۞ نکته آموزشی:
اغلب مردم با چنان عجله و شتابي به سوي داشتن يك زندگي خوب حركت مي كنند، كه از كنار آن رد مي‌شوند.
Monday, 28 November , 2022
امروز : دوشنبه, ۷ آذر , ۱۴۰۱ - 5 جماد أول 1444
شناسه خبر : 416476
  پرینت تاریخ انتشار : 01 آذر 1401 - 12:57 |

نمایی از نسلی که نترسید

تهران- در روزهای سخت کرونا که انسان‌ها مانند برگ‌های خزان‌ بر زمین می‌افتادند، مدافعان سلامت با اینکه از فرط کار کردن خستگی در نگاهشان موج می‌زد همچون سرو استوار بر بالین بیماران ماندند و خزان زندگی آنها را به بهار بدل کردند اما خود در خط مقدم پیکار با این ویروس مغلوب شدند و شهد شیرین شهادت را نوشیدند.

نمایی از نسلی که نترسید
زاگرس آنلاین-زاگرونا؛

مادامی که ترس وجود انسان‌ها را در برگرفته بود و هیچکس حاضر نبود برای کمک به بیماران مبتلا به کرونا از سلامتی خود بگذرد، مدافعان سلامت در عرصه مقابله با این ویروس ماندند و با کشیدن دستان پر مهر خود بر سر بیماران، دادن روحیه به آنها و تلاش‌های خستگی ناپذیرشان، سلامتی را برای انسان ها به ارمغان آوردند تا آنان بار دیگر روی خوش زندگی را ببینند.

نسل سلامت، زمستان ما را بهار کردند اما بهار زندگی آنها خزان شد و خانواده‌هایشان با هزار حسرت در آرزوی دیدار آنها ماندند حتی نتواستند در آخرین دیدار با عزیزانشان آنها را در آغوش بکشند تا مرحمی بر دل داغ دیده شان باشد. برخی از آنها حتی اجازه نداشتند برای آخرین بار عزیزانشان را ملاقات کنند و پیکر آنها غریبانه از سوی بیمارستان به خاک سپرده شد.

ما سلامت خود را مدیون ایثارگری و رشادت‌های مدافعان سلامت به‌خصوص شهدای کادر درمان هستیم که در خط مقدم مبارزه، فداکارانه بر بالین بیماران حاضر شدند و در این عرصه جانفشانی کردند. کادر درمان بسیار مظلوم و غریبانه به سوی معبود پرکشیدند اما یاد و نام آنها به عنوان ایثارگران شجاع در تاریخ ثبت شد تا آیندگان بدانند چه انسان های بزرگی فرشته وار در این دنیا زیستند.

خبرنگار ایرنا با برخی از خانواده شهدای مدافعان سلامت در خصوص نحوه ابتلای آنان به ویروس کرونا و سختی‌هایی که آنها و خانواده شان متحمل شدند، به گفت وگو نشست که در این گزارش گزیده ای از آنها آمده برای مشاهده متن کامل مطالب می توانید بر روی تیترها که به رنگ قرمز است کلیک کنید.

روایت همسر پزشکی که دعای شوهرش شهادت بود

همسر شهید مدافع سلامت دکتر مجید عادلی گفت: ظهری که بر سر سفره در حال خوردن ناهار بودیم، تلویزیون به نقل از حضرت آقا اعلام کرد که اگر مدافعان سلامت در حین خدمت جان خود را از دست دهند، شهید محسوب می‌شوند؛ مجید با شنیدن این خبر گفت که ای کاش من هم شهید شوم.

مجید عادلی سعدآباد یکی از پزشکان عمومی ارومیه بود که به عنوان پزشک خانواده در خانه بهداشت گلمانخانه این شهر مشغول به فعالیت بود و با شیوع ویروس کرونا برای خدمت رسانی به بیماران به کادر درمان دو مرکز کرونای این شهرستان پیوست.

وی که ۴۹ سال از عمر بابرکت خود را سپری کرده بود، سال ۱۳۹۹ زمان درمان مرد مسنی که به شدت به ویروس کرونا مبتلا و در یکی از مراکز درمانی بستری شده بود، به بیماری کووید ۱۹ مبتلا شد و ۲ هفته بعد از بستری شدن در بیمارستان طالقانی ارومیه در آبان همان سال بر اثر این بیماری در راه خدمت به درجه رفیع شهادت نائل شد.

روایتی خاص از زبان همسر اولین شهید مدافع سلامت در تهران

دکتر موسی فتح‌آبادی متخصص طب اورژانس بیمارستان چمران تهران، اولین شهید مدافع سلامت در تهران است که اوایل اسفند ماه سال ۱۳۹۸ که زمزمه‌های شیوع بیماری کووید ۱۹ در کشور به گوش می‌رسید، بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در راه خدمت به بیماران در سن ۵۴ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل شد.

نمایی از نسلی که نترسید

نزد نسل سلامت؛ از آمریکا تا سوسنگرد

دکتر امیرهوشنگ فلاح یکی از متخصصان بیهوشی ارزنده کشور بود که بار عمده بیهوشی بیمارستان شهدای محمودآباد استان مازندران را بردوش داشت. او سال‌ها بی‌تکلف به مردم خدمت کرد و به عنوان اولین شهید مدافع سلامت این بیمارستان در تیرماه سال ۱۳۹۹ پس از ابتلا به ویروس کرونا به دیدار معبود شتافت.

دکتر فلاح متولد سال ۱۳۴۴ در تهران بود. وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه تهران و گذراندن خدمت سربازی توانست از چند دانشگاه برتر در آمریکا بورسیه بگیرد و مدرک تخصصی خود را در رشته داخلی از یکی از آن دانشگاه ها اخذ کند. در آن زمان همسرش فرزند دوم خود را باردار بود و امیرهوشنگ به خاطر عشق و علاقه به همسر و کشورش پس از گذشت چندماه به وطن بازگشت و برای ادامه تحصیل در رشته بیهوشی اقدام کرد و موفق به گرفتن مدرک تخصصی بیهوشی شد.

پزشک خیّری که مطب خصوصی نداشت

دکتر بابک رشیدیان یکی از متخصصان داخلی کشور در بیمارستان بعثت شهرستان سنندج بود که در بخش داخلی و آی سی یو به درمان بیماران مبتلا به کووید ۱۹ می‌پرداخت، وی در ۲۰ تیرماه سال ۱۳۹۹ بدون هیچگونه سابقه بیماری قلبی بر اثر ابتلا به کرونا دچار پارگی شریان آئورت شد و پس از تشخیص پزشکان به صورت اورژانسی در بیمارستان امام علی (ع) کرمانشاه تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت.

سه روز بعد از عمل به علت خونریزی شدید در ۲۳ تیر به یاران آسمانی اش پیوست. در بررسی‌های به عمل آمده مشخص شد که دکتر رشیدیان بر اثر ابتلا به ویروس کرونا چار مشکل قلبی شده بود ولی مجال کافی برای درمان و رسیدگی حاصل نشد.

همراهی خانواده‌ها پس از شهادت پدر باعث دلگرمی ما شد

دکتر علی اکبر آقابابایی‌پور شبی پس از یک روز کاری سخت و طافت فرسا در حالی که بسیار خسته بود و سرفه می‌کرد به خانه رسید؛ سه روز بعد به اصرار رویا همسرش برای گرفتن عکس به بخش سی‌تی‌اسکن اورژانس بیمارستان قائم کرج مراجعه کرد و مشخص شد وی در حین خدمت به بیماران به ویروس کرونا مبتلا شده است.

سرفه‌های مکرر اکبر، رویا را به شدت نگران کرده بود به همین دلیل دکتر سریع با دوست صمیمی خود دکتر شیخ الاسلامی یکی از متخصصان بیمارهای داخلی تماس گرفت و موضوع را برایش شرح داد. پزشکان تصمیم گرفتند او را در بیمارستان بستری و قرنطینه کنند، دکتر شیخ الاسلامی به صورت شبانه روزی شرایط اکبر را کنترل و داروهای مورد نیاز را برای وی تجویز می‌کرد، درمان به خوبی پیش می‌رفت، اما سه روز بعد ناگهان حال وی وخیم شد و تلاش ۱۰ روزه کادر درمان به نتیجه نرسید و وی یک مردادماه ۱۳۹۹ به درجه رفیع شهادت نائل شد.

نمایی از نسلی که نترسید

از موکب‌ اربعین تا جبهه کرونا/ وقتی تقدیر شهادت است

دکتر مجتبی عابدیان اخلاصگری که قرار بود طلبه شود تا در جبهه دین تلاش کند، کسب اجازه کرد تا رزمنده دفاع مقدس باشد اما تقدیرش به توصیه مادر ردای پزشکی شد تا در جبهه درمان بکوشد و نمونه این کوشش دو سال حضور در موکب‌های اربعین به عشق سیدالشهدا بود، در نهایت شهد شهادت را در میدان نبرد با کرونا نوشید.

غروب یکی از روزهای اسفندماه سال ۹۸ دکتر مجتبی عابدیان با همسرش تماس گرفت و از احساس کسالت و بیماری خود سخن گفت، هرچقدر به او اصرار کرد به منزل برگردد و استراحت کند، قبول نکرد، تا زمانی که به خاطر ضعف و خستگی شدید ناشی از بروز علائم بیماری کووید ۱۹ چند روز در منزل ماند.

با شدت گرفتن علائم بیماری به پیشنهاد یکی از همکارانش در بیمارستان تامین اجتماعی نکا بستری شد؛ جایی که او برای نجات بیماران آن خطه، جوانی و سلامتی خود را گذاشته بود. این بیمارستان را انتخاب کردند چون تصورشان این بود که دوستان و همکارانش به او رسیدگی می کنند و یکی دو شب می ماند و برمی گردد و لذا بلافاصله ادامه مداخلات درمانی توسط پزشک متحصص داخلی شروع شد اما با توجه به اینکه در ابتدای شیوع ناباورانه ویروس کرونا، بیمارستان تامین اجتماعی نکا، تجهیزات کافی و متخصص عفونی با تجربه ای نداشت، همسر و پزشکان، دائما از دوستان و بهترین همکاران فوق تخصص دکتر عابدیان برای ارائه بهترین درمان ها مشاوره می گرفتند و یا آنها قبول زحمت می کردند و از ساری برای درمان وی بر بالینش حاضر می شدند.

هر روز علائم بیماری، بیشتر می شد و تب بالا، سرفه های شدید، ضعف و بی‌حالی امان او را بریده بود. در عین حال، گلو درد و زخم ناحیه حلق باعث شده بود تا با هر بار دمیدن اکسیژن به محل زخم، سوزش شدیدی در محل زخم احساس کند و شرایط استفاده از اکسیژن را نیز برای وی آزاردهنده و طاقت فرسا کرده بود.

در حالی که میزان اکسیژن خون همچنان کاهش پیدا می کرد، زجر تنفسی باعث شده بود دائما از همکارانش بخواهد گازهای خونش را اندازه بگیرند تا در صورت رسیدن به مرحله خطر، برایش لوله گذاری در مجاری تنفسی را انجام دهند که در آن صورت احتمال بهبودی هم بسیار کم می‌شد. با همه شرایط بسیار سختی که داشت و رنج بی امانی که می کشید به تشویق‌های دائم همسر و فرزندش اهمیت می داد و از طریق ماسک، اکسیژن تنفس می کرد.

پزشکی که با ۴۰ درجه تب بر بالین بیماران ایستاد

۱۶ اسفند تلفنی با پدر صحبت کردم گفت: حالم خوب نیست از او خواستم از بیمارستان مرخصی بگیرد و به خانه برگردد او گفت نمی‌توانم و تا آخرین ساعات کاری بر بالین بیماران ایستاد، وقتی به خانه رسید تب ۴۰ درجه، بدن درد شدید، حالت تهوع و اسهال شدید امانش را بریده بود.

مریم دختر دکتر غلامعلی معنویان سورکی از شهدای مدافع سلامت می گوید: من پزشک عمومی هستم بلافاصله پس از اینکه متوجه شدم حال پدرم وخیم است به وی یک سرم تزریق کردم و فردای آن روز برای گرفتن سی تی اسکن به متخصص عفونی مراجعه کردیم تست کرونای پدر مثبت بود و پزشک برای او دارو تجویز کرد و در منزل قرنطینه شد، ۲۵ اسفند ماه به علت تنگی نفس و کاهش اکسیژن خون به بیمارستان امام خمینی ساری و سپس به بخش آی سی یو بیمارستان شفا منتقل و به علت افت شدید اکسیژن خون ۳ صبح ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ به فیض شهادت نائل شد.

نمایی از نسلی که نترسید

خاطره ای تلخ از آخرین کشیک مشترک

همسر شهید دکتر وحید منصف کسمائی می‌گوید: آخرین کشیک مشترک من و همسرم در اورژانس بیمارستان پورسینا رشت جمعه ۳ اسفند ماه ۹۸ بود به خاطر ویروس کرونا باید از دستکش و ماسک استفاده می‌کردیم حدود ۹ صبح وحید را در بخش دیدم از وی پرسیدم چرا ماسک نزدی گفت که ممکن است مردم با دیدن این صحنه وحشت‌زده شوند.

دکتر فاطمه حق شناس که متخصص اورژانس در بیمارستان پورسینای رشت است در گفت وگو با خبرنگار ایرنا با بیان اینکه اسفند سال ۹۸ به کادر درمان اعلام کردند ویروس کرونا وارد کشور شده و باید از ماسک و دستکش استفاده کنیم، توضیح داد: همیشه استادان به ما می گفتند برای معاینه بیماران نباید از دستکش استفاده کنید چراکه توهین به بیمار است و حس ناخوشایندی در بیمار ایجاد می‌شود، وحید نیز که از اساتید ما بود می‌گفت: بیشتر بیمارانی که به اورژانس مراجعه می‌کنند علاوه بر شرایط وخیم جسمی و روحی، استرس زیادی دارند و ممکن است با دیدن ماسک بر صورت ما وحشت زده شوند به همین دلیل برای معاینه بیماران از ماسک و دستکش استفاده نمی‌کرد.

همسر این شهید مدافع سلامت می‌گوید: در آن زمان ما از شدت بیماری کووید ۱۹ و راه های انتقال آن مطلع نبودیم و اطلاعات دقیق و درمانی خاص برای این بیماری وجود نداشت. در شبکه های مجازی هم فیلم هایی منتشر می شد که افراد در حال راه رفتن یا فعالیت بر روی زمین می‌افتادند و جان خود را از دست می دادند، دیدن این صحنه ها بر شدت استرس ما می افزود و می دانستیم ممکن است جان خود را از دست دهیم اما به دلیل تعهدی که نسبت به بیماران داشتیم بر سرکار می رفتیم.

وی اضافه کرد: آذرماه همان سال بیماران زیادی که اکثرا جوان بودند با مشکلات تنفسی به بیمارستان مراجعه می کردند؛ پس از سی تی اسکن مشخص می شد یک سمت ریه آنها سفید شده اما چون از وجود ویروس کرونا بی اطلاع بودیم تصور می‌کردیم ریه آنها دچار عفونت شده است.

فاطمه با بیان اینکه همسرم سابقه بیماری زمینه ای نداشت، اذعان داشت: وحید از ۳ اسفند ۹۸ (به مدت یک هفته) به دلیل دردهای عضلانی، اسکلتی و به دنبال آن تب و لرز و سرفه‌های شدید و طاقت‌فرسا در خانه قرنطینه شد، زمانی که من بر سرکار می رفتم دخترم از او مراقبت می‌کرد شرایط روز به روز بدتر می شد برای او کپسول اکسیژن گرفتم با آن هم نمی‌توانست به خوبی نفس بکشد پس از انجام تست پی سی آر مشخص شد وی به ویروس کرونا مبتلا شده، نمی دانستیم چه داروهایی باید مصرف کند با سختی داروهای ضد ویروس و آسپری های باز کننده مجاری تنفسی را تهیه می کردم، درمان مشخصی وجود نداشت هر پزشک یک نوع دارو تجویز می‌کرد، برخی از پزشکان به دلیل ناشناخته بودن ویروس داروهایی را برای وی تجویز کردند که عوارض آنها باعث افزایش کراتین خون و مشکلات کلیوی وی شد و یک روز قبل از فوت به علت اختلال در عملکرد کلیه تحت دیالیز قرار گرفت.

وی افزود: وحید ۲ روز و نیم در بیمارستان بستری شد پس از آن به علت وخامت حالش به بخش آی سی یو منتقل و برای اینکه بتواند لوله هایی که در مجرای تفسی او گذاشته شده را تحمل کند او را بیهوش کردند اما متاسفانه ریه های او به شدت درگیر شده بود و درمان اثربخش نبود و ۱۹ اسفند ماه ۹۸ بر اثر بیماری کووید ۱۹ در بیمارستان به شهادت رسید.

مداوای بیماران کرونایی با پای شکسته/ پزشکی که شهادتش را پیش بینی کرده بود

مادامی که از بیمارستان فیروزگر به دکتر محمود پویانی‌راد خبر دادند یکی از همکاران وی به علت وخامت حالش از شمال به تهران منتقل شده، از خانه برای اینکه کمترین زمان را سپری کند بدون ماسک و لباس مخصوص خود را بالای سر بیمار رساند و همان زمان به ویروس کرونا مبتلا شد.

دکتر پویانی‌راد شهید مدافع سلامت که متخصص بیهوشی بیمارستان فیروزگر تهران بود در زمان شیوع ویروس کرونا به کشور، آخرین سال از دهه ششم زندگی اش را می‌گذراند آنقدر وظیفه شناس بود که با وجود اینکه در ایام کرونا پایش شکسته بود با همان وضعیت باز هم خودش را به شیفت‌ها می رساند!

همسر این شهید مدافع سلامت در گفت وگو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: محمود آنقدر برای خدمت به بیماران کرونایی بی‌تاب و آماده بود که وقتی پایش شکست، خوشحال شدم که بیمارستان نمی‌رود، اما باز هم دست از کارش نکشید او همیشه می‌گفت: اگر من برای درمان بیماران به بیمارستان نروم و بقیه هم نیایند، چه کسی به مبتلایان به ویروس کرونا رسیدگی کند.

دکتر مریم ناسوتی که خود نیز به عنوان پزشک عمومی مشغول فعالیت است می گوید: بارها در ایام کرونا با التماس از همسرم تقاضا کردم تا از رفتن به بیمارستان منصرف شود اما گوش او به این حرف ها بدهکار نبود، می گفت: اگر من یا دیگر همکارانم نرویم، پس چه کسی به داد مردم برسد.

وی با بیان اینکه من هم نسبت به بیماران بی تفاوت نیستم؛ توضیح داد: همسرم بیماری زمینه ای داشت و از بیماری کولیت روده یا کولیت اولسروز رنج می‌برد؛ به همین دلیل مدتی کورتن مصرف می کرد و کرونا خطری بسیاری جدی برای این دست از بیماران است.

پدر بیهوشی نوین ایران در خط مقدم کرونا/ منتظر فردایی هستم که می‌گفت به خانه باز می‌گردم

دکتر ولی الله حسنی پدر بیهوشی نوین ایران و ملقب به خواجه ثنایی زمان، یکی از شهدای مدافع سلامت است که علاوه بر تربیت بیش از ۷۰۰ متخصص بیهوشی، ۴۰ سال در عرصه خدمت به بیماران ویژه و خاص تلاش کرد و با اینکه در زمان شیوع ویروس کرونا توانست به هزاران بیمار زندگی دوباره ببخشد خود قربانی این ویروس شد.

دکتر حسنی با ارائه کتابها و مقالات علمی فراوان جزو نفرات اول رشته بیهوشی و معدود افراد در دنیا بود که به آخرین مرتبه علمی در این رشته دست یافت وی با پژوهش و تحقیق های خود برای بالا بردن و ارتقا دانش این رشته برای کشور شبانه روز تلاش کرد.

این شهید مدافع سلامت که به اسطوره علم، اخلاق و ادب شهره بود هیچگاه به دنبال مطرح کردن خود نبود، از فداکارترین شخصیتی هایی بود که تاریخ پزشکی به خود دید و تا آخرین نفس به دنبال هدف و آرزوی خود در امر آموزش و سلامت تلاش کرد و با تمام کارهای ارزشمندی که در راستای سلامت انجام داد همیشه خود را یک معلم عاشق می‌دانست.

دکتر حسنی از پزشکان ارزشمند؛ متعهد و اساتید خوشنام و دبیر هئیت بورد رشته تخصصی بیهوشی بود که پس از خدمات فداکارانه به بیماران مبتلا به کرونا در دوران پاندمی، در سال ۱۳۹۹ به این ویروس مبتلا و در ۱۷ مهرماه ۱۳۹۹ چشم از جهان فرو بست و شهد شیرین شهادت را نوشید.

مدافعی که خود مبتلا اما نگران بیماران بود

یکی از پرستاران بیمارستان امام خمینی (ره) سردشت که داوطلبانه در کنار دیگر مدافعان سلامت در بخش‌های کرونا و کودکان به بیماران خدمات ارائه می‌داد، حتی زمانی که خود به این ویروس مبتلا شد مدام حال بیماران را جویا می‌شد و برای آنها نگران بود.

شهید سامان قادری پس از اتمام دوره سربازی، با توجه به دارا بودن مدرک پرستاری و نیاز شهرستان سردشت از توابع استان آذربایجان غربی به کادر درمان به صورت قراردادی در بیمارستان امام خمینی (ره) استخدام شد، در زمان شیوع ویروس کرونا و نیاز شدید به خدمات پرستاران نیز بر خود واجب دانست برای مداوا و حفظ جان شهروندان به صورت داوطلبانه در کنار دیگر مدافعان سلامت قرار گیرد.

وی در حین خدمت به بیماران بستری در بخش کرونا، به بیماری کووید ۱۹ مبتلا و پس از مثبت شدن تست (پی سی آر) در بیمارستان امام خمینی (ره) بستری شد، پس از چهار روز اکسیژن خون سامان پایین آمد و اینتوبه شد (یعنی به دستگاه ونتیلاتور وصل شد) و پس از ۱۰ روز درد و رنج ناشی از این بیماری به فیض شهادت نائل شد.

نمایی از نسلی که نترسید

شهادت اولین شهید مدافع سلامت «لامرد» در روز پزشک/خواب علی دو ماه بعد از شهادتش تعبیر شد

دکتر علی کشتکار اولین شهید مدافع سلامت در شهرستان لامرد از توابع استان فارس است که یک شهریور ماه ۱۳۹۹ مصادف با روز پزشک به خیل شهدای مدافع سلامت پیوست.

علی ۲ ماه قبل از شهادت خواب دیده بود که خانه‌ای باشکوه، غرق نور و مجلل در شهر کربلای معلی و کنار حرم حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) دارد، و درب خانه او در صحن حرم باز می‌شد، جمعیت زیادی با بیرون آمدن از آن خانه وارد حرم می شدند و می گفتند که این خانه دکتر است علی هم در صحن ایستاده بود و از آنها استقبال می‌کرد.

حمیده صفری همسر شهید کشتکار در گفت و گو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: پس از شهادت علی چند تن از خادمان امام رضا (ع) به خانه ما آمدند این خواب را برای آنها تع ریف کردم آنها گفتند که بدون شک تعبیر دیدن خانه علی در جوار حرم امام حسین (ع) شهادت او بوده است.

رازهای سر به مهر پزشکی که دستور بستری شدن خودش را نوشت

دکتر شیرین روحانی‌راد یکی از مدافعان سلامت بود که در اوج شیوع ویروس کرونا ۲۵روز بی وقفه به مداوای بیماران در بیمارستان پرداخت و پس از ابتلاء به این ویروس با وجود سرم در دست، بیماران مبتلا به کووید ۱۹ را معاینه و به بخش‌های بیمارستان (شهدای پاکدشت) سرکشی می‌کرد.

دکتر شیرین روحانی راد شبانه‌روز در بیمارستان ماند تا بتواند کمبود پزشکان را جبران کند، ضعف و خستگی ایمنی بدنش را تهدید و مبارزه با ویروس کرونا را برای وی سخت‌تر کرد تا اینکه به دلیل شدت بیماری دستور بستری شدن خود را صادر و ۱۰ روز در همان بیمارستانی که کار می‌کرد بستری شد؛ کرونا ریه‌هایش را به شدت درگیر کرده بود و به دلیل وخامت حالش به بیمارستان مسیح دانشوری منتقل شد؛ در آنجا بیماری بر وی غلبه یافت و در ۲۸ اسفند ۱۳۹۸ به فیض شهادت نائل و در جوار شهدای انقلاب، دفاع مقدس و دفاع از حرم در گلستان شهدای ۱۰ امامِ شهرستان پاکدشت به خاک سپرده شد.

مدافعی که پس از شهادت برای دخترش هدیه تولد فرستاد

محمدرضا دارینی از پرستاران و مدافعان سلامت بیمارستان نیروی دریایی گلستان در تهران پس از ماه‌ها مجاهدت در راه خدمت به بیماران مبتلا به کووید ۱۹ به این ویروس مبتلا و به درجه رفیع شهادت نائل شد.

دارینی شهید مدافع سلامت بیش از ۲۶ سال به عنوان پرستار در بیمارستان نیروی دریایی گلستان فعالیت داشت و در اوج شیوع کرونا با رفتن به منازل بیماران بخصوص مبتلایان به کووید ۱۹ به آنها خدمت کرد و سرانجام در این راه به ویروس کرونا مبتلا شد.

وی پس از مواجهه با علائمی همچون سردرد، سرفه های شدید، تعریق و تنگی نفس یک هفته خود را در خانه قرنطینه و پس از وخیم شدن حالش برای گرفتن عکس سی تی اسکن به بیمارستان مراجعه کرد و با مثبت شدن تست پی سی آر در بیمارستان محل خدمت بستری و پس از حدود دو هفته جدال با ویروس کرونا در شامگاه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ به فیض شهادت نائل شد و به کاروان شهدای مدافع سلامت پیوست.

همسر این شهید مدافع سلامت اذعان داشت: آذرماه ۹۹ اولین تولد نرگس بدون حضور پدرش بود، همان روز از طرف نظام پرستاری تماس گرفتند و گفتند که از هر خانواده شهدای مدافع سلامت یک نفر را به مشهد برای زیارت امام رضا (ع) اعزام می کنند، موضوع را به دخترانم گفتم نرگس گفت «من خیلی دلم می‌خواهد به این سفر بروم»، خلاصه او به مشهد رفت و شب قبل از اذان صبح در خواب دید در کنار حرم امام رضا (ع) گریه می کند و به پدرش می گوید «بابا از این که در تولدم نبودی من ناراحت هستم» پدرش او را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: «من همیشه کنار تو هستم و کادوی تو را از امام گرفتم» که زیارت حضرت بوده و روی شهدا را زمین نمی‌گذارد.

مدافعی که در روز تولدش آسمانی شد

دکتر سعید حقیقی یکی از متخصصان طب اورژانس اصفهان و اولین شهید مدافع سلامت این شهر است که در حین خدمت رسانی به بیماران مبتلا به کووید۱۹ به ویروس کرونا مبتلا و پس از ۶ روز که در کما به سر می‌برد پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت پنج بامداد درست در روز تولدش آسمانی شد و به کاروان شهدای سلامت پیوست.

دکتر حقیقی رییس اداره دارو و تجهیزات بنیاد شهید اصفهان بود و ۱۵ سال به جانبازان و خانواده‌های آنها در عرصه سلامت خدمت‌رسانی کرد. وی از تیرماه سال ۱۳۹۸همکاری خود را با دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در اورژانس بیمارستان‌های گلدیس شاهین‌شهر و ۹دی منظریه خمینی‌شهر به عنوان پزشک متخصص طب اورژانس آغاز کرد.

پوپک حقانی‌فر همسر این شهید مدافع سلامت در خصوص نحوه ابتلای دکتر حقیقی به ویروس کرونا به خبرنگار ایرنا گفت: قبل از اینکه حال سعید وخیم شود به من گفت «یک دختر ۱۱ ساله که به ویروس کرونا مبتلا و حالش بسیار وخیم بود را به بیمارستان آوردند، به شدت ریه های وی درگیر شده بود و پس از اقدامات درمانی و لوله گذاری به کما رفت.» احتمالا ویروس از این کودک به همسرم سرایت کرده است.

وی افزود: زمانی که تازه کرونا شیوع یافته بود، پزشکان کمتر تمایل داشتند به سر کار بروند. به همین دلیل نوبت های کاری پزشکان حاضر در بیمارستان ها افزایش یافت. زمانی که سعید به کرونا مبتلا شد، به دلیل کمبود پزشک، ناگزیر بود با رعایت نکات بهداشتی بر سر کار برود. فردای ظهر آن روز پس از اتمام نوبت کاری اش به خانه آمد و گفت حالم خوب نیست و علائمی همچون سردرد شدید، ضعف و سرفه در وی بروز کرد و به ما گفت «به من نزدیک نشوید». شب حال وی وخیم شد. با برادرم که پزشک است تماس گرفتم و موضوع را با او در میان گذاشتم. او به خانه آمد و به سعید آمپول تزریق کرد. فردای آن روز به بیمارستان مراجعه کرد و در آنجا بستری شد و به دلیل عوارض ناشی از ویروس کرونا به کما رفت و پس از ۶ روز در بیمارستان به شهادت رسید.

نمایی از نسلی که نترسید

سنگینی حق‌الناس با قرآن حل نمی‌شود

مرد روزهای سخت بود. هر زمانی که کشور با بحران روبرو می‌شد، داوطلبانه در تمام صحنه‌ها از جنگ در جبهه‌ها گرفته تا خط مقدم مقابله با کرونا حاضر شد و برای کمک به همنوعان جان خود را فدا کرد.

حسن میانه ساز یکی از بهیاران بیمارستان‌های شهید رجایی قزوین و مهرگان بود که باوجود ۳۹ سال خدمت در حوزه بهداشت و درمان در زمان شیوع ویروس کرونا باز هم پا به عرصه جهاد گذاشت و در مسیر دفاع از سلامت مردم تلاش کرد.

وی زمانی که در بیمارستان مهرگان قزوین مشغول خدمت رسانی به بیماران بود به ویروس کرونا مبتلا و پس از مثبت شدن تست پی سی آر حدود ۶ روز در خانه اش قرنطینه شد. در این مدت هر روز علائم کرونا نظیر سرفه و تب و لرز در وی بیشتر نمایان می‌شد تا جایی که در بیمارستان بستری و به دلیل درگیر شدن ریه‌هایش به بخش آی سی یو منتقل و علی رغم یک هفته تلاش پزشکان در دوم آبان ماه ۱۳۹۹ به فیض شهادت نائل آمد و به دیدار معبود شتافت.

پرستاری از معشوق در قامت پزشک/ نوشتن برای همسر در آخرین لحظات عمر

سخت است و جانکاه که در قامت پزشک، پرستار معشوقه‌ات شوی که توان نفس کشیدن ندارد و کرونا مثل خوره به جانش افتاده و جسم و جانش را تحلیل می‌برد و تو جز زدن ماسک اکسیژن بر روی صورتش کاری از دستت برنمی‌آید.

سپری شدن ۱۱ روز زندگی با بیم و امید برای بازگشت محبوبی که ۱۹ سال از زندگی ات را با او سپری کرده ای و نفست به نفسش بند است، جانکاهی اش در تصور نمی گنجد. روزی که ردای سفید پزشکی را بر تن کرد، هرگز تصور نمی‌کردی او که به هزاران انسان زندگی دوباره بخشیده و خود مغلوب یک ویروس ناشناخته شود.

عاشقانه دست در دست هم با ایمان راسخ، پای سوگندی که خواندید، ماندید و در خط مقدم مقابله با ویروس کرونا قد علم کردید تا با درمان بیماران، امید را به جامعه بازگردانید اما نمی‌دانستید که یکی از شما مغلوب این نبرد می شود و آخرین روزهای زندگی عاشقانه تان را در بیمارستان با درد و آه، دلی شکسته و غمی جانکاه سپری می‌کنید.

برچسب ها
به اشتراک بگذارید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تحریریه زاگرس آنلاین منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.