میرزا جواد آقا تهرانی، میرزا حسنعلی مروارید ودیگران بودند.

در این ملاقات با امام، به پیشنهاد مرحوم آیت الله شیخ اسماعیل فردوسی پور که از شاگردان مشترک امام خمینی(س) و آیت الله شیخ مجتبی قزوینی بود، ‌من سخنرانی کردم که حدود نیم ساعت طول کشید و آن جلسه سخنرانی من نیز ضبط شده و نوارش موجود است.

حدیثی در اصول کافی، جلد اول در بحث نوادر است که مضمون آن این است که در میان مسلمین در هر صد سال، کسی می ‌آید که مجدد دین می ‌شود؛ احیای حق می ‌کند؛ باطل را از بین می ‌برد. من امام خمینی(س) را تطبیق کردم به مجدد دین در صد سال اخیر.

در آن سخنرانی، حرکت انقلابی ایشان را بر مبنای فقه و فقاهت توصیف کردم و از تلاش ‌های ایشان برای مبارزه با ظلم و فساد و… گفتم و حال که انقلاب پیروز شده و حکومت به دست ایشان افتاده، ان ‌شاء الله مستضعفین یاری می‌ شوند، احکام اسلام احیا می‌ شود، ‌عدالت برقرار می‌ شود و… بعد، اینچنین گفتم: امر، امر شما و فرمان، فرمان شما است.

 خلاصه با این خطابات، سخنرانی را به اتمام رساندم.

بعد از اتمام سخنرانی، ‌مورد تشویق آقایان علما قرار گرفتم و امام خمینی(س) نیز به من اظهار لطف و محبت نموده و از من تقدیر و تشکر نمودند.

در آن ایام، علمایی که به قم می ‌آمدند، ‌به دیدن سه نفر از بزرگان می ‌رفتند: امام خمینی(س)، آیت الله شریعتمداری و آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی.

به همراه علما و اساتید و طلاب مشهد به دیدار آیت الله شریعتمداری و آیت الله گلپایگانی نیز رفتیم و در آن دو دیدار نیز سخنرانی مجلس، بر عهده من گذاشته شد.

بعد از انقلاب، غیر از این دیدار، باز هم ملاقاتی با امام داشته‌ اید؟

بله یکی دو بار دیگر و شاید بیشتر هم در جماران خدمت ایشان رسیدم.

در ایام اقامت امام خمینی(س) در نجف نیز دیداری با امام داشتید؟

بله در یک سفر به نجف، منزل امام خمینی(س) رفتم و با ایشان ملاقات کردم. قصد داشتند، به حرم امیرالمومنین علی علیه السلام مشرف شوند و به من هم گفتند: شما هم بیا. من نیز در خدمت ایشان، راهی حرم شدم و در ضمن حرکت، جویای احوال برخی از علما و آقایان مشهد شدند از جمله اخوی بزرگترم آیت الله سید عباس سیدان که از علمای انقلابی و شاگرد مشترک ایشان با آیت الله شیخ مجتبی قزوینی بودند، همچنین احوال آقای هاشمی نژاد و….را نیز پرسیدند.

امام خمینی(س) طرفدار فلسفه ملاصدرا و مکتب عرفان نظری محیی ‌الدین عربی بودند، و مکتب معارفی خراسان مخالف این مبانی، این مطلب درست است و اگراین مطلب حقیقت دارد، چگونه در جریان انقلاب از ایشان حمایت کردند؟

بله امام خمینی(س)، طرفدار فلسفه آخوند ملاصدرا بودند و بزرگان مکتب معارفی خراسان، مخالف فلسفه آخوند ملا صدرا و عرفان نظری ابن عربی بودند کما اینکه آیت الله خامنه ر‌ای نیز به مناسبت بحث‌رها گاهی به اشاره یا تصریح،‌ این حقیقت را به این مضمون بیان نموده اند.

مرحوم شیخ مجتبی قزوینی (رضوان الله تعالی علیه) مشرب ضدیت با فلسفه حکمت متعالیه، ‌مشرب ملاصدرا، داشت. ایشان شدید، در این جهت غلیظ بود- امام (رضوان الله علیه) مشربی بر خلاف ایشان داشت. مرحوم شیخ مجتبی نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج می ‌کرد تا وقتی زنده بود؛ ترویج هم از امام می ‌کرد. ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، ‌دیدن امام، مرحوم میرزا جواد آقای تهرانی در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود، اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر سوره حمد امام که در تلویزیون پخش می ‌شد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقای مروارید، ‌اما حمایت می ‌کردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسی، ‌اجتماعی، رفاقتی، با هم، مأنوس؛ همدیگر را تحمل می ‌کردند. در قم باید اینجوری باشد. بنابراین بحث های علمی، تحقیقی و اجتهادی در جای خود محفوظ و حمایت ‌های صحیح از حرکت‌ های اجتماعی، سیاسی و. .. نیز سر جای خود محفوظ است و نباید با هم مخلوط شود‌.

از همراهی علمای مشهد و خودتان با انقلاب و حضرت امام بفرمایید.

وقتی امام خمینی(س)، حرکت انقلابی خود را در مبارزه با ظلم و ستم و فساد حکومت شاه آغاز کردند و به قصد اصلاح امور و احیای عدالت و تعالیم اسلام و امر به معروف و نهی از منکر، اقدام نمودند، علمای مکتب معارف خراسان، از این حرکت امام خمینی(س)، حمایت و پشتیبانی نموده و شاگردان و ارادتمندان خود را نیز به همکاری و همراهی در این راه فرا خواندند که آنها نیز همراهی نمودند.

در جریان مبارزات انقلاب مشهد، حضرات آیات آقایان خامنه ‌ای، حاج شیخ محمد رضا محامی، حاج شیخ عباس واعظ طبسی و شهید هاشمی نژاد در میان فضلای آن دوران حوزه مشهد، فعالتر از بقیه بودند و در حلقه اول مبارزات بودند، پس از ایشان، در حلقات بعدی، من نیز به تبع از استاد خود آیت الله شیخ مجتبی قزوینی، از این حرکت امام خمینی(س) بر علیه ظلم و ستم و فساد حکومت شاه، حمایت کردم؛ و در متن مبارزه و جریان انقلابی حوزه مشهد بودم، و در این زمینه سخنرانی ‌های زیادی داشتم؛ منبرهای من از سوی سازمان امنیت شاه (ساواک) به شدت کنترل می ‌شد و مکرر در مکرر احضار می ‌شدم؛ شاید هفته ‌ای یک بار به ساواک، احضار شده و من را سین جیم (سؤال و جواب) و مورد بازجویی قرار می ‌دادند، من را تهدید نموده و فحش ‌های زیادی به من می ‌دادند و در نهایت نیز به خاطر همین مبارزه با حکومت شاه و سخنرانی ‌ها و فعالیت ‌های انقلابی، در کل کشور، ممنوع ‌المنبر شدم. در اعلامیه ‌های جامعه اهل منبر مشهد، در جریان انقلاب، مشارکت داشتم‌. در پخش و نشر اعلامیه‌ های امام خمینی(س) قبل از انقلاب، فعال بودم همچنانکه در نشر اعلامیه‌های تند انقلابی آیت الله قمی در مشهد مشارکت می ‌کردم.

در آستانه پیروزی انقلاب، پسر برادر امام خمینی (س) که مهندس بود، فوت کرد. در مشهد قرار شد مجلس بزرگداشتی برای ایشان برگزار شود؛ با توجه به حساسیت اوضاع سیاسی، دوستان مبارز و انقلابی مانده بودند که چه کسی سخنرانی کند و بالاخره به عهده من گذاشتند و در آن مجلس مهم و فوق العاده و خطرناک که از همه گروه های مختلف در آن شرکت داشتند، من منبر رفته و سخنرانی کردم؛ حاج سید احمد آقا خمینی نیز از نجف به همین منظور به مشهد آمده و در این مجلس، حاضر شده بودند. در این جلسه، با توجه به آیه: «و من الناس من یعبد الله علی حرف» پیرامون اهمیت ثابت ماندن بر حق سخن گفتم و آیه را با زحمت ‌ها و مشکلات پیش آمده در جریان انقلاب، تطبیق کردم و اینکه بالاخره ثبات قدم به نتیجه می‌ رسد.

امام خمینی(س) را چگونه دیدید و راه و هدف ایشان پس از رحلت چگونه باید ادامه یابد؟

ایشان بر اساس فقه و فقاهت و عدالت برای جلوگیری از ظلم و فساد، قبل از انقلاب حرکت کردند و به قصد احیای تعالیم اسلام به پا خواستند‌؛ مردم را به وحدت و اتحاد فرا خواندند تا انقلاب به پیروزی رسید. پس از رحلت ایشان نیز باید همین هدف، دنبال شده و در جهت احیای مکتب تعالیم اسلام، حفظ و نشر معارف قرآن و عترت حرکت نموده و تلاش کنیم، و وحدت و اتحاد و یک دلی مردم نیز حفظ شود.

با توجه به سوابق تدریس فقه و اصول حضرتعالی چرا تدریس فقه و اصول را رها نمودید و به سمت تدریس مباحث اعتقادی و معارفی گرایش پیدا نمودید؟

چون دیدم الحمدلله نسبتا به اندازه لازم و کافی در حوزه به فقه و اصول اهتمام می ‌شود و عمیق و گسترده کار می ‌شود ولی مباحث اعتقادی نسبتا ضعیف کار می ‌شود و آنچنانکه باید و شاید به آن اهتمام نمی شود و خلاء آن احساس می ‌شود لذا اولویت تدریسی خود را در مباحث اعتقادی و معارفی دیدم و تدریس فقه و اصول را رها نموده و متمحض و متمرکز به تدریس مباحث اعتقادی گردیدم.

از میان اساتید خود بیشتر از کدام یک تأثیر پذیرفته اید؟

در فقه و اصول از مرحوم آیت الله العظمی میلانی و در مباحث اعتقادی و معارفی و عقلی از آیت الله شیخ مجتبی قزوینی.

همدرسی ‌ها و همدوره ‌ای ‌های شما در زمان تحصیل نزد آیت الله شیخ مجتبی قزوینی چه کسانی بوده‌ اند؟

آیت الله حاج سید محمود مجتهدی برادر آیت الله العظمی سیستانی، اخوی بزرگترم آیت الله حاج سید عباس سیدان، استاد محمد رضا حکیمی، آیت الله سید محمد موسوی درودی، آیت الله حاج شیخ محمد رضا محامی، آیت الله حاج شیخ مرتضی محامی که اخیرا فوت کردند و بر ایشان نماز خواندم، آیت الله شیخ عبدالله نورانی و…..

از آثار و تألیفات خود بفرمایید. چه تعداد هست؟

آنچه به ذهن دارم حدود ۱۵ جلد از آن چاپ شده است و حدود ۳۰ جلد دیگر آن، هنوز به چاپ نرسیده است.

نوشته ‌های شما، علاوه بر اینکه معلومات خواننده را زیاد می ‌کند، آنها را وادار به تفکر نیز می‌ نماید و تولید فکر می کند. در میان این آثار، به کدام یک علاقه بیشتری دارید؟

 کتاب” سنخیت، عینیت یا تباین”.

این بحث‌ها را در قم در مدرسه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی داشتم که در روزهای ۵ شنبه انجام می ‌دادم که حدود ۳۰۰ نفر از طلاب شرکت می ‌کردند. این جلسات ۵ شنبه، خیلی طول کشید که بحث ها، ضبط و پیاده شده و به شکل کتاب «سنخیت، عینیت یا تباین» (توحید و جبر و اختیار در قرآن کریم) منتشر شده است.

ظاهرا مناظرات و مباحثاتی هم با بزرگان از جمله با آیت الله جوادی آملی داشتید؟

بله حدود ۳۶ سال پیش در مشهد در مدرسه میرزا جعفر که حالا دانشگاه علوم اسلامی رضوی شده، این مناظره انجام گرفت.

۸ جلسه که هر جلسه، دو ساعت، به طول می‌‌ انجامید. در این جلسات، سه نفر بودیم، من و آیت الله جوادی آملی در فضای صمیمی، با هم مناظره علمی می‌ کردیم و نفر سوم که حضور داشت، آیت الله حاج شیخ مهدی آقا مروارید بودند که در حال حاضر از شخصیت های برجسته فعلی مشهد هستند و ایشان، این مناظره علمی را می ‌نوشتند و ثبت و ضبط کردند. برخی نیز این مناظره را منتشر کردند.

برچسب ها
به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تحریریه زاگرس آنلاین منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.