نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فرزند ارشد ملک منصورخان باشتی درگذشت

فرزند ارشد ملک منصورخان باشتی آخرین کلانتر ایل باوی درگذشت.

به گزارش زاگرونا؛ پروفسور ملک ناصرخان باشتی در آلمان درگذشته است. مرحوم ناصر خان جراح ممتازی بوده است.

بنا به برخی گزارشات، انجمن جراحان اروپا ناصرخان باشتی را به عنوان جراح برتر و پنجه طلا (۲۰۱۷) را در آلمان برگزیده و به وی کاپ طلا اهدا کرده بود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

گزارشی درباره نمایش “همه برادران من” اثر رضا گشتاسب و داوود پارسا

نمایش : همه برادران من

نویسنده : رضا گشتاسب
کارگردان : داود پارسا

بازیگران :

داود پارسا
محمد دشتی
محمد خماسپور
محسن جلالی
داود هاشمی
محمود دشتی
مهدی حسینی
راضیه فصیح
زینب نارکی
طاها پارسا
اهورا پارسا

طراح صحنه : داود پارسا
طراح لباس : راضیه فصیح
طراح پوستر و تیزر : احسان جابرزاده
طراح و اپراتور نور و موسیقی : محمد رضایی

اجرای دکور : داود هاشمی
مدیر صحنه : ارسلان مردانی

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

اعلام آثار بخش ویژه تئاتر فجر/ درخشش گچساران و یاسوج

به گزارش ستاد خبری این جشنواره، ۲۵ اثر توسط هیات انتخاب این بخش برای شرکت در جشنواره پذیرفته شد که اسامی آن به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر است.

«آرش، شهر سوخته، بخش طبی ۴» به نویسندگی و کارگردانی فردوس حاجیان از تهران شهر تهران

«آسانسور نداره» به نویسندگی سباستین تیری ترجمه هومن حسین‌زاده به کارگردانی لبخند بدیعی از  استان تهران شهر تهران         

«اتاق» به نویسندگی و کارگردانی زنده‌یاد ساشا کشوادی از استان تهران شهر تهران

«استرالیا» به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی سیدمحمدهادی هاشم‌زاده از استان فارس شهر شیراز

«اسطرلاب۱/۲ »(مشروط) به نویسندگی و کارگردانی صدرا صباحی از استان تهران شهر تهران

«به هیچکس هیچی نگو» به نویسندگی و کارگردانی کامران شهلایی از استان تهران شهر تهران

«بهشت حکیم الله» به نویسندگی خسرو امیری و کارگردانی مرجان قاسمی از استان ایلام شهر  دهلران

«بی‌خوابی» به نویسندگی و کارگردانی سعید هاشمی‌پور از استان تهران شهر تهران

«پاستیل زرد» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا عطایی‌فر از استان تهران شهر تهران

«پشت دیوار کشتارگاه» به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری از استان خراسان رضوی شهر مشهد

«تلفات» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی از استان تهران شهر تهران

«خاموشان» به نویسندگی سبا سلیمانی و کارگردانی زنده‌یاد علی سلیمانی از استان تهران شهر تهران

«دکتر هاشمیان» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد صرامی از استان اصفهان شهر خمینی‎شهر

«رز آبی» به نویسندگی طهورا احدی و کارگردانی احمد ارجمندی از استان تهران شهر تهران

«رگال» به نویسندگی مجید جوادیان‌زاده و کارگردانی احمد ندافی و سعید یوسفی از استان یزد شهر یزد

«سه‌گانه پاریسی» به نویسندگی و کارگردانی ایوب آقاخانی از استان تهران شهر تهران

«صامت» به نویسندگی و کارگردانی امیربهاور اکبرپور دهکردی از استان تهران شهر تهران

«لاوستوری» به نویسندگی و کارگردانی زری اماد از استان تهران شهر تهران

«مانستر» به نویسندگی کوروش شاهونه و حمیدرضا اسدزاده به کارگردانی کوروش شاهونه از استان تهران شهر تهران

«مدرنیته، اورست، یا چه کسی فرمانده را کشت؟» به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی آرش دادگر از استان تهران شهر تهران

«مستقیم ته منصور جنوبی» به نویسندگی محمد میرعلی‌اکبری و کارگردانی پریسا محمدی از استان تهران شهر تهران

«مصریه» به نویسندگی لادن قناد و کارگردانی اکبر آیین از استان کهگیلویه و بویراحمد شهر یاسوج

«مصریه» به نویسندگی لادن قناد و کارگردانی مهدی آشوغ از استان خوزستان شهر اندیمشک

«همه برادران من» به نویسندگی رضا گشتاسب و کارگردانی داوود پارسا از استان کهگیلویه و  بویراحمد  شهرگچساران

«یک ماه هزار آسمان» به نویسندگی و کارگردانی حمید ابراهیمی از استان تهران شهر تهران

 
چهلمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر از ۱۴ تا ۲۶ بهمن به دبیری حسین مسافرآستانه برگزار می‌شود و اخبار آن در سایت fitf.ir در دسترس است

نوشته شده در یک دیدگاه

پذیرفته شدن بانوی گچسارانی در کلاس داوری ارتقای درجه یک به ملی والیبال زنان

کمیته داوران فدراسیون والیبال اسامی داوران پذیرفته شده در دوره داوری درجه یک به ملی را اعلام کرد.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون والیبال، کلاس داوری ارتقای درجه یک به ملی زنان با حضور ۲۵ داور از سوم تا هشتم دی‌ماه و مردان با حضور ۴۹ داور از نهم تا سیزدهم دی‌ماه در فدراسیون والیبال برگزار شد.

کمیته داوران فدراسیون والیبال پس از بررسی آزمون‌های تئوری، عملی و زبان انگلیسی شرکت کنندگان، اسامی پذیرفته شدگان این دوره‌ها را در دو گروه زنان (۱۵ داور) و مردان (۲۹ داور) اعلام کرد که فهرست آن‌ها به قرار زیر است:

گروه زنان: ۱- زهرا رضانژاد ۲- پروانه فامیلی‌فرد ۳- سحر صارمی ۴- فروغ رادفر ۵- نیوشا علمداری ۶- پریسا مرامی دیزناب ۷- مریم حسین‌زاده منفرد ۸- فرزانه فتاحی ۹- سیما سنائی ۱۰- سیده لیدا هاشمی ۱۱- مهین صالحی ۱۲- رویا کیانی فر ۱۳- الهام امیرزاده ۱۴- پریسا واحدی ۱۵- الهه سیفی‌پور

گروه مردان: ۱- نوید زنگنه آزاد ۲- محمد رضا دهقانی تفتی ۳- سجاد خان بابازاده ۴- مرتضی حیدرزاده ۵- میلاد عرب اسماعیلی ۶- حامد رئیسی ۷- بابک احمدی ۸- امیر امینی ۹- بیژن انگالی ۱۰- سیداحمد موسوی ۱۱- علی گالشی علی آبادی ۱۲- شهرام سقالی ۱۳- جلال بنکدار ۱۴- رامین برومندفر ۱۵- محمدصادق همتی ۱۶- علی‌اصغر علی‌نقیان ۱۷- امیررضا ابوالفتحی ۱۸- مهرداد زارع ۱۹- محسن غلامی ۲۰- مهدی باقری ۲۱- حسین ملکیان ۲۲- محسن نوری ۲۳- حامد رمضانی ۲۴- محمد آشنا اردلان ۲۵- ابراهیم علی‌پور ۲۶- داود شجاعی ۲۷- بابک دستجردی ۲۸- ابوالفضل نوذری ۲۹- محمدمهدی مرحمتی

مهین صالحی بانوی ورزشکار و د اور ملی گچساران در این دوره شرکت کرده بود که با موفقیت ازمون را پشت سر گذاشت.

نوشته شده در ۲ دیدگاه

رویکرد اداره صنعت ، معدن وتجارت گچساران؛ از پشت میز به میدان

محسن ضامن فر رئیس اداره صنعت ، معدن وتجارت گچساران که به تازگی به ریاست این اداره منصوب گردیده ، تحرکات میدانی را برای کنترل بازار وسرعت بخشیدن به کارهای صنعتی و تولیدی بکار بسته است .
برگزاری اولین جلسه ستاد تسهیل ورفع موانع تولید با حضور معاون اقتصادی استاندار ومدیران کل استانی برای رسیدگی به مشکلات واحدهای صنعتی ، برگزاری دوره های آموزشی ویژه بازرسان بسیجی برای امر بازرسی ونظارت بازار ، گشت های مشترک با ادارات مرتبط برای کنترل بازار ، پیگیری های ویژه برای ایجاد ناحیه صنعتی جدید در گچساران ، تلاش گسترده برای تعیین تکلیف ناحیه صنفی گچساران ،
پیگیری برای تعیین تکلیف زمین جهت احداث اتاق اصناف در گچساران ، بازدیدهای سرزده از اتاق اصناف ، تعیین بازرس برای نظارت بر بازار شهرستان باشت ، بازدیدهای میدانی از واحدهاوطرح های صنعتی ، حل مشکلات تعدادی از واحدهای صنعتی با برگزاری جلسه با مدیران کل ادارت مربوطه ، و ایجادنشاط در مجموعه کارکنان اداره وتکریم مراجعان بخشی از تلاشها وفعالیت های این مدیر جدید وجوان برای ایجاد تغییر وتزریق امید در فعالان بخش تولید وتجارت شهرستان گچساران بوده است .
وی که به همراه کارشناسان حوزه صنعت از شهرک صنعتی چهاربیشه گچساران بازدید می کرد ، در گفتگو با خبرنگاران افزود بنا داریم اولویت خود را به کارهای میدانی وحضور مستقیم در واحدهای تولیدی وارتباطات چهره به چهره با اصناف وتولید کنندگان و بازار تغییر دهیم .
وی افزود هم اینک که واحد صنایع ومعادن این اداره در مجموعه شهرک های صنعتی در حال بازدید هست ، گشت مشترک بازسان این اداره ، با بازرسان ادارات جهاد کشاورزی ، تعزیرات ، بهداشت واتاق اصناف در شهرستان گچساران وگشت ویژه نظارتی ، بازرس این اداره که به تازگی به شهرستان باشت اعزام شده با حضور بازرسان بسیجی در حال بازدیدمیدانی از بازار شهرستان باشت می باشند.
وی با تاکید بر استمرار حرکتهای میدانی کارکنان اداره افزود بنا داریم دررسیدگی وحل مشکلات واحدهای تولیدی ونظارت مستمر بر بازار تمامی ظرفیت های خودرا بکار بندیم .
وی در پایان ازهمه مردم و فعالان اقتصادی درخواست کرد تا این اداره را برای پیگیری وحل مشکلات یاری دهند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

در طلوع حیات، گرما ممکن است موجب تقسیم سلولی شده باشد

حرکت ظریف پروتئین‌ها به سلول‌های مدرن کمک می‌کند تا تکثیر شوند. در جریان تقسیم سلولی، آنزیم‌ها و پروتئین‌های ساختاری همانندسازی DNA و تقسیم محتویات سیتوپلاسمی سلول و تقسیم غشا را سازمان‌دهی می‌کنند. انجام صحیح این فرایندها بسیار مهم است؛ زیرا بروز خطا می‌تواند به تولید سلول‌های دختری غیرطبیعی یا بدون قدرت زنده ماندن منجر شود.میلیاردها سال پیش، همین چالش باید پیشِ روی اولین مجموعه‌های غشایی بوده باشد که به‌طور خود‌به‌خود از مواد بی‌جان به‌وجود آمده بودند؛ اما این پروتوسل‌ها (پیش‌سازهای سلول‌های زنده) باید بدون تکیه بر پروتئین‌های بزرگ تکثیر می‌شدند. اینکه آن‌ها چگونه این کار را انجام دادند، سؤال مهمی برای اختر زیست‌شناسان و بیوشیمی‌دانانی است که منشأ حیات را مطالعه می‌کنند. آنا وانگ، اخترزیست‌شناس دانشگاه نیوساوث‌ولز استرالیا گفت: «اگر همه‌ی آنزیم‌های سلول را حذف کنید، اتفاقی نمی‌افتد. آن‌ها بسیار پایدار هستند.»در مطالعه‌ای که اخیرا در مجله‌ی Biophysical Journal منتشر شده است، رومن آتال، فیزیک‌دان شهر علم‌و‌صنعت فرانسه و لوران شوارتز از بیمارستان‌های عمومی پاریس معادلات ریاضی را توسعه دادند که نشان می‌دهد چگونه گرما به‌تنهایی می‌توانسته است برای هدایت یکی از بخش‌های مهم فرایند تکثیر، یعنی شکافتن پروتوسل و تقسیم آن کافی بوده باشد.آتال فکر می‌کند که فرایندهای شیمیایی و فیزیکی فعال در زندگی اولیه احتمالاً بسیار ساده بودند؛ بنابراین، ترمودینامیک به‌تنهایی می‌توانسته است نقش مهمی در چگونگی آغاز حیات داشته باشد. به‌گفته‌ی وی، معادلات بنیادینی که او روی آن‌ها کار کرده است، می‌توانند برخی از قوانین حاکم بر نحوه‌ی پیدایش اولیه‌ی زندگی را توضیح دهند.تلنگری برای تقسیم‌شدنبرای اینکه سلول‌های ابتدایی بدون ماشین‌آلات پروتئینی پیچیده تقسیم شوند، به محرک فیزیکی یا شیمیایی نیاز خواهد بود. کشف فرایندهای که موجب تقسیم اولین سلول‌ها شد، زمانی چالش‌برانگیزتر می‌شود که در نظر بگیرید که دانشمندان هنوز درباره‌ی تعریف حیات و پروتوسل‌ها اتفاق‌نظر ندارند.مقاله‌های مرتبط:آنچه دانشمندان درباره‌اش اتفاق‌نظر دارند، این است که پروتوسل‌ها باید نوعی اطلاعات موروثی داشته باشند که بتوانند به سلول‌های دختری منتقل شوند و متابولیسمی داشته باشند که واکنش‌های شیمیایی را انجام بدهد و از غشای لیپیدی برخوردار باشند که متابولیسم و اطلاعات موروثی را از محیط آن‌ها جدا کند. درحالی‌که دنیای شیمیایی بیرون تصادفی بود، دیواربندی فراهم‌شده‌ی غشای لیپیدی می‌توانست ناحیه‌ای با آنتروپی کمتر ایجاد کند.برای اینکه پروتوسلی پیش از تقسیم رشد کند، باید نه‌تنها حجم درون سلول، بلکه سطح غشای اطراف را نیز افزایش دهد. برای ایجاد دو سلول دختری کوچک‌تر با حجم مشابه با سلول والدی به لیپیدهای اضافی برای غشاهای آن‌ها نیاز است؛ زیرا سطح آن‌ها درمقایسه‌با حجم بزرگ‌تر خواهد بود.درنتیجه‌ی واکنش‌های شیمیایی موردنیاز برای تأمین سوخت لازم برای تولید لیپیدها، انرژی به‌شکل گرما آزاد می‌شود. همان‌طور‌که آتال این ایده‌ها را با شوارتز درمیان می‌گذاشت، به این موضوع فکر می‌کرد که آیا این انرژی برای تحریک تقسیم اولیه سلول کافی بوده است یا خیر.آتال با جست‌وجو در مقالات پژوهشی، مطالعه‌ای را پیدا کرد که نشان می‌داد دمای میتوکندری‌ها کمی بیشتر از سلول اطراف آن‌ها است. او می‌خواست بداند که آیا این تفاوت انرژی می‌تواند در پروتوسل‌ها ایجاد شود و آیا برای آغاز تقسیم کافی است یا خیر. آتال برای مدل‌سازی این مسئله معادلاتی را طرح کرد. او فرض کرد که پروتوسل‌ها میله‌ای‌شکل هستند و غشای دولایه‌ای دارند که به مواد‌مغذی و مواد زائد اجازه‌ی انتشار می‌دهد.آتال متوجه شد که انرژی تولیدشده‌ی متابولیسم سلولی ابتدایی لیپیدهای داخل غشا را سریع‌تر از لیپیدهای خارج از غشا گرم می‌کند. سپس، ترمودینامیک لیپیدهای داخلی پرانرژی را مجبور می‌کند که به‌‌سمت بیرون بچرخند و غشای بیرونی را گسترش دهند. راه‌حلی آسان برای این نبود تعادل آناست که سلول‌ها به‌هم فشار بیاورند و دو سلول دختری را ایجاد کنند. این فشردگی در میانه‌ی سلول والدی رخ می‌دهد که داغ‌ترین محل است و حرکات لیپیدی در آن بیشتر.براساس مطالعه‌ی جدیدی، وزیکول‌های دارای غشا که پیش‌سازهای سلول‌های زنده بودند، ممکن است تحت‌تأثیر گرمای تولیدشده درونی تقسیم شده باشند.کار آتال صرفاً تئوری است؛ اما می‌توان در آزمایشگاه با ایجاد وزیکول‌های مشابه و اندازه‌گیری اینکه آیا دمای درون آن‌ها از دمای بیرون آن‌ها متفاوت است، آن را آزمایش کرد. وانگ می‌گوید نبود تقارن در غشاهای لیپیدی می‌تواند در زندگی آغازین نقشی داشته باشد. اگرچه هم او و هم پل هیگز، بیوفیزیک‌دان دانشگاه مک‌مستر، درباره‌ی برخی از فرضیات مدل آتال تردید دارند.آن‌ها خاطرنشان کردند ازآنجاکه سلول‌ها و پروتوسل‌ها کوچک هستند، گرمای بسیار کمی می‌تواند تولید شود و مشخص نیست که آیا تفاوت دما به‌اندازه‌ی کافی بزرگ است که قبل از اینکه گرما در سراسر غشا منتشر شود، فرایند شکافت را آغاز کند.وانگ درباره‌ی حرکت پیشنهادی لیپیدها بین غشای درونی و غشای بیرونی نیز تردید دارد. در غشاهای امروزی، لیپیدها به‌راحتی جابه‌جا نمی‌شوند؛ زیرا مولکول‌های آن‌ها ساختارهای پیچیده‌ای دارند. البته این موضوع ممکن است درباره‌ی لیپیدهای ساده‌تری که برای ایجاد زندگی اولیه از آن‌ها استفاده شده است، صادق نباشد. او گفت وقتی در آزمایشگاه چنین وزیکول‌هایی تولید می‌شود، آن‌ها بدون قاعده در اطراف حرکت می‌کنند و نمی‌توانید جلو آن‌ها را بگیرید.هیگز فرض آتال درباره‌ی میله‌ای‌شکل بودن سلول‌ها را نیز رد می‌کند. این شکل به پروتئین‌های خاصی نیاز دارد تا غشا را محکم نگه دارند که پروتوسل‌ها فاقد آن‌ها بوده‌اند؛ درنتیجه، آن‌ها کروی خواهند بود، نه میله‌ای. او گفت: «نمی‌دانم که بدون وجود دیواره‌ی سخت، چگونه می‌توان شکل میله‌ای را حفظ کرد.»وانگ می‌گوید هیچ‌یک از این مسائل بدین‌معنا نیست که گرما در تقسیم سلولی آغازین نقشی نداشته است؛ بلکه ممکن است مدل ریاضی آتال دقیق‌ترین مدل ممکن نباشد. با‌این‌حال، کلودیا بونفیو، بیوشیمی‌دان دانشگاه استراسبورگ فرانسه می‌گوید این مقاله به آثار علمی موجود درباره‌ی حیات آغازین می‌افزاید؛ زیرا نقطه شروع خوبی برای آزمایش‌ها است. اغلب فراموش می‌کنیم که واکنش‌ها گرما را مصرف و تولید می‌کنند و این امر می‌تواند بر مواردی مانند شکافت تأثیرگذار باشد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

راز آتشی که حداقل ۶ هزار سال است در استرالیا می‌سوزد

در پارک ملی در شمال سیدنی در استرالیا، آتشی به‌طور خودبه‌خود و خارج از کنترل در حال سوختن است و حداقل ۶ هزار سال است که می‌سوزد. این آتش زیرزمینی اسرارآمیز که به کوه سوزان (تپه وینگن) معروف است، قدیمی‌ترین آتش شناخته‌شده‌ب روی زمین است. برخی دانشمندان تخمین می‌زنند که آتش ممکن است حتی قدیمی‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنیم. این آتش زیرزمینی که زیر کوه وینگن در ایالت نیوساوت‌ولز قرار دارد، نوعی آتش‌سوزی زغال‌سنگ است که یکی از هزاران نمونه از چنین آتش‌سوزی‌هایی است که در هر زمانی در سراسر جهان وجود دارد.پس از مشتعل‌شدن، خاموش‌کردن این آتش‌های زیرزمینی تقریباً غیرممکن است. آن‌ها به‌آرامی، اما با شدت رگه‌ی زغال‌سنگ را می‌پیمایند که لایه‌ای از زغال‌سنگ است که به‌طور طبیعی زیر سطح زمین قرار دارد. گیرمو رین، استاد علم آتش در کالج سلطنتی لندن در بریتانیا، به ساینس‌الرت گفت: «کسی اندازه‌ی آتش زیر کوه سوزان را نمی‌داند و فقط می‌توان اندازه‌ی آن را استنباط کرد. احتمالا توپی به قطر ۵ تا ۱۰ متر است که دمای آن به هزار درجه‌ی سانتی‌گراد می‌رسد.» رین در سال ۲۰۱۴ از کوه سوزان بازدید کرد.برخلاف آتش معمولی، آتشی که در رگه‌ی زغال‌سنگ زیر زمین ایجاد شده است، شعله‌ای ندارد و مانند زغالی روشن می‌سوزد. درحال‌حاضر، آتش در کوه وینگن تقریباً ۳۰ متر زیر زمین می‌سوزد و با سرعت یک متر در سال به‌سمت جنوب در حرکت است.تنها نشانه‌های حضور آتش کوه سوزان مقداری دود، خاکستر سفید، زمینی گرم، سنگ‌هایی که به رنگ زرد و قرمز درآمده‌اند و بوی گوگردی است که وقتی منتشر می‌شود که آتش زیرزمین مواد معدنی را داغ می‌کند.با‌اینکه آتش اکنون عمدتا نامرئی است، با بررسی دقیق‌تر می‌توان مسیر آن را تشخیص داد. مناطقی که اخیرا سوخته‌اند، پوشیده از خاکستر و عاری از حیات گیاهی هستند. رین می‌گوید:پیش از رسیدن آتش، این جنگل اکالیپتوس زیبا را می‌بینید؛ اما جایی که اکنون آتش در آنجا وجود دارد، هیچ نوع حیات و حتی علفی وجود ندارد. در محلی که آتش ۲۰ تا ۳۰ سال پیش در آن وجود داشته است، جنگل برگشته است؛ اما با قبل تفاوت دارد. آتش منظره را تغییر داده است.تابلویی در پارک ملی کوه سوزانبسیاری از آتش‌سوزی‌های زغال‌سنگ، خصوصا نمونه‌هایی که در هند، چین و ایالات متحده‌ی آمریکا وجود دارند، ناشی از دخالت‌های انسانی مانند استخراج زغال‌سنگ هستند. یکی از این نمونه‌ها، آتش‌سوزی بدنام زیر سنترالیا در ایالت پنسیلوانیا است. سنترالیا شهر متروکه‌ای است که فلیم سایلنت هیل از آن الهام گرفته است. این آتش تقریباً به‌مدت ۶۰ سال در حال سوختن بوده است؛ اما این زمان در‌مقایسه‌با هزاران سالی که کوه سوزان در حال سوختن است، بسیار اندک است.چه کسی آتش کوه سوزان استرالیا را به‌راه انداخت؟کسی با اطمینان نمی‌داند آتش اولین‌بار چگونه مشتعل شد. اولین مشاهده‌ی اروپایی مستند مربوط به سال ۱۸۲۸ بود؛ یعنی زمانی که کشاورزی محلی اعلام کرد آتشفشانی را در منطقه‌ی کوه وینگن کشف کرده است. یک سال بعد، زمین‌شناسی به نام چارلز ویلتون به این نتیجه رسید که آتشفشان درواقع آتش‌سوزی زغال‌سنگ بوده است. از آن زمان، اندازه‌گیری‌ها نشان داده است که مسیر این آتش درحدود ۶/۵ کیلومتر گسترش دارد و براین‌اساس، حداقل به‌مدت ۶ هزار سال روشن بوده است؛ اما به‌غیر از این نمونه، به‌ندرت پژوهشی رسمی روی این منطقه انجام شده است.مقاله‌های مرتبط:کوه سوزان را متولیان سنتی به‌عنوان مکانی مقدس در‌ نظر می‌گرفتند؛ یعنی همان مردم واناروا که از آن برای پخت‌و‌پز و ساخت سلاح استفاده می‌کردند. داستان‌های منشأ آن از بیوه‌زنی سخن می‌گویند که اشک‌هایش آتش را مشتعل یا مشعل جنگجویی که شیطان زیر کوه اسیرش کردد.به‌گفته‌ی رین، آتش احتمالا منشأ طبیعی دارد. او توضیح می‌دهد:نمی‌توانید مداخله‌ی انسانی را رد کنید؛ اما به‌احتمال زیاد علل طبیعی داشته است. ممکن است آتش‌سوزی ناشی از برخورد صاعقه بوده است که مواد معدنی عریان را مشتعل کرده یا شاید براثر گرمای خود مشتعل شده باشد.این نوع اشتعال زمانی اتفاق می‌افتد که رگه‌ی زغال‌سنگ به‌اندازه‌ی کافی به سطح نزدیک است و درمعرض اکسیژن قرار گیرد. اگر به‌اندازه‌ی کافی روزهای آفتابی و گرم پشت‌سرهم وجود داشته باشد (چیزی که با تغییرات اقلیمی بیشتر شاهد آن خواهیم بود)، سطح زغال‌سنگ به‌اندازه‌ی کافی داغ می‌شود تا قطعه‌ی بعدی رگه را داغ کند و درنهایت مشتعل شود. مطالعات نشان می‌دهند دمایی که در آن زغال‌سنگ می‌تواند به‌طور خودبه‌خود مشتعل شود، از ۳۵ تا ۱۴۰ درجه‌ی سانتی‌گراد متغیر است.موضوع جالب‌تر اینکه دقیقاً نمی‌دانیم که آتش کوه سوزان استرالیا چندساله است. پژوهشگران شواهدی را پیدا کرده‌اند که نشان می‌دهد این آتش ممکن است برای مدت بسیار طولانی‌تر در حال سوختن بوده باشد. رین می‌گوید: «این‌طور نیست که حتماً ۶ هزار سال قدمت داشته باشد؛ بلکه حداقل ۶ هزار سال قدمت دارد. درواقع، می‌تواند صدهاهزار سال قدمت داشته باشد.»شواهد مذکور در مجله‌ای معتبر منتشر نشده است یا کارشناسان آن را بازبینی نکرده‌اند؛ بنابراین، باید با تردید به آن‌ها نگریست. بااین‌حال، این مسئله فقط به‌ معمای این آتش که به‌خوبی مطالعه نشده است، می‌افزاید.نقاشی کوه وینگن از اِما مکفرسون، ۱۹۱۵-۱۸۳۳کوه وینگن تا کی می‌سوزد؟هیچ‌کس نمی‌داند. نمی‌دانیم که رگه‌ی زغال‌سنگ تا کجا امتداد دارد یا بعدا به کجا می‌رود. درحال‌حاضر، کمبود اکسیژن وجود ندارد. رین می‌گوید:این آتش می‌تواند هزاران سال بدون دخالت انسان بسوزد. با پیشروی آتش، کوه گرم و منبسط می‌شود و ترک می‌خورد. بدین‌ترتیب، اکسیژن وارد می‌شود و آتش می‌تواند جلوتر برود. آتش دودکش و اکسیژن خود را تولید می‌کند.حتی با مداخله‌ب انسان، خاموش‌کردن آتش‌های زغال‌سنگ بسیار سخت است و به آب و نیتروژن مایع زیادی نیاز دارد. چین در سال ۲۰۰۴ ادعا کرد آتشی که برای ۵۰ سال می‌سوخت، خاموش کرده است؛ اما چند سال بعد بازدیدکنندگان نشانه‌های سوختن آن را دیدند.در جریان بازدید سال ۲۰۱۴ رین از این منطقه، دود کوه سوزان در حال نزدیک‌شدن به صخره‌ای در پایین رودخانه‌ای کوچک بود. بستگی به کاری که رگه‌ی زغال‌سنگ در رودخانه انجام می‌دهد، در دهه‌های آینده می‌توانیم شاهد تغییرات چشمگیری در کوه سوزان باشیم. رین می‌گوید: «رگه‌ی زغال‌سنگ ممکن است رد شود و نزدیک سطح صخره آشکار شود. این امر می‌تواند به شعله‌هایی با گرمای بسیار بیشتر منجر شود.» طبق پیش‌بینی او، این وضعیت ممکن است شبیه چیزی باشد که سال ۱۸۲۸ اتفاق افتاد که آتش با آتشفشان اشتباه گرفت شد. رین می‌افزاید: «اگر رگه‌ی زغال‌سنگ بسیار عمیق باشد، خود را خفه می‌کند و بدون شعله می‌سوزد و دود تولید می‌کند.»نکته‌ی مهم این است درحالی‌که کوه وینگن به‌اندازه‌ی کافی از تمدن دور است که موجب آسیب نمی‌شود، آتش‌های زغال‌سنگ بزرگ‌تر می‌توانند موجب خطرات ایمنی و سلامتی جدی شوند که در سال‌های اخیر بسیار رایج شده است. آن‌ها نه‌تنها می‌توانند به‌دلیل تغییرات اقلیمی رایج‌تر شوند؛ بلکه می‌توانند وضعیت اسفناک سیاره را نیز بدتر کنند.مطالعات اندکی درباره‌ی میزان تأثیر گازهای گلخانه‌ای ناشی از آتش زغال‌سنگ انجام شده؛ اما مشخص شده است که آن‌ها مقادیر زیادی کربن‌دی‌اکسید و متان و نیز آلاینده‌های دیگری مانند جیوه را آزاد می‌کنند. رین می‌گوید:تأثیر تغییرات اقلیمی بر آتش‌های رگه‌های زغال‌سنگ و تأثیر این آتش‌‌ها بر تغییرات اقلیمی مسئله‌ای است که باید درباره‌ی آن بسیار نگران باشیم. موضوع ناامیدکننده این است که کسی از این آتش‌ها استفاده نمی‌کند. این‌ها منبع بزرگی از گرما و انرژی هستند که بهره‌برداری نشده‌اند.درحالی‌که به پژوهش‌های بیشتری درباره‌ی آتش‌های زغال‌سنگ در سیاره‌ای نیاز است که در حال گرم‌شدن است، آگاهی از این موضوع کمی دلگرم‌کننده است که در سیاره‌ای که غرق اطلاعات شده است، هنوز پدیده‌هایی مانند کوه سوزان وجود دارند که ناشناخته‌اند و به‌خوبی مطالعه نشده‌اند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کلاه‌خود معروف وایکینگ‌ها در واقع متعلق به یک تمدن دیگر بوده است

دو کلاه‌خود خیره‌کننده‌ی برنزی که با شاخ‌های منحنی شبیه به شاخ گاو تزئین شده‌اند، ممکن است الهام‌بخش این ایده بوده باشند که ۱۵۰۰ سال بعد، وایکینگ‌ها از شاخ گاو روی کلاه‌خود‌های خود استفاده می‌کرده‌اند، ولی هیچ مدرکی این موضوع را تأیید نمی‌کند. در عوض این دو کلاه‌خود احتمالاً نشانه‌ی افزایش قدرت رهبران در اسکاندیناویِ عصر برنز هستند.این کلاه‌خود‌ها که دارای چشم و منقار هستند، در سال ۱۹۴۲ توسط کارگری که در حال بریدن تورب برای سوخت بوده در باتلاقی در نزدیکی شهر ویکسو در ۳۰ کیلومتری شمال غرب کپنهاگ پیدا شده‌اند.بر‌ اساس طراحی کلاه‌خود‌ها، بعضی از باستان‌شناسان معتقدند این مصنوعات متعلق به عصر برنز نوردیک (حدوداً از ۱۷۵۰ پیش از میلاد تا ۵۰۰ پیش از میلاد) هستند. ولی تاکنون قدمت دقیقی برای آن‌ها تعیین نشده بود. پژوهشگران در پژوهش جدیدی با استفاده از روش‌های مبتنی‌بر رادیوکربن، اقدام به سن‌سنجی یک لکه از قطرانِ چوب توس که روی یکی از شاخ‌ها قرار داشت، کرده‌اند.هِله واندکیلده باستان‌شناس دانشگاه آرهوس دانمارک می‌گوید: «سال‌ها در فرهنگ عامه، مردم کلاه‌خود‌های ویکسو را متعلق به وایکینگ‌ها می‌دانستند. ولی در واقع این دو کاملاً بی‌ارتباط هستند. طرح‌های شاخ‌دار متعلق به عصر برنز هستند و می‌توان ریشه آن‌ها را تا خاور نزدیک دنبال کرد.»پژوهش جدید توسط واندکیلده و همکارانش تأیید کرد که این کلاه‌خود‌ها حدود سال ۹۰۰ پیش از میلاد درون باتلاق مدفون شده‌اند؛ نزدیک به ۳ هزار سال پیش از امروز و قرن‌ها پیش از این که منطقه‌ تحت سلطه‌ی وایکینگ‌ها یا نورس‌ها قرار گیرد.این تاریخ در بازه زمانی عصر برنز پسینِ نوردیک قرار دارد، زمانی که باستان‌شناسان تصور می‌کنند داد و ستد فلزات و سایر کالاها در اروپا رواج یافته بود و تفکرات بیگانه، فرهنگ‌های بومی را تحت تأثیر قرار می‌دادند.کلاه‌خود‌های شاخ‌داربنا به گفته‌ی وزارت فرهنگ دانمارک، در سال ۱۹۴۲، مردی که مشغول بریدن تورب برای سوخت بود، تکه‌های شکسته کلاه‌خود‌ها را پیدا کرد.وقتی تکه‌های گل‌آلود کلاه‌خود پیدا شدند، او تصوّر کرد که آن‌ها زباله‌های دفن‌شده هستند و آن‌ها را در گوشه‌ای رها کرد. بعداً یکی از سرکارگران متوجه این تکّه‌ها شد و آن‌ها را برای بررسی بیشتر در انباری نگه‌داری کرد. بررسی‌های بیشتر توسط باستان‌شناسان موزه ملی دانمارک نشان داد که این تکه زباله‌های دفن‌شده در واقع بخشی از دو کلاه‌خود برنزی هستند که با شاخ‌های منحنی تزئین شده‌اند. پس از حفاری گودالی که قطعات برنزی در آن پیدا شده بودند، پژوهشگران موفق به کشف بقایای یک تخته‌ی چوبی شدند که به نظر کلاه‌خود‌ها روی آن قرار داشته‌اند. این اشیاء احتمالاً عمداً درون باتلاق دفن شده‌اند.سن‌سنجی دقیق فلزات ممکن نیست و بررسی بیشتر تخته چوبی نشان داد که احتمالاً پیش از کلاه‌خود‌ها درون باتلاق قرار داده شده است. در سال ۲۰۱۹، یکی از همکاران واندکیلده در حین عکاسی از کلاه‌خود‌ها در موزه‌ی ملی دانمارک متوجه قطران چوب توس روی یکی از شاخ‌ها شد.مقاله‌ی مرتبط:واندکیلده می‌گوید: «او متوجه یک ماده با پایه زیستی در شاخ‌ها شد و موضوع را با فردی که در موزه ملی مسئول این مجموعه بود در میان گذاشت و آن‌ها با فرستادن یک نمونه برای سن‌سنجی دقیق موافقت کردند.»پیش از این تمام دانسته‌ها درباره این کلاه‌خود‌ها بر پایه گونه‌شناسی آن‌ها (سبکی که با آن ساخته شده‌اند و نماد‌هایی که برای تزئین در آن‌ها استفاده شده) بود، ولی سن‌سنجی جدید بر پایه‌ی واپاشی هسته‌ای ایزوتوپ کربن ۱۴ است که نشان می‌دهد چه زمانی یک ماده ارگانیک بوجود آمده است. این روش به باستان‌شناسان اجازه می‌دهد زمان دقیق ساخت کلاه‌خود‌ها را تعیین کنند و فرضیات خود را بر‌ اساس شواهد به‌روز کنند.دکتر واندکیلده می‌گوید: «گونه‌شناسی معمولاً گام نخست در مسیر گاه‌شماری است ولی دانستن سن دقیق بسیار با اهمیت است و با کربن ۱۴ می‌توانیم این داده را در‌ اختیار داشته باشیم. به کمک این سن‌سنجی اکنون می‌دانیم که کلاه‌خود‌ها حدود سال ۹۰۰ پیش از میلاد احتمالاً توسط شخصی که روی یک سکوی چوبی ایستاده درون باتلاق دفن شده‌اند.»نمادگرایی خورشیدتصویر بازسازی شده از کلاه‌خود ویکسودر کنار شاخ‌های مشهور کلاه‌خود‌های ویکسو، تزئیناتی دیده می‌شوند که نماد یک پرنده شکاری هستند. چشم ها، منقار و همچنین پر‌هایی که ظاهراً با استفاده از قطران چوب توس به انتهای شاخ‌ها متصل بوده و در گذر زمان از بین رفته‌اند. هر کلاه‌خود ممکن است دارای یک یال از موی اسب بوده باشد.شاخ‌های گاو و پرنده شکاری همان‌طور‌ که در آن دوره در سایر نقاط اروپا مانند جزیره ساردینیا در مدیترانه و جنوب غربی شبه‌جزیره ایبری مشاهده شده‌اند، احتمالاً هر دو نمادی از خورشید هستند. واندکیلده معتقد است این تشابه تصادفی نیست و باید پیوندی میان آن‌ها وجود داشته باشد.مقاله‌ی مرتبط:ممکن است نمادگرایی پرستش خورشید توسط مسیر‌های دریایی از مدیترانه و سواحل اقیانوس اطلس که توسط دریانوردان فنیقی در حدود سال ۱۰۰۰ پیش از میلاد مورد استفاده بوده به اسکاندیناوی رسیده باشد.شواهدی از استفاده کلاه‌خود‌های ویکسو در جنگ وجود ندارد. سربازان اسکاندیناویایی در عصر برنز معمولاً از کلاه‌خود‌های بدوی استفاده می‌کردند یا اصلا کلاه‌خودی به همراه نداشتند. شاید رهبران در دوره‌ای که منطقه بیش از پیش به سوی سیاست و تمرکزگرایی حرکت می‌کرده، این کلاه‌خود‌ها را به‌عنوان نمادی از فرمانروایی استفاده می‌کرده‌اند.واندکیلده می‌گوید: «نشانه‌های زیادی برای این فرضیه وجود دارد و سن‌سنجی جدید ما نیز کاملاً با تصویر تمرکزگرایی و اهمیّت رهبری سیاسی سازگاری دارد. این رهبران نیاز داشتند از اعتقادات مذهبی و علائم خلاقانه‌ای مانند شاخ‌ها برای افزایش قدرت خود استفاده کنند.»این پژوهش در نشریه Praehistorische Zeitschrift منتشر شده است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کلاه‌خود معروف وایکینگ‌ها در واقع متعلق به یک تمدن دیگر بوده است

دو کلاه‌خود خیره‌کننده‌ی برنزی که با شاخ‌های منحنی شبیه به شاخ گاو تزئین شده‌اند، ممکن است الهام‌بخش این ایده بوده باشند که ۱۵۰۰ سال بعد، وایکینگ‌ها از شاخ گاو روی کلاه‌خود‌های خود استفاده می‌کرده‌اند، ولی هیچ مدرکی این موضوع را تأیید نمی‌کند. در عوض این دو کلاه‌خود احتمالاً نشانه‌ی افزایش قدرت رهبران در اسکاندیناویِ عصر برنز هستند.این کلاه‌خود‌ها که دارای چشم و منقار هستند، در سال ۱۹۴۲ توسط کارگری که در حال بریدن تورب برای سوخت بوده در باتلاقی در نزدیکی شهر ویکسو در ۳۰ کیلومتری شمال غرب کپنهاگ پیدا شده‌اند.بر‌ اساس طراحی کلاه‌خود‌ها، بعضی از باستان‌شناسان معتقدند این مصنوعات متعلق به عصر برنز نوردیک (حدوداً از ۱۷۵۰ پیش از میلاد تا ۵۰۰ پیش از میلاد) هستند. ولی تاکنون قدمت دقیقی برای آن‌ها تعیین نشده بود. پژوهشگران در پژوهش جدیدی با استفاده از روش‌های مبتنی‌بر رادیوکربن، اقدام به سن‌سنجی یک لکه از قطرانِ چوبِ توس که روی یکی از شاخ‌ها قرار داشت، کرده‌اند.هِله واندکیلده باستان‌شناس دانشگاه آرهوس دانمارک می‌گوید: «سال‌ها در فرهنگ عامه، مردم کلاه‌خود‌های ویکسو را متعلق به وایکینگ‌ها می‌دانستند. ولی در واقع این دو کاملاً بی‌ارتباط هستند. طرح‌های شاخ‌دار متعلق به عصر برنز هستند و می‌توان ریشه آن‌ها را تا خاور نزدیک دنبال کرد.»پژوهش جدید توسط واندکیلده و همکارانش تأیید کرد که این کلاه‌خود‌ها حدود سال ۹۰۰ پیش از میلاد درون باتلاق مدفون شده‌اند؛ نزدیک به ۳ هزار سال پیش از امروز و قرن‌ها پیش از این که منطقه‌ تحت سلطه‌ی وایکینگ‌ها یا نورس‌ها قرار گیرد.این تاریخ در بازه زمانی عصر برنزِ پسینِ نوردیک قرار دارد، زمانی که باستان‌شناسان تصور می‌کنند داد و ستد فلزات و سایر کالاها در اروپا رواج یافته بود و تفکرات بیگانه، فرهنگ‌های بومی را تحت تأثیر قرار می‌دادند.کلاه‌خود‌های شاخ‌داربنا به گفته‌ی وزارت فرهنگ دانمارک، در سال ۱۹۴۲، مردی که مشغول بریدن تورب برای سوخت بود، تکه‌های شکسته کلاه‌خود‌ها را پیدا کرد.وقتی تکه‌های گل‌آلود کلاه‌خود پیدا شدند، او تصوّر کرد که آن‌ها زباله‌های دفن‌شده هستند و آن‌ها را در گوشه‌ای رها کرد. بعداً یکی از سرکارگران متوجه این تکّه‌ها شد و آن‌ها را برای بررسی بیشتر در انباری نگه‌داری کرد. بررسی‌های بیشتر توسط باستان‌شناسان موزه ملی دانمارک نشان داد که این تکه زباله‌های دفن‌شده در واقع بخشی از دو کلاه‌خود برنزی هستند که با شاخ‌های منحنی تزئین شده‌اند. پس از حفاری گودالی که قطعات برنزی در آن پیدا شده بودند، پژوهشگران موفق به کشف بقایای یک تخته‌ی چوبی شدند که به نظر کلاه‌خود‌ها روی آن قرار داشته‌اند. این اشیاء احتمالاً عمداً درون باتلاق دفن شده‌اند.سن‌سنجی دقیق فلزات ممکن نیست و بررسی بیشتر تخته چوبی نشان داد که احتمالاً پیش از کلاه‌خود‌ها درون باتلاق قرار داده شده است. در سال ۲۰۱۹، یکی از همکاران واندکیلده در حین عکاسی از کلاه‌خود‌ها در موزه‌ی ملی دانمارک متوجه قطران چوب توس روی یکی از شاخ‌ها شد.مقاله‌ی مرتبط:واندکیلده می‌گوید: «او متوجه یک ماده با پایه زیستی در شاخ‌ها شد و موضوع را با فردی که در موزه ملی مسئول این مجموعه بود در میان گذاشت و آن‌ها با فرستادن یک نمونه برای سن‌سنجی دقیق موافقت کردند.»پیش از این تمام دانسته‌ها درباره این کلاه‌خود‌ها بر پایه گونه‌شناسی آن‌ها (سبکی که با آن ساخته شده‌اند و نماد‌هایی که برای تزئین در آن‌ها استفاده شده) بود، ولی سن‌سنجی جدید بر پایه‌ی واپاشی هسته‌ای ایزوتوپ کربن ۱۴ است که نشان می‌دهد چه زمانی یک ماده ارگانیک بوجود آمده است. این روش به باستان‌شناسان اجازه می‌دهد زمان دقیق ساخت کلاه‌خود‌ها را تعیین کنند و فرضیات خود را بر‌ اساس شواهد به‌روز کنند.دکتر واندکیلده می‌گوید: «گونه‌شناسی معمولاً گام نخست در مسیر گاه‌شماری است ولی دانستن سن دقیق بسیار با اهمیت است و با کربن ۱۴ می‌توانیم این داده را در‌ اختیار داشته باشیم. به کمک این سن‌سنجی اکنون می‌دانیم که کلاه‌خود‌ها حدود سال ۹۰۰ پیش از میلاد احتمالاً توسط شخصی که روی یک سکوی چوبی ایستاده درون باتلاق دفن شده‌اند.»نمادگرایی خورشیدتصویر بازسازی شده از کلاه‌خود ویکسودر کنار شاخ‌های مشهور کلاه‌خود‌های ویکسو، تزئیناتی دیده می‌شوند که نماد یک پرنده شکاری هستند. چشم ها، منقار و همچنین پر‌هایی که ظاهراً با استفاده از قطران چوب توس به انتهای شاخ‌ها متصل بوده و در گذر زمان از بین رفته‌اند. هر کلاه‌خود ممکن است دارای یک یال از موی اسب بوده باشد.شاخ‌های گاو و پرنده شکاری همان‌طور‌ که در آن دوره در سایر نقاط اروپا مانند جزیره ساردینیا در مدیترانه و جنوب غربی شبه‌جزیره ایبری مشاهده شده‌اند، احتمالاً هر دو نمادی از خورشید هستند. واندکیلده معتقد است این تشابه تصادفی نیست و باید پیوندی میان آن‌ها وجود داشته باشد.مقاله‌ی مرتبط:ممکن است نمادگرایی پرستش خورشید توسط مسیر‌های دریایی از مدیترانه و سواحل اقیانوس اطلس که توسط دریانوردان فنیقی در حدود سال ۱۰۰۰ پیش از میلاد مورد استفاده بوده به اسکاندیناوی رسیده باشد.شواهدی از استفاده کلاه‌خود‌های ویکسو در جنگ وجود ندارد. سربازان اسکاندیناویایی در عصر برنز معمولاً از کلاه‌خود‌های بدوی استفاده می‌کردند یا اصلا کلاه‌خودی به همراه نداشتند. شاید رهبران در دوره‌ای که منطقه بیش از پیش به سوی سیاست و تمرکزگرایی حرکت می‌کرده، این کلاه‌خود‌ها را به‌عنوان نمادی از فرمانروایی استفاده می‌کرده‌اند.واندکیلده می‌گوید: «نشانه‌های زیادی برای این فرضیه وجود دارد و سن‌سنجی جدید ما نیز کاملاً با تصویر تمرکزگرایی و اهمیّت رهبری سیاسی سازگاری دارد. این رهبران نیاز داشتند از اعتقادات مذهبی و علائم خلاقانه‌ای مانند شاخ‌ها برای افزایش قدرت خود استفاده کنند.»این پژوهش در نشریه Praehistorische Zeitschrift منتشر شده است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

عجیب‌ترین چشم‌ها در سلسله حیوانات جهان را چگونه می‌بینند؟

وقتی به جهان به شیوه‌ای خاص نگاه می‌کنید، به‌راحتی می‌توانید این موضوع را فراموش کنید که همه دید یکسانی ندارند. موجودات مختلف به شکلی تکامل یافته‌اند که جهان را متفاوت می‌بینند و ساختارها و پیکربندی‌های چشمی دارند که برای انواع مختلف وجود بهینه شده است.البته موارد آشکاری وجود دارد: مردمک‌های افقی چشم گیاه‌خواران به آن‌ها دیدی سراسرنما (پانوراما) از محیط پیرامون می‌‌دهد که هم به دیدن شکارچیان درحال نزدیک شدن و هم به اجتناب از برخورد با موانع حین فرار کمک می‌کند. در همین حین، شکارچیان شبگرد مردمک‌های عمودی دارند تا در شب به‌خوبی ببینند. با‌این‌حال، چشم‌های دیگری نیز در دنیا وجود دارند که به گونه‌ای می‌بینند که ممکن است حتی آن را تصور نکنیم. در ادامه به برخی از عجیب‌ترین چشم‌ها در سلسله حیوانات می‌پردازیم که واقعا شگفت‌آور هستند.سپیداجهیچ جانور دیگری مردمک چشمی شبیه سپیداج ندارد. شکل مردمک چشم این جانور مانند W است. مردمک W شکل ممکن است به متوازن کردن میدان نوری عمودی غیریکنواختی که در زیستگاه معمول آن‌ها یعنی در اعماق آب وجود دارد، کمک کند. اما این فقط آغاز ماجرا است.سپیداج فقط یک نوع گیرنده نوری دارد که باید بدان معنا باشد که دید تک‌رنگی دارد. با‌این‌حال، مردمک‌های عریض سپیداج و سفالوپودهای دیگر می‌تواند روش کاملا متفاوتی از دید رنگی را امکان‌پذیر کند: طبق روشی که نوری که از منشور می‌گذرد به رنگین‌کمانی از رنگ‌ها تجزیه می‌شود.مقاله‌ی مرتبط:پدیده مذکور که به آن «کج‌نمایی رنگی» گفته می‌شود، زمانی که عدسی‌های درون چشم ما نتواند رنگ‌ها را روی یک نقطه متمرکز کند، می‌تواند مشکل‌ساز شود و تضادهای آشکار بین رنگ‌ها را به طیف ملایم‌تری از رنگ‌ها تبدیل می‌کند (طبق تعریف، کج‌نمایی رنگی، عدم انطباق رنگ‌های نور شکست‌یافته در محل هم‌گرایی است که باعث ایجاد تصویری غیرواضح می‌شود.) سپیداج ممکن است این مشکل را به یک راه‌حل تبدیل کرده باشد.هرچه مردمک چشم کوچک‌تر باشد، این اثر کم‌تر می‌شود، بنابراین مردمک عریض سفالوپودها به‌شدت مستعد این پدیده خواهد بود. اما حتی اگر این پدیده به ایجاد تصاویر تار منجر شود، تاری به رنگ بستگی دارد، یعنی می‌تواند راهی برای دیدن رنگ‌ها برای این موجودات به ظاهر کوررنگ باشد. این امکان وجود دارد که سفالوپودها بتوانند رنگ‌هایی را ببینند که ما حتی درمورد آن‌ها نمی‌دانیم. این ویژگی ممکن است همچنین توضیح دهد که آن‌ها چگونه می‌توانند به‌منظور استتار، خودشان را ازنظر رنگ با محیط هماهنگ کنند.اگرچه برخلاف سفالوپودهای دیگر، چشم‌های سپیداج می‌تواند بچرخد که به آن‌ها اجازه می‌دهد دنیا را به صورت سه‌بعدی نیز ببینند. اخیرا دانشمندان دریافتند که این چشم‌های چرخان به دید استریوسکوپیک (دید عمق) منجر می‌شوند و به سپیداج مزیت دیگری در محیط پیرامونش می‌دهند.چشم‌ سپیداجپرندگانپرندگان، با چشم‌های ریز و مهره‌مانند خود، احتمالا می‌توانند چیزهایی را ببیند که ما نمی‌توانیم.سفالوپودها فقط یک نوع گیرنده نوری دارند. انسان‌ها چهار نوع دارند: سه نوع مخروطی و یک نوع استوانه‌ای. یعنی ما در سه قله‌ی طول موج حساسیت به رنگ داریم؛ چیزی که آن را دید سه‌رنگی می‌نامیم (سلول استوان‌های برای دید در نور کم است). پرندگان دارای شش نوع هستند: چهار نوع سلول مخروطی که به آن‌ها دید چهاررنگی می‌دهد و یک نوع سلول استوانه‌ای و یک نوع سلول مخروطی مضاعف غیرعادی که با آن حرکت را درک می‌کنند.علاوه‌بر‌این، پروتئینی درون چشم پرندگان می‌تواند به آن‌ها اجازه دهد تا میدان‌های مغناطیسی را ببینند. پرندگان مهاجر می‌توانند به‌خوبی جهت‌یابی کنند و برای مدت زمان طولانی مشخص نبود که آن‌ها چگونه این کار را انجام می‌دهند. اخیرا، دانشمندان توانایی جهت‌یابی پرندگان را به گروهی از پروتئین‌ها نسبت داده‌اند که کریپتوکروم نامیده می‌شوند و به نور آبی حساسند.به‌نظر می‌رسد توانایی درک میدان‌های مغناطیسی در پرندگان، به نور آبی وابسته باشد که نشان می‌دهد این حس ممکن است مبتنی‌بر بینایی باشد. احتمال دیگری که وجود دارد، این است که فیلتر مغناطیسی برای رنگ آبی نتیجه‌ای از ویژگی کوانتومی باشد. مطالعات آزمایشگاهی اخیر نشان داده‌اند که میدان مغناطیسی روی ویژگی‌های کوانتومی کریپتوکروم‌ها اثر می‌گذارد و الکترون‌های آن‌ها را هدایت می‌کند.دم‌آبی هیمالیایی ماهی چهارچشمیاین موجود شگفت‌آور درواقع چهار چشم ندارد، بلکه دو چشمش تکامل پیدا کرده‌اند و سازگاری باورنکردنی به دست آورده‌اند. کنام اکولوژیکی آن‌ها سطح آب است و آن‌ها بیشتر وقت خود را در آن می‌گذرانند و حشراتی را شکار می‌کنند که اطراف اکوسیستم‌های آبی معلق هستند.چشم‌های ماهیان چهارچشمی (Anableps anableps) بالای سرشان قرار دارد که به آن‌ها کمک می‌کند حشرات را در محیط هوایی بهتر ببینند. اما قسمتی از اندام بینایی آن‌ها زیر سطح آب قرار می‌گیرد و اینجا است که موضوع جالب می‌شود: هر مردمک به دو نیمه تقسیم شده است که یکی از آن‌ها بالای خط آب (خلفی) و دیگری زیر خط آب (قدامی) قرار می‌گیرد. بدین‌ترتیب،، ماهی مذکور می‌تواند به‌طور هم‌زمان بالا و پایین آب را ببیند (محیط‌هایی که نور در آن‌ها به شکل متفاوتی پراکنده می‌شود)، تا هم شکارچی و هم شکار را ببینند. ضخامت عدسی (و همچنین اپیتلیوم قرنیه) نیز متفاوت است تا با ضریب شکست‌های متفاوت محیط هوایی و آبی تطابق داشته باشد.پروتئین‌های موجود در سلول‌های گیرنده نور شبکیه نیز کمی متفاوت هستند: در شبکیه خلفی به نور سبز و در شبیکه قدامی به نور زرد حساس‌تر هستند. ازآنجا که این ماهی‌ها اغلب در محیط‌های گل‌آلودی مانند جنگل‌های مانگرو زندگی می‌کنند، ممکن است این قابلیت باعث تقویت بینایی آن‌ها در آب‌های کدر شود.چشم‌های عجیب ماهی چهارچشمیدهان‌ پااز میان تمام چشم‌ها در سلسله جانوران، پیچیده‌ترین چشم‌هایی که می‌‌شناسیم به نوعی سخت‌پوست دریایی تعلق دارد که زندگی خود را در شکاف بین صخره‌های کف دریا می‌گذارند.همان‌طور که اشاره شد، انسان‌ها چهار گیرنده نوری و پرندگان شش گیرنده نوری دارند. اما میگوی آخوندکی که از راسته‌ی راسته دهان‌پایان است، ۱۶ گیرنده نوری دارد. آن‌ها با این گیرنده‌های نوری چه کاری انجام می‌دهند؟ آن‌ها همه چیز را می‌بینند. با یک دهان‌پا قایم‌موشک بازی نکنید.نمی‌دانیم چرا دهان‌پاها به چنین اندام بینایی پیچیده‌ای نیاز دارند؛ تا حد زیادی به این دلیل که تصور آنچه آن‌ها می‌بینند، برای ما بسیار دشوار است. آن‌ها دارای گیرنده‌های نوری رنگی معمول و نیز گیرنده‌های نوری حساس به نور فرابنفش هستند. البته این ویژگی منحصربه‌فرد نیست. برخی از حشرات، پرندگان و حتی گوزن شمالی می‌توانند نور فرابنفش را ببینند. دهان‌پاها می‌توانند پنج باند مختلف فرکانس فرابنفش را ببینند.علاوه‌بر‌این، دهان‌پاها می‌توانند نور قطبی‌شده یعنی جهت نوسانات موج نور منتشره را ببینند. بسیاری از جانوران ازجمله سپیداج‌ها می‌توانند نور قطبی‌شده خطی را ببینند. اما طبق دانش موجود، دهان‌پاها تنها جانورانی هستند که می‌توانند نور قطبی‌شده به صورت چرخه‌ای را ببینند. هر چشم روی ساقه‌ای قرار دارد و می‌تواند به‌طور مستقل حرکت کند. علاوه‌بر‌این، هر چشم دارای توانایی درک عمق است. انسان‌ها برای درک عمق به دید دو چشمی متکی هستند. دهان‌پاها برای این کار، تنها یه یک چشم نیاز دارند. آن‌ها حتی می‌توانند سرطان را قبل از ظهور علائم ببینند.میگوی طاووسیگهواره دریایی یا کیتونچشم‌ها از چه چیزی ساخته شده‌اند؟ خوب، معمولا بافت یعنی ساختاری که از سلول‌ها تشکیل شده است. البته اگر نوعی جانور نرم‌تن دریایی باشید که کیتون نام دارد و از رده چندلاکه‌ای‌ها (Polyplacophora) است، ساختار چشمی متفاوتی خواهید داشت.این موجودات نسبتا کوچک درحالی‌که روی صخره‌ها می‌خزند و هر چیز خوراکی را که پیدا می‌کنند، می‌خورند، از زندگی خود با صفحات ضخیمی از زره‌های در‌هم‌تنیده محافظت می‌کنند.ممکن است فکر کنید چنین موجودی دارای چشم‌های نرمی است که می‌تواند به کمک آن‌ها از اطراف صدف خود نگاه کند تا شکارچیان را ببیند و چرخه روز و شب را حس کند؛ اما اشتباه می‌کنید. البته کیتون‌ها چشم دارند اما چشم‌های آن‌ها در زره آن‌ها جاسازی شده است و از مواد معدنی ساخته شده است (به‌طور دقیق‌تر، نوعی کربنات کلسیم که آراگونیت نام دارد).چشم‌های ساده کیتون‌ها که در سطح صدف آن‌ها در کنار صدها اندام حسی (aesthete) قرار دارند، از عدسی‌هایی از جنس آراگونیت تشکیل شده است که توسط یک قرنیه و نوعی شبکیه پوشیده شده‌اند. این ارگان‌های کوچک ابتدایی می‌توانند تصاویر را ایجاد کنند. چیزی که نمی‌دانیم این است که این اطلاعات بینایی چگونه توسط مغز آن‌ها پردازش می‌شود.کیتون‌ها می‌توانند به ما در درک بهتر برخی از مسیرهایی که تکامل در گذشته طی کرده است، کمک کنند. برای مثال، تریلوبیت‌ها (سه‌لَپی‌ها) نیز چشم‌های معدنی با عدسی‌هایی از جنس کلسیت داشتند. این موجودات منقرض‌شده اولین چشم‌های کاملا پیچیده‌ای را داشتند که از آن‌ها خبر داریم، بنابراین درک آن‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا درزمینه‌ی تکامل بینایی روی زمین دانش بیشتری کسب کنیم.گهواره دریایی کرک‌دارچشم‌های کیتون. نقاط تیره چشم‌ها هستند، برجستگی‌های کوچک‌تر اندام‌های حسی هستند

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

پژوهشگران راهکار نوینی برای بازیافت پنل‌های خورشیدی پیشنهاد کردند

انرژی خورشیدی از کلید‌های اصلی حل معضل تغییرات اقلیمی است؛ اما برای اینکه این فناوری پایدار تلقی شود، باید قابلیتِ بازیافت داشته باشد. متأسفانه امروزه وقتی پنل خورشیدی به مرحله‌ای برسد که کاربردی نباشد، احتمالا به یکی از این دو سرنوشت دچار می‌شود: خردکن صنعتی یا محلِ دفن زباله.پژوهشگران دانشگاه ایالتی آریزونا امیدوار‌‌‌‌ند با بهره‌گیری از ترکیبی شیمیایی در بازیابی فلزات و مواد باارزشِ موجود در پنل‌های خورشیدی مانند نقره و سیلیکون، روش بازیافت جدیدی برای پنل‌های بی‌استفاده ارائه دهند. با این رویکرد، بازیافتِ این منابع انرژی تجدید‌پذیر ازنظر اقتصادی جذاب‌تر خواهد شد.به‌تازگی وزارت انرژی ایالات متحده‌ی آمریکا، کمک مالی دوساله‌ی ۴۸۵هزار دلاری به این گروه اهدا کرد. اکنون آن‌ها امیدوار‌‌‌ند بتوانند در سه سال آینده، به‌واسطه‌ی این کمک مالی نسخه‌ی آزمایشی کارخانه‌ی بازیافت پنل‌های خورشیدی را راه‌اندازی کنند.علاوه‌براین کمک مالی، دانشگاه ایالتی آریزونا همراه با شرکت فرست سولار (First Solar) که به‌عنوان مشاور صنعتی در این پروژه فعال است، از این طرح نوآورانه حمایت مالی خوهند کرد. اگر همه‌چیز طبق برنامه پیش برود، می‌توان از این فرایندِ بازیافت که تمیزتر و مقرون‌به‌صرفه‌تر از سایر روش‌هاست، هم‌زمان با شروع اولین موجِ تبدیل پنل‌های خورشیدی به زباله بهره برد.دایانا بائر، معاون اجرایی اداره‌ی ساخت پیشرفته در وزارت انرژی ایالات متحده می‌گوید:در‌حالی‌که میزان تمایل به استفاده از انرژی‌های پاک ازطریق فناوری‌های نوین روز‌به‌روز در حال رشد است، نحوه‌ی بازیافت تجهیزاتِ ازکارافتاده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.تعداد نسبتا کمی از پنل‌های خورشیدی به پایان عمر خود رسیده‌اند؛ ولی کارشناسان معتقدند که اکثر این پنل‌ها سر از مراکز دفن زباله درمی‌آورند. در این وضعیت، فلزات و مواد باارزش آن‌ها را نمی‌توان بازیابی کرد.منگ تائو، پژوهشگر دانشگاه ایالتی آریزونا و هدایت‌کننده‌ی این پژوهش‌، پیش‌بینی کرده است که جهان پیش از ساخت همه‌ی پنل‌های خورشیدی مورد‌نیاز، در خوشبینانه‌ترین حالت با مشکل کمبود عرضه‌ی نقره مواجه شود. علاوه‌‌بر‌‌این با‌‌توجه‌‌به مصرف سرسام‌آور انرژی در فرایند ساخت ویفرِ سیلیکون با کیفیت کافی برای کاربرد در پنل خورشیدی، استفاده مجدد از آن اهمیت دارد.روش نوین بازیافت پنل خورشیدی ظرفیت زیادی برای بهبود اقتصاد داردامروزه با اینکه پنل‌های خورشیدی بازیافت می‌شوند، مواد باارزش به‌‌کاررفته در آن‌ها به‌ندرت بازیابی می‌شود. صنایع مرتبط با این حوزه به‌جای بازیابی موادی نظیر طلا و نقره، معمولا چهارچوب آلومینیومی پنل و سیم‌های مسی پشت آن را بازیابی می‌کنند. آن‌ها در‌ادامه پنل خورشیدی را خُرد می‌کنند و آن را به‌عنوان شیشه‌خُرده می‌فروشند.تائو می‌گوید فروش این سه محصول بازیافت‌شده از پنل‌ها (آلومینیوم و مس و شیشه‌ی خُرد‌شده) ممکن است نهایتا ۳ دلار برای هر پنل آورده‌ی مالی داشته باشد. به‌گفته‌ی شرکت‌هایی که از این روش نوین استفاده خواهند کرد، بازیافت هر پنل ممکن است حداکثر ۲۵ دلار هزینه داشته باشد. فرایندهای بازیافت خورشیدی جدید که توان بازیابی فلزات و مواد معدنی بیشتری دارد، می‌تواند اقتصاد را به‌طرزی چشمگیر بهبود بخشد.اجزای تشکیل‌دهنده‌ی پنل خورشیدی سیلیکونیدر فرایند پیشنهادی تائو و همکارانش، در هر پنل خورشیدی ابتدا سلول‌های سیلیکونی با ابعادی معادل یک پاکت نامه به‌کمک تیغه‌ای داغ از جنس فولاد از ورقه‌های پلیمری و شیشه‌ای جدا می‌شوند که آن‌ها را احاطه کرده‌اند. در‌ادامه به‌منظور استخراج نقره، قلع، مس و سرب از سلول‌ها‌ی جداشده، از ترکیب شیمیایی خاصی استفاده می‌شود. پس از بازیابی این مواد، تنها سیلیکون موجود در سلول‌ها‌ باقی می‌ماند. در این فرایند از موادشیمیایی خطرناکی استفاده می‌شود. تائو در‌این‌باره می‌گوید:این مواد شیمیایی را می‌توان با انجام مراحلی بارها‌و‌بارها استفاده کرد و به این طریق میزان زباله‌‌های سمی را کاهش داد. این موضوع یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد روش بازیافت مذکور است. همچنین با بازیابی سرب، خطرهای زیست‌محیطی ناشی از ورود این عنصر سمی به منابع طبیعی را از بین می‌برد.تائو ادعا می‌کند پیش‌تر شرکت دانش‌بنیان TG که متعلق به خودش است، فناوری‌ِ نوینی را با هدف بازیابی کاملِ نقره، قلع، مس و سربِ به‌کار‌رفته در سلول‌های خورشیدی توسعه داده ‌است. اعطای کمک مالی جدید به این گروهِ پژوهشی باعث بهینه‌‌سازی فناوری بازیافت مذکور خواهد شد. همچنین، شرایط را برای بررسی این موضوع مهیا می‌کند که «آیا با استفاده از این روش می‌توان بدونِ نیاز به صرف انرژی هنگفت در فرایندِ پرمصرف تصفیه (زیمنس)، سیلیکون را با خلوص کافی برای ساختِ سلول‌های خورشیدیِ جدید بازیابی کرد؟»قدم بعدی با فرض اینکه همه‌چیز در دو سال آینده طبق برنامه پیش برود، جذب سرمایه‌گذارِ خصوصی برای احداث کارخانه‌ای آزمایشی است که می‌تواند سالانه صدهزار پنل خورشیدی را به این روش بازیافت کند.هدف بعدی ساخت اولین کارخانه‌‌ی بازیافت پنل‌ خورشیدی برپایه‌ی این فناوری استکارستن ومباخ، بنیان‌گذار سازمان غیرانتفاعی پی‌وی سایکل (PV CYCLE) و فعال در حوزه‌ی بازیافت خورشیدی، معتقد است رویکردی که تائو و همکارانش پیشنهاد می‌کنند، ظرفیت زیادی در بازیافت مواد ثانویه‌ی ارزشمند و حفاظت از محیط‌زیست دارد.به‌عقیده‌ی ومباخ، احتمالا بازیابی کامل نقره و دیگر فلزات به‌کاررفته در صفحات خورشیدی، به‌دلیل اجتناب‌ناپذیر‌بودن برخی تلفات در این فرایند، محقق‌شدنی نیست. او می‌گوید:در نسخه‌ی تجاری این فرایند، مقدار و خلوص فلزات بازیافتی براساس کیفیت موردنیاز کاربر پایین‌دستی و ظرفیت کم‌کردن هزینه‌ی فرایند‌‌های تصفیه بهینه‌سازی می‌شود.صرفه‌جویی در هزینه‌ها، موضوعی مهم خواهد بود. تائو معتقد است فرایند پیشنهادی او بسته به قیمت روز نقره، می‌تواند به‌ازای هر پنل خورشیدی ۱۰ تا ۱۵ دلار برگرداند. بااین‌حال، ومباخ هشدار می‌دهد که اگر تولیدکنندگان به روند کنونی کاهش استفاده از نقره در صفحات خورشیدی ادامه دهند، ممکن است این اعداد تغییر کند. حتی امکان دارد ۱۵ دلار هزینه‌های بازیافت هر پنل را نتواند کاملا پوشش دهد. این یعنی احتمالا نیاز است سیاست‌های حمایتی گسترده‌تر و جامع‌تری اتخاذ شود.در انتها، ومباخ می‌افزاید:آخرین مسئله‌ای که باید در این مسیر به آن توجه کرد، افزایش چشمگیر زباله‌های خورشیدی در سال‌های آتی است. در سال ۲۰۱۶، کمتر از نیم‌میلیون تن زباله‌ی خورشیدی در جهان وجود داشت؛ اما آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر پیش‌بینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰، این رقم می‌تواند به ۸ میلیون تن برسد، تا جایی‌ که در سال ۲۰۵۰، تولید زباله‌ی خورشیدی به ۶ میلیون تن در هر سال خواهد رسید.تائو و همکارانش بر‌پایه‌ی پیش‌بینی‌ها و داده‌های مربوط به ارزش فلزات و مواد‌معدنی به‌کاررفته در هر پنل، تخمین زده‌اند که تا سال ۲۰۲۸ در زباله‌های خورشیدی بیش از یک‌میلیارد دلار مواد کاربردی وجود خواهد داشت. اگر بتوانیم مشکل بازیافت این زباله‌ها‌ را به بهترین نحو پشت‌سر بگذاریم، در‌واقع به گنجی میلیارد‌دلاری دست خواهیم یافت!

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

حالت تهوع و بی‌اشتهایی از علائم جدید اومیکرون

به گزارش خبرنگار مهر به نقل از زی نیوز، طبق گزارش انجمن سلامت ملی بریتانیا، علائم کرونا به طور کلی عبارتند از: «درجه حرارت بالا، سرفه مداوم، یا از دست دادن یا تغییر در حس بویایی یا چشایی».

با این حال، برخی از افراد حالت تهوع و از دست دادن اشتها نیز داشته‌اند؛ علائمی که معمولاً با کووید مرتبط نیستند.

به گفته «تیم اسپکتور» پروفسور اپیدمیولوژی ژنتیک در کالج کینگز لندن، اینها علائم شایع هستند. برخی از آنها حالت تهوع، تب نسبی، گلودرد و سردرد داشتند.

بر اساس تجزیه و تحلیل از ۴۳ مطالعه، چهار علامت شایع سویه اومیکرون عبارتند از: سرفه، خستگی، احتقان و آبریزش بینی. در این گزارش آمده است که در برخی موارد، استفراغ نیز به عنوان یک علامت در میان مبتلایان به این سویه گزارش شده است.

مطالعات مقدماتی اخیر بیان کرده‌اند که به نظر می‌رسد سویه اومیکرون نسبت به موج سویه دلتا «خفیف‌تر» است.

افراد مبتلا به اومیکرون بین ۴۰ تا ۷۰ درصد کمتر در بیمارستان بستری می‌شوند؛ ۱۵ تا ۲۰ درصد کمتر به درمان بیمارستانی نیاز دارند. آنها ۴۰ تا ۴۵ درصد کمتر به یک شب بستری شدن در بیمارستان نیاز دارند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

ماجرای تکذیب ممنوعیت واردات واکسن کرونا/ روایت حذف ارز دارو

به گزارش خبرنگار مهر، شاید مهم‌ترین و چالشی ترین موضوعات حوزه سلامت کشور در این روزها، موضوع واکسن کرونا و ارز دارو باشد که با حواشی زیادی نیز همراه است. به طوری که در بحث تأمین ارز دولتی دارو، همچنان شاهد اظهارنظرهای موافقان و مخالفان اختصاص ارز دولتی برای دارو هستیم. در همین حال، بحث واکسن کرونا نیز هنوز داغ است.

در واقع، واکسن و دارو را می‌توان پاشنه آشیل نظام سلامت و وزارت بهداشت دانست که موضع گیری ها در ارتباط با این دو مقوله باید با وسواس و حساسیت خاصی صورت بگیرد.

ماجرای ارز دارو

اولین گاف بهرام دارایی رئیس سازمان غذا و دارو به عنوان بالاترین مقام حوزه دارو بعد از وزیر، زمانی بود که مدام در مصاحبه‌ها و جلسات وی، صحبت از حذف ارز ترجیحی دارو بود. در حالی که وزیر بهداشت، سفت و سخت اصرار بر ماندن ارز دولتی دارد و عنوان می‌کند مجبوریم به خاطر مردم، فعلاً ارز ۴۲۰۰ تومانی را به دارو اختصاص بدهیم.

ارز ترجیحی دارو، یکی از موضوعات داغ حوزه سلامت است که پای کارشناسان اقتصادی و سیاسی را نیز به این حوزه گشوده و شاهد اظهارنظر کارشناسان اقتصادی و سیاسی در ارتباط با حذف یا ماندن ارز ترجیحی دارو هستیم.

در حالی که معاون اول رئیس جمهور و سایر دولتمردان و نمایندگان مجلس، از ماندگاری ارز دارو در سال آینده صحبت می‌کنند، معلوم نیست چرا رئیس سازمان غذا و دارو، مدام ساز مخالف می‌زند و اصرار دارد که ارز ترجیحی دارو باید حذف شود.

اینکه ارز ترجیحی دارو بماند یا نماند، یک مقوله کاملاً کارشناسی و تخصصی است که قطعاً رئیس سازمان غذا و دارو بر آن اشراف دارد. اما، چرا وقتی مقامات ارشد دولتی، بر حفظ ارز ترجیحی دارو اصرار دارند، رئیس سازمان غذا و دارو باید مدام بر طبل مخالف بکوبد و بگوید ارز ترجیحی دارو حذف می‌شود!!

دو روایت از واردات واکسن کرونا

رئیس سازمان غذا و دارو، در حاشیه مراسم واکسن نورا که ۲ روز قبل برگزار شد، به خبرنگار صدا و سیما گفت که دیگر واردات واکسن کرونا نخواهیم داشت و نیازهای خودمان را از محل تولیدات داخلی تأمین خواهیم کرد. این اظهار نظر نیز با واکنش‌هایی همراه بود، به طوری که در فاصله ۲۴ ساعت، رئیس سازمان غذا و دارو، گفته خود را سوءتفاهم دانسته و عنوان کرد که در صورت نیاز کشور به واکسن کرونا، واردات هم خواهیم داشت.

اینکه رئیس سازمان غذا و دارو به عنوان متولی تأمین دارو و واکسن کشور، روایت‌های مختلفی از واکسن و دارو را مطرح می‌کند که با واکنش‌هایی همراه می‌شود، جای سوال است.

دارو یک کالای استراتژیک است

آنچه را نباید فراموش کنیم، این نکته است که دارو به عنوان یک کالای استراتژیک تلقی می‌شود و اهمیت آن، فراتر از آب و نان است. زیرا، تجربه نشان داده که هر وقت در مقطعی دچار کمبود داروهای حیاتی شده ایم، مشکلات در حوزه سلامت تشدید شده است. بنابراین، در مواجهه با چنین موضوعاتی، باید دست به عصا بود و حرفی نزد که عواقب ناخوشایندی به همراه داشته باشد.

به نظر می‌رسد، رئیس سازمان غذا و دارو، باید با بررسی تمامی جوانب کار، اظهار نظر کند تا مجبور به تکذیب آنها نشود. مثل ممنوعیت واردات واکسن که در فاصله ۲۴ ساعت تکذیب شد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

شناسایی نشانه‌هایی از کانه‌زایی طلا، مس، آنتیموان و روی در مطالعات کانی‌سنگین پهنه خراسان‌جنوبی

به گفته محمدباقر درّی، مطالعات و نمونه‌گیری‌های انجام شده توسط همکاران و کارشناسان بخش‌های مطالعات ژئوشیمی تاکنون بیانگر کانه‌زایی بسیار خوب در پهنه خراسان‌جنوبی است که مطالعات انجام شده در بخش اکتشافات سیستماتیک نیز این دستاوردها را تایید می‌کنند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

رعایت پروتکل ها به زیر ۵۰ درصد نزول کرده است

به گزارش خبرنگار مهر، محسن فرهادی، شامگاه دوشنبه ۱۳ دی ماه ۱۴۰۰ در گفتگو با شبکه خبر، افزود: سرعت انتقال سویه اومیکرون خیلی بیشتر از دلتا است و متأسفانه در هفته‌های اخیر شاهد نزول رعایت پروتکل‌های بهداشتی در کشور هستیم.

وی ادامه داد: بررسی‌های ما نشان می‌دهد که به طور میانگین میزان رعایت پروتکل‌ها به زیر ۵۰ درصد نزول کرده است.

فرهادی افزود: تجربه نشان داده هر جا که شاهد نزول رعایت پروتکل‌ها بوده ایم، بیماری سریع‌تر گسترش پیدا کرده است.

وی تاکید کرد: عادی انگاری و رهاسازی پروتکل‌ها وابسته به حجم زیاد واکسیناسیون است، اما در خصوص اومیکرون شرایط فرق می‌کند.

فرهادی گفت: اگر ۳ دوز واکسن زده باشیم و پروتکل‌ها را رعایت کنیم، می‌توانیم از ابتلاء مصون بمانیم.

وی با عنوان این مطلب که بیشترین موارد نزول پروتکل‌ها در باشگاه‌های ورزشی، استخرها، تالارها و رستوران‌ها بوده است، افزود: متأسفانه در این اماکن ماسک را بر می‌دارند و تهویه هم نامناسب است و در نتیجه شاهد انتقال بیماری هستیم.

فرهادی گفت: اگر این شرایط ادامه پیدا کند، مجبور خواهیم شد محدودیت‌های کرونایی را دوباره اعمال کنیم.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

اومیکرون در کشور به ۲۴۴ مورد رسید/افزایش موارد ابتلا و بستری

به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا بیگلری، شامگاه دوشنبه در گفتگو با شبکه خبر سیما، افزود: وقتی موارد ابتلاء بالا برود، قطعاً روند بستری‌ها نیز افزایش خواهد یافت.

وی با عنوان این مطلب که از هفته‌های آتی شاهد شیوع اومیکرون در کشور خواهیم بود، گفت: با توجه به اینکه سرعت انتقال سویه اومیکرون نسبت به دلتا بیشتر است، قطعاً موارد بستری نیز افزایش خواهد یافت.

عضو کمیته علمی کشوری کووید ۱۹ ادامه داد: اگر پیش بینی کنیم روزانه ۱۰۰ هزار مبتلا به اومیکرون داشته باشیم، حداقل ۵ درصد این افراد بستری خواهند شد که عدد بالایی است.

وی افزود: اگر چنین شرایطی پیش بیاید، سیستم بهداشت و درمان کشور تحت فشار مضاعف قرار خواهد گرفت.

بیگلری با اشاره به افزایش موارد آنفلوانزا در کشور، گفت: در انستیتو پاستور، ۳۰ درصد از نمونه‌های کرونا که منفی می‌شود، آنفلوانزا هستند.

وی افزود: کیت‌های ترکیبی برای تشخیص موارد کرونا و آنفلوانزا در کشور وجود دارد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

بزرگ‌ترین خزنده پرنده زمین عجیب‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم

پتروسور کتزلکوآتلوس نورتروپی (Quetzalcoatlus northropi) بزرگ‌ترین جانور پرنده‌ی شناخته‌شده است که بیش از ۶۷ میلیون سال پیش، روی زمین زندگی می‌کرد. اکنون، پژوهش‌های جدیدی درباره‌ی این موجود و خویشاوند کوچک‌تر تازه‌کشف‌شده‌ی آن، یعنی کتزلکوآتلوس لاسونی (Quetzalcoatlus lawsoni)، ایده‌ی بهتری از نحوه‌ی پرواز این جانور به ما می‌دهد.دانش ما درباره‌ی کتزلکوآتلوس نورتروپی مبتی‌بر صدها فسیل کشف‌شده در تگزاس امروزی است و روش برخاستن آن از زمین برای پرواز موضوع بحث و اختلاف‌نظر دانشمندان بوده است. برخی گفته‌اند این جانور پیش از پرواز مانند آلباتروس می‌دوید تا سرعتش را زیاد کند. برخی نیز اظهار کرده‌اند که مانند خفاش نوک بال‌هایش را به‌شدت حرکت می‌داد تا بتواند پرواز را شروع کند. برخی حتی گفته‌اند این جانور قدرت پرواز نداشته است.مطالعه‌ی جدید نشان می‌دهد که پتروسور مذکور ابتدا جهشی ۲/۵ متری انجام می‌داد و سپس با بال‌های ۱۱ متری خود بال می‌زد تا بتواند در آسمان پرواز کند. او می‌توانست مانند هواپیما فرود بیاید و قبل از اینکه روی زمین بنشیند، سرعت خود را در هوا کم کند و برای حفظ تعادل خود پرش کوچکی انجام دهد.شواهدی برای این روش فرودآمدن و راه‌رفتن غیرعادی از مسیرهای فسیل‌شده‌ای می‌آید که قبلا در فرانسه کشف شده بود. دانشمندان می‌گویند وقتی این موجود روی زمین بود، مانند حَواصیل‌ها از منقار خود برای صید و قورت‌دادن ماهی‌ها، بی‌مهرگان و دوزیستان کوچک درون آب استفاده می‌کرد.مقاله‌های مرتبط:کتزلکوآتلوس نورتروپی در حالت پرواز بیشتر شبیه کرکس آمریکایی بود که در هوا اوج می‌گرفت و از سر نسبتا بزرگش برای کمک به چرخش‌های کامل استفاده می‌کرد. پژوهشگران فکر می‌کنند که همچون پرندگان امروزی، بال‌ها به‌احتمال زیاد فقط به اندام‌های جلویی متصل بودند.اولین تجزیه‌و‌تحلیل کامل استخوان‌های کوچک‌تری که در محوطه‌ی تگزاس یافت شد، گونه‌ی کوچک‌تر (Q. lawsoni) را نیز نمایان کرد که به‌نظر می‌رسد طول بال‌های آن حدود ۴/۵ متر بوده است. تفاوت‌های فراوانی با پتروسور بزرگ‌تر ازجمله در ساختار جمجمه و ستون فقرات وجود دارد. متیو براون، دیرینه‌شناس دانشگاه تگزاس در آستین می‌گوید: «اولین‌باری است که چنین مطالعه‌ی جامعی داریم. اگرچه ۵۰ سال است کتزلکوآتلوس شناسایی شده است، اطلاعات زیادی درباره‌ی آن نداشته‌ایم.»یافته‌های جدید که در قالب شش مقاله منتشر شده است، به ما درک بهتری از این جانوران ماقبل تاریخ می‌دهد و بیان می‌کند احتمالا گونه‌های بیشتری وجود دارد که هنوز پیدا نکرده‌ایم.مطالعه‌ی بیشتر باید بتواند به سؤالات باقی‌مانده درباره‌ی کتزلکوآتلوس ازجمله شکل غشای بال آن پاسخ دهد. سایر موضوعات پوشش‌داده‌شده با مجموعه جدید مقالات بینش بیشتری درباره‌ی پراکندگی، زیستگاه و درخت خانوادگی تکاملی گونه کتزلکوآتلوس فراهم می‌کند.پژوهش‌های جدید احتمالا برای سال‌های آینده مرجعی برای مطالعه‌ی درباره این موجودات خواهد بود. پتروسورها که میلیون‌ها سال بر آسمان فرمانروایی می‌کردند، به سرنوشت غم‌انگیز بقیه دایناسورها دچار شدند؛ اما ازطریق تجزیه‌و‌تحلیل دقیق فسیل‌ها می‌توانیم تاحدودی آن‌ها را به زندگی برگردانیم. کوین پادیان، دیرینه‌شناس موزه‌ی دیرینه‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید:این خزندگانِ پرنده‌ی باستانی افسانه‌ای هستند؛ اگرچه درک عمومی از آن‌ها عمدتا هنری است، نه علمی. تا آنجا که می‌دانیم، این اولین نگاه واقعی به کلیت بزرگ‌ترین جانوری است که تاکنون پرواز کرده است. نتایج برای مطالعه‌ی پتروسورها تحول‌آفرین است. آن‌ها اولین حیواناتی بودند که پس از حشرات قدرت پرواز به‌دست آوردند.نتایج این مجموعه مطالعات در مجله‌ی Journal of Vertebrate Paleontology منتشر شده است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

بازی پرسپولیس و تراکتور بدون تماشاگر است

بازی پرسپولیس و تراکتور بدون تماشاگر است

پیرو انتشار خبری در فضای مجازی مبنی بر اینکه شورای تامین استان تهران اجازه داده برای بازی فوتبال ساعت۱۷ امروز ۳۰ درصد تماشاچی در ورزشگاه آزادی حضور یابد، معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران گفت: مجوزی از سوی شورای تأمین استان تهران برای حضور تماشاگر در بازی پرسپولیس و تراکتورسازی صادر نشده است.

محسن نائبی در گفت وگو با ایسنا، درباره صدور مجوز حضور تماشاگر برای بازی فوتبال امروز(دوشنبه) تیم های پرسپولیس و تراکتورسازی گفت: هیچ مجوزی برای حضور تماشاچی در بازی امروز از سوی شورای تأمین استانداری تهران صادر نشده است.
به گزارش ایسنا، امروز دوشنبه(۱۳ دیماه سال ۱۴۰۰) دو تیم پرسپولیس و تراکتورسازی از ساعت ۱۷ به مصاف هم خواهند رفت.
این بازی به صورت مستقیم از شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد.

این دیدار در ادامه رقابت‌های لیگ برتر و در چارچوب هفته سیزدهم، در ورزشگاه آزادی برگزار می شود و به صورت مستقیم از شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد.

انتهای پیام

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

انتقاد “نوری” از حضور اندک دانش‌آموزان ایرانی در مدارس خارج از کشور

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه در مرکز امور بین الملل مشکلاتی داریم و فقط ۸۰۰۰ دانش آموز ایرانی در مدارس خارج از کشور تحت پوشش داریم گفت: نیاز است که در این بخش جدی تر کار کنیم و با دانش‌آموزان ایرانی مستقیم یا غیرمستقیم ارتباط داشته باشیم و هویت ایرانی اسلامی آنها را حفظ کرده و ارتقاء دهیم.

به گزارش ایسنا، یوسف نوری در آیین تکریم و معارفه چند مدیر ارشد وزارت آموزش و پرورش که در ساختمان مرکزی این وزارتخانه برگزار شد ضمن عرض تسلیت به مناسب ایام شهادت حضرت زهرا(س) و سالروز شهادت سردار سلیمانی که وی را انسانی مجاهد دانست که آنچه را داشت در راه خدا انفاق کرد، افزود: در حال حاضر به همت دولت همه واکسن زدند و می توانیم فعالیت کنیم اما الان مدارس کشورهای اطراف ما تعطیل شده‌اند که این نشان از هم و غم دولت نسبت به واکسیناسیون دارد.

وی افزود: سلامت مردم و برای ما سلامت دانش آموز و معلم در اولویت است و باید از دست اندرکاران دولت تشکر کنیم که کمک کردند چراغ آموزش و پرورش روشن بماند. آقای رئیس جمهور هم اخیرا از زحمات جامعه تعلیم و تربیت قدردانی کرد.

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به زحمات معلمان و نقش آنها در تربیت آینده سازان گفت: در نمایشگاه دستاوردهای جهاد دانشگاهی هم گفتم که اگر معلمان نبودند و دانش آموزان را شکوفا نمی‌کردند، شما الان چنین نمایشگاهی نداشتید.

نوری با اشاره به اینکه در مرکز امور بین الملل مشکلاتی داریم و فقط ۸۰۰۰ دانش آموز ایرانی را در مدارس خارج از کشور تحت پوشش داریم گفت: نیاز است در این بخش جدی‌تر کار کنیم و با دانش آموزان ایرانی مستقیم یا غیرمستقیم ارتباط داشته باشیم و هویت ایرانی اسلامی آنها را حفظ کرده و ارتقاء دهیم.

وی خطاب به مدیران فعلی وزارت آموزش و پرورش گفت: به مدیران جدید کمک کنید. از مدیران سابق تشکر می‌کنم. برای مدیران جوان جدید هم آرزوی توفیق می‌کنیم. شما باید ضمن نگاه به تجارب گذشته، کارهای جدید انجام دهید و به روز باشید. بچه‌های ما با ما فاصله زیادی پیدا کرده و داریم از مرجعیت خارج می‌شویم، مگر اینکه خودمان را برسانیم و این فاصله را بکاهیم.

انتهای پیام

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

پس از ۶۶۶ روز، فوتی‌های کرونا در ایران به کمتر از ۲۵ نفر رسید

بنابر اعلام وزارت بهداشت، امروز پس از گذشت ۶۶۶ روز، تعداد مرگ و میر روزانه ناشی از کرونا در کشور، به کمتر از ۲۵ نفر رسید. آخرین بار ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۸، تعداد مرگ و میر روزانه بیماران، ۲۱ نفر بوده است.

به گزارش ایسنا، از دیروز تا امروز ۱۳ دی ماه ۱۴۰۰ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، یک هزار و ۶۷۷ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که ۳۳۴ نفر از آنها بستری شدند.

مجموع بیماران کووید۱۹ در کشور به ۶ میلیون و ۱۹۸ هزار و ۵۹۰ نفر رسید.

متاسفانه در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۲۲ بیمار کووید۱۹ جان خود را از دست دادند و مجموع جان باختگان این بیماری به ۱۳۱ هزار و ۷۰۲ نفر رسید.

خوشبختانه تا کنون ۶ میلیون ۴۲ هزار و ۵۸۹ نفر از بیماران، بهبود یافته و یا از بیمارستانها ترخیص شده اند.

دو هزار و ۶۲۴ نفر از بیماران مبتلا به کووید۱۹ در بخش های مراقبت های ویژه بیمارستانها تحت مراقبت قرار دارند.

تا کنون ۴۲ میلیون و ۲۸۱ هزار و ۶۱۷ آزمایش تشخیص کووید۱۹ در کشور انجام شده است.

انتهای پیام

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

«قهرمان من» همچنان اثر می‌پذیرد

به گزارش ایرنا، محمدصادق افراسیابی با اشاره به ارسال بیش از هزار و ۵۰۰ اثر به دبیرخانه رویداد «قهرمان من» گفت: هنرمندان فعال در حوزه تولید محتوای کلیپ و نماهنگ با ثبت ۷۰۰ اثر تا صبح امروز پیشتاز ارسال آثار به این رویداد بودند.

افزود: بخش‎ عکس و پوستر با ثبت ۳۰۰ اثر و بخش نقاشی دیجیتال با شرکت ۱۵۰ اثر بعد از بخش کلیپ و نماهنگ پرمخاطب‌ترین گروه‌های این رویداد ۲ هفته‌ای را به خود اختصاص دادند.

وی با بیان اینکه تاکنون بیش از ۸۰ اثر نیز در بخش موسیقی و پادکست رویداد تولید محتوای «قهرمان من» شرکت کرده‌اند تصریح کرد: سایر آثار ثبت شده در دبیرخانه مجازی این رویداد در بخش‌های موشن‌گرافی، اینفوگرافی، انیمیشن، کتاب گویا و قصه‌گویی دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌های کاربردی و کمیک موشن این رویداد شرکت کرده‌اند.

معاون امور محتوایی مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی ثبت ۱۰ اثر در زمینه بازی‌های رایانه‌ای این رویداد را نشانه بصیرت و علاقه بازی‌سازان رایانه‌ای به انقلاب اسلامی و سردار دل‌ها عنوان و خاطر نشان کرد: با توجه به روند طولانی تولید بازی‌های دیجیتال که بیش از یک سال به طول می‌انجامد، حضور این تعداد بازی دیجیتال در رویداد تولید محتوای «قهرمان من» قابل تقدیر است.

رویداد تولید محتوای «قهرمان من» با هدف معرفی مکتب حاج قاسم سلیمانی به کودکان و نوجوانان در موضوعات «حاج قاسم؛ احترام به پدر و مادر، سردار دل‌ها؛ عشق به وطن، حاج قاسم و دفاع از حرم، یاران کوچک حاج قاسم، حاج قاسم و مردمی‌ بودن، سردار دلها و فرزندان شهدا و تبیین وصیت‌نامه شهید سلیمانی» در حال برگزاری است.

این رویداد به همت مجامع تخصصی فعالان دیجیتال کودک و نوجوان و ناشران دیجیتال اسلامی و حمایت مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی و با مشارکت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، معاونت فضای مجازی صدا و سیما، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، همراه اول، سازمان سراج، انارستان، موسسه فهم و خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار می‌شود.

علاقمندان به شرکت در رویداد «قهرمان من» می‌توانند آثار خود را در سایت www.platzaar.ir بارگذاری کنند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فعالان گردشگری از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده معاف شدند

به گزارش ایرنا از میراث آریا، علی‌اصغر شالبافیان با اعلام این خبر گفت: معافیت تاسیسات گردشگری و دفاتر خدمات مسافرتی که در جذب گردشگران ورودی فعالیت دارند از قانون مالیات بر ارزش افزوده، جزو مطالبات بجای بخش گردشگری بوده است.

شالبافیان به بند ۱۵ قسمت «ب» ماده ۹ قانون مالیات بر ارزش افزوده اشاره کرد و گفت: در این بند به صراحت اشاره شده است که خدمات اقامتی هتل‌های ۳ ستاره و پایین‌تر، همچنین مهمان‌پذیرها و سایر مراکز اقامتی دارای مجوز از وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مشمول این معافیت می‌شوند.  

در ادامه معاون گردشگری کشور با اشاره به تبصره ۳ ماده ۱۰ قانون مالیات بر ارزش‌افزوده بیان کرد: بر اساس این تبصره خدماتی که توسط اشخاص مقیم ایران (اشخاص حقیقی یا حقوقی ایرانی و یا شعب شرکت‌های خارجی مقیم ایران) ارائه می‌شود و محل مصرف خدمات و یا مقصد خدمات داخل باشد یا خارج از کشور، در صورتی که مستقیم یا غیرمستقیم ارز حاصل و وارد کشور بشود صادرات محسوب می‌شود. لذا از پرداخت مالیات و عوارض معاف هستند و مالیات و عوارض خرید نهاده‌های آن‌ها مسترد می‌شود.

او افزود: بر همین اساس درآمد حاصل از جذب گردشگران ورودی به کشور صادرات تلقی شده و این معافیت مشمول آن‌ها می‌شود. این موضوع یکی از چالش‌هایی بود که از سال‌های گذشته به علت تفاسیر گوناگون، فعالان این حوزه را با چالش روبه‌رو کرده بود که با تصویب و اجرایی شدن قانون جدید مالیات بر ارزش افزوده مرتفع می‌شود.  

شالبافیان در پایان بر هماهنگی با دستگاه‌های ذیربط تاکید کرد و گفت: برای تسهیل در اجرای این فرایند، نیاز به هماهنگی با سازمان امور مالیاتی است که بر اساس تصمیمات متخذه ضمن برگزاری نشست‌های مشترک، مسیر بهره‌مندی فعالان هموار شود.

فرهاد فلاح مدیرکل دفتر حمایت از تولید معاونت صنایع‌دستی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نیز روز گذشته اعلام کرد: بر اساس قانون، صنایع‌دستی نیز هم مشمول معافیت مالیات بر ارزش افزوده می‌شوند و این قانون از ۱۳ دی ۱۴۰۰ اجرا می‌شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

شهید سلیمانی با هدف خنثی سازی توطئه تفرقه‌افکنان وارد میدان شد

به گزارش ایرنا، محمدمهدی اسماعیلی روز دوشنبه در همایش بزرگداشت دومین سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی که در سازمان فرهنگ و ‌ارتباطات اسلامی برگزار شد، با اشاره به ابعاد وجودی و ویژگیهای شخصیتی سردار شهید دلها سپهبد حاج قاسم سلیمانی، گفت: امروز سالروز شهادت مرد بزرگی است که در طول چند سال اخیر به خصوص از سال ۲۰۱۱ باتوجه به اتفاقاتی که در منطقه رخ داد به عنوان یک قهرمان ملی و منطقه‌ای مورد تکریم همگان از جمله مسلمانان و پیروان ادیان مختلف است.

شهید سلیمانی که از پرورش‌یافتگان مکتب انقلاب اسلامی و امام راحل

​وی ادامه داد: شهید سلیمانی که از پرورش‌یافتگان مکتب انقلاب اسلامی و امام راحل به شمار می‌رود، یک‌فرد از جان‌ گذشته، شجاع و پاک بود و همه ویژگی‌هایی که برای نام‌گذاری یک فرد ایده‌آل، قهرمان‌ و اسطوره می‌توان به کار برد در این شهید تجلی پیدا کرده بود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شهید سلیمانی را یک انسان قوی و پرورش‌یافته در یک منطقه محروم دانست و افزود: وی با مقاومت و ایستادگی و اتکا به خانواده‌ای اصیل که همیشه خود را مرهون آنها می‌دانست رشد کرد و بیش از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی تا لحظه شهادتش در حوزه‌های مختلف خدمت‌گذاری افتخارآفرینی کرد.

سردار سلیمانی؛ بسیجی صادق

اسماعیلی در ادامه خاطرنشان کرد: سردار دلها یک بسیجی صادق بود که در دوران دفاع مقدس وارد جنگ نابرابری شد و رشد پیدا کرد و فرمانده یکی از لشکرهای شکست‌ناپذیر جنگ شد و پس از آن نیز مدت‌ها در منطقه شرق کشور در مقابله با اشرار در میدان نبرد حضور یافته و در نهایت بیش از ۲۲سال فرمانده منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را برعهده داشت.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: مرام حاج قاسم سلیمانی نه شهرت طلبی، نه رسانه‌ای شدن و نه شکل سازمانی بود که فرماندهی آن را بر عهده داشت بود، بلکه آنچه امروز او را به همه دنیا معرفی کرد، عظمت کاری ست که این شهید والا مقام انجام داد. از این رو عظمت کار ایشان به اندازه‌ای است که تمام جنگ رسانه‌ای و امپریالیستی که نمی‌گذارد پیام آزادی‌بخش رهبران دنیا به گوش جهانیان برسد را در هم‌نوردید و مثل خورشید درخشید.

سردار دلها اقدامات شیطانی دشمنان را برهم زد

وی افزود: تمام تحلیلگران منطقه‌ ما و رصدگران سیاسی و اذعان داشتند که توطئه‌ای با شکل جنگ‌های مذهبی به راه افتاده که هیچ پایانی نداشت، نمونه بارز آن گروه تروریستی خشنی چون داعش بود.

اسماعیلی اضافه کرد: در منطقه‌ای که آمریکا همه جا پایگاه‌های خود را مستقر کرده است چگونه یک گروه تروریستی می‌تواند رشد کند چراکه برای همگان مشخص بود که این اتفاق تنها با حمایت آمریکا رخ خواهد داد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با ذکر این نکته که در مناظرات گذشته آمریکا کاندیدهای انتخاباتی با وضوح اذعان داشتند که داعش است توطئه خودشان برای برادرکشی و برهم زدن امنیت منطقه بود، ادامه داد: پروژه‌ای که پول‌های نفتی و کثیف پشت آن بود، منطقه ما منطقه پیروان ادیان و مذاهب مختلف است و تلاش استکبار با ایجاد جنگ‌های مذهبی برای از بین بردن زیست بوم مردم منطقه بود که شهید والا مقام حاج قاسم سلیمانی این اقدام شیطانی را بر هم زد.

مبارزه با دشمنان تفرقه افکن؛ هدف اصلی شهید سلیمانی

به گفته اسماعیلی منطقه ما سال‌های زیادی است که محل تولد و رشد پیامبران و ‌پیروان آنهاست و دشمن تلاش داشت بین ادیان تفرقه بیاندازد که حاج قاسم برای از بین بردن این پروژه وارد میدان شد و چهره واقعی حامیان این پروژه را افشا و محاصره رسانه‌ای آنها را بر هم زد.

رئیس شورای هنر در ادامه اظهار داشت: رییس جمهور وقت آمریکا باوجود ادعای حقوق بشر در یک ‌حرکت تروریستی میهمان کشور عراق (شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی) را به شهادت رساند.

اسماعیلی تاکید کرد: عظمت و بزرگی حاج قاسم سلیمانی در حدی بود که استکبار نتوانست حضور ایشان در منطقه را تحمل کند و به شکلی وحشیانه دست به ترور ناجوانمردانه این مرد بزرگ زد.

رسانه های غربی همچنان در صدد سانسور شخصیت حاج قاسم

وی در عین حال تصریح کرد: امروز از یک سو همه ادیان و شخصیت‌ها در حال سخن گفتن از شهید حاج قاسم سلیمانی بوده و از سوی دیگر رسانه‌های غربی همچنان در تلاش برای سانسور این شخصیت بزرگ هستند، نفاق و دورویی استکبار توسط حاج قاسم افشا شد و امسال پس از دو سال از شهادت این‌ شهید این خورشید همچنان می‌درخشد.

در این همایش علاوه بر شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران، رهبران ادیان توحیدی از کشورهای سوریه، لبنان، عراق و ایران در خصوص نقش سردار دل‌ها در دفاع از حقوق پیروان ادیان و مبارزه با افراطی‌گری در منطقه، سخنرانی کردند.

همچنین در حاشیه این مراسم از ویژه‌نامه‌های‌ نشریات سیاسی ـ اجتماعی «الوحده» به زبان عربی، «اکو آو اسلام» به زبان انگلیسی، «ایران نوین» به زبان اردو و «سخن ایران» به زبان روسی که با هدف معرفی ابعاد مختلف «مکتب سلیمانی» و نقش آن در دیپلماسی فرهنگی ایران به همت مؤسسه فرهنگی و هنری انتشارات بین‌المللی الهدی منتشر شده‌اند، رونمایی شد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

سمن قناد: هیچ‌وقت خودم را به عنوان دختر مجید قناد معرفی نمی‌کنم

نرگس کیانی: دور جدید فعالیت‌های کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر با اجرای «تملیخا» که از پنجشنبه ۹ دی روی صحنه رفته است، آغاز شد. «تملیخا» مونولوگی ۳۰ دقیقه‌ای به نویسندگی محمدرضا آزادفرد، کارگردانی بابک پرهام و با بازی سمن قناد است. بازیگری که در کنار تحصیل تئاتر در هنرستان و بعدتر دانشگاه سوره و به گفته خودش سال‌ها خاک صحنه خوردن و شروع کار از دستیاری دانشجویانی که قرار بود پروژه پایان‌نامه‌یشان را اجرا کنند، دختر مجید قناد هم هست، هرچند تاکید می‌کند اگر قرار بود از دختر مجید قناد بودن استفاده کند اکنون شرایط بسیار بهتری در حوزه بازیگری و پروژه‌های تلویزیونی و سینمایی داشت.

اگر ما مجید قناد را با «فیتیله، جمعه تعطیله»، تکیه‌کلام و حرکت خاص دستش هنگامی که می‌گفت «یه برنامه ببینیم» و… به خاطر می‌آوریم سمن قناد این‌گونه به خاطر می‌آوردش: «وقتی با هم به خرید می‌رفتیم، مسیری که در حالت عادی ۲۰ دقیقه طول می‌کشید، طی کردنش برای ما یک ساعت و نیم زمان می‌برد. چرا؟ چون بابا با همه بچه‌هایی که به سراغش می‌آمدند می‌گفت و می‌خندید و برای‌شان زمان می‌گذاشت. جالب است به خانه هم که می‌رسید با تمام آن خستگی‌ها، با من و برادرم می‌گفت و می‌خندید و درواقع همان‌قدر که لبخندزدن به بچه‌های خودش برایش مهم بود، لبخندزدن به بچه‌هایی که در بیرون از خانه می‌دید هم برایش اهمیت داشت.»

متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.  

سمن قناد: هیچ‌وقت خودم را به عنوان دختر مجید قناد معرفی نمی‌کنم
سمن قناد در نمایش «ورودی ۸۹» به نویسندگی و کارگردانی محسن احتشامی- ۱۳۹۸- عمارت نوفل‌لوشاتو

اولین بار است که در تئاتر شهر روی صحنه می‌روم   

سمن قناد در مورد چگونگی انتخاب شدنش برای بازی در نمایش «تملیخا» چنین می‌گوید: «من با بابک پرهام، کارگردان نمایش «تملیخا» در پروژه‌ای دیگر همکاری می‌کردم که بنا به دلایلی مجوز اجرا نگرفت. او از آن زمان مرا می‌شناخت و با توجه به این که برای «تملیخا» به بازیگری احتیاج داشت که بر بدنش مسلط و از توانایی فیزیکی برخوردار باشد، به سراغ من آمد. با توجه به این که متن، نوشته محمدرضا آزادفرد نیز کمی سنگین و نیازمند ادای درست و سلیس کلمات به همان شیوه‌ای که نوشته شده‌اند، بود ظاهرا توانایی‌ام در این زمینه نیز توجه کارگردان را جلب کرد و این‌گونه شد که بازیگر «تملیخا» شدم. این نمایش ۳۰ دقیقه است و در طول آن شاهد رفت و برگشت نور نیستیم و من در تمام طول این مدت ضمن فاصله گرفتن از حالت انسانی و حرکت به سمت فیگور حیوان، در حال روایت داستان هستم که کار آسانی نیست.»  

این مطالب را هم بخوانید: 

دختر مجید قناد بازیگر «تملیخا» شد/ عکس 

ببینید | ماجرای اختلاف عمو قناد و فیتیله‌ای‌ها چه بود؟

او که نخستین بار است که در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود، ادامه می‌دهد: «در حوزه بازیگری و برای اجرای عمومی اولین بار است که به تئاتر شهر آمده‌ام و پیش‌تر در نمایشی به نام «واگیر ندارد» در فجرپلاس در قالب جشنواره تئاتر فجر سال ۱۳۹۸، دو شب در سالن سایه روی صحنه رفته بودم.»  

خودم را به عنوان دختر مجید قناد معرفی نمی‌کنم

سمن قناد در پاسخ به این سوال که تاثیر دختر مجید قناد بودن بر ورودش به عرصه بازیگری را چگونه می‌بیند، توضیح داد: «وقتی در خانواده‌ای هنری به دنیا می‌آیی و تا چشم باز می‌کنی با تئاتر دیدن، فیلم دیدن، موسیقی شنیدن و… همنشینی، عجیب و غریب نیست که خودت هم وارد این عرصه شوی و قطعا مجید قناد در تمام طول مسیر راهنمایی‌ام کرده است اما آن‌چه می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که حوزه کاری او، تمرکز و تسلطش همیشه بر کودک و نوجوان بوده است و من در طول تمام این سال‌ها، فقط یک مرتبه کار کودک انجام داده‌ام و این روزها مشغول تمرین نمایشی برای اجرا در تالار هنر هستم تا دومین تجربه‌ام در این زمینه رقم بخورد.»

او با بیان این که «هم مجید قناد و هم من، همیشه تلاش‌مان بر این بوده است که اگر قرار است برای بازی در اثری انتخاب شوم به خاطر خودم و توانایی‌های خودم باشد» ادامه می‌دهد: «گمان می‌کنم اگر قرار بود از دختر مجید قناد بودن استفاده کنم اکنون شرایط بسیار بهتری در حوزه بازیگری و پروژه‌های تلویزیونی و سینمایی داشتم. من جز در پروژه‌هایی که خودشان می‌دانند، هیچ‌وقت خودم از ابتدا خودم را به عنوان دختر مجید قناد معرفی نمی‌کنم و معمولا در اواسط کار و به صورت اتفاقی است که متوجه این موضوع می‌شوند. البته که در خصوص تاثیر مجید قناد بر کارم باید به دو تجربه کارگردانی در حوزه تئاتر و تهیه‌کنندگی پدرم اشاره کنم اما این تاثیر در حوزه بازیگری، هم به خواست او و هم به خواست من، تا جای ممکن کم‌رنگ بوده است.»

تاثیر مثبت ترس از لطمه نزدن به اعتبار مجید قناد   

سمن قناد در جواب این سوال که فرزند هنرمندی شناخته‌شده بودن چه میزان ترسناک است و چه‌قدر بر این که اساسا جرات انجام کاری را از آدم بگیرد یا جرات بدهد، اثر می‌گذارد، توضیح می‌دهد: «من تا جای ممکن تلاش می‌کنم گزیده‌کار باشم و انتخاب‌های درستی انجام دهم تا مبادا بعدا بگویند دختر فلانی چرا این کار را انجام داده است و این احتیاط، گزیده‌کاری و درست انتخاب کردن را از جمله تاثیرات مثبت و نه منفی زیر سایه نام یک بزرگ‌تر بودن و تلاش برای لطمه نزدن به اعتبار این نام می‌دانم.»

سمن قناد: هیچ‌وقت خودم را به عنوان دختر مجید قناد معرفی نمی‌کنم
صحنه‌ای از نمایش «ماه و پلنگ»، ۱۳۹۴، تماشاخانه استاد جمشید مشایخی 

با دستیاری و خاک صحنه خوردن شروع کردم

او در توضیح این که در طول این مسیر چه دشواری‌هایی را پشت سر گذاشته است، می‌گوید: «من از دستیاری شروع کردم و در همان دوره دانشجویی دستیار کسانی می‌شدم که قرار بود پروژه پایان‌نامه‌یشان را اجرا کنند و بعضی از آن‌ها حتی دانشجوی دانشگاه خودمان، سوره هم نبودند و به عنوان مثال در دانشگاه تربیت مدرس درس می‌خواندند. من در حوزه گریم و طراحی صحنه هم دستیاری کردم و صادقانه می‌گویم با خاک صحنه خوردن بالا آمدم و از زیرِ خط شروع کردم.»  

اجرا در برنامه «تازه‌ها» در کنار برادر

از سمن قناد می‌پرسیم پیش از تحصیل تئاتر در هنرستان، تجربه حضور در مقابل دوربین یا روی صحنه را به واسطه دختر مجید قناد بودن داشته است یا خیر و او می‌گوید: «سال چهارم ابتدایی بودم که مجری‌گری را در برنامه‌ای به نام «تازه‌ها» به کارگردانی آقای بادکوبه تجربه کردم. برنامه‌ای که به مناسبت دهه فجر در ۱۰ قسمت از شبکه دو سیما پخش شد و من و برادرم، سپهر در آن‌جا مجری بودیم. سال‌ها بعد هنگامی که راهنمایی بودم در کنار خود مجید قناد در برنامه‌ای که عصرها از شبکه دو سیما به صورت زنده پخش می‌شد، مجددا اجرا را تجربه کردم. جز این دو مورد، مورد دیگری نبود تا دیپلمم را گرفتم و وارد دانشگاه شدم. البته در یکی، دو مورد از مسابقه‌هایی که پدرم در مدارس برگزار می‌کرد هم شرکت کردم.»  

مسیر ۲۰ دقیقه‌ای، با مجید قناد یک ساعت و نیم طول می‌کشید

از سمن قناد می‌پرسیم اگر ما به عنوان کسانی که کودکی‌شان در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد گذشته است مجید قناد را با برنامه‌هایی چون «فیتیله، جمعه تعطیله» و تکیه‌کلام و حرکت خاص دستش هنگامی که می‌گفت «یه برنامه ببینیم» و… به خاطر می‌آوریم او به‌عنوان دختر مجید قناد این هنرمند را چگونه به خاطر می‌آورد، می‌گوید: «آن‌چه برای همیشه در ذهنم مانده است تفکیکی است که او میان زندگی کاری و زندگی خانوادگی‌اش قائل می‌شد و زمانی است که به صورت جداگانه برای هر یک از این‌ها می‌گذاشت.»  

این بازیگر تئاتر با اشاره به این که «خاطرم هست مثلا اگر قرار بود با هم به خرید برویم مسیری که در حالت عادی ۲۰ دقیقه طول می‌کشید، طی کردنش برای ما یک ساعت و نیم زمان می‌برد»، ادامه می‌دهد: «چرا؟ چون بابا با همه بچه‌هایی که به سراغش می‌آمدند می‌گفت و می‌خندید و عکس می‌گرفت و برای‌شان زمان می‌گذاشت. او این صبر و حوصله را هم برای این بچه‌ها و هم برای ما در خانه، به خرج می‌داد و الان که وارد محیط کار حرفه‌ای شده‌ام می‌فهمم که به‌عنوان مثال وقتی خودم به خانه می‌رسم دلم می‌خواهد به هیچ چیز فکر نکنم و فقط استراحت کنم اما او به خانه که می‌رسید با تمام آن خستگی‌ها، با من و برادرم می‌گفت، می‌خندید، شوخی می‌کرد و…. و همان‌قدر که لبخندزدن به بچه‌های خودش برایش مهم بود، لبخندزدن به بچه‌هایی که در بیرون از خانه می‌دید هم برایش اهمیت داشت و درواقع این دو، برایش در یک پایه از اهمیت قرار داشت و همیشه توی جیبش پر از شکلات بود که اگر بچه‌ای را می‌بیند دست خالی از کنارش نگذرد.»  

روی صحنه نمایش «اپلیکیشن بابایاب» در تالار هنر

سمن قناد در پاسخ به سوال آخر که این روزها جز نمایش «تملیخا» در چه پروژه دیگری حضور دارد، می‌گوید: «مشغول پروژه‌ای هستم که از اواسط دی‌ماه در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه می‌رود و «آخرین قطره از نیمه پر لیوان» نام دارد. نمایشی به نویسندگی و کارگردانی آرش واحدی که با محمد معتضدی در آن هم‌بازی هستم. از اواسط بهمن نیز با کار کودکی در تالار هنر روی صحنه می‌روم که «اپلیکیشن بابایاب» نام دارد و نویسنده و کارگردانش محمد عبدی است.»    

۵۸۲۵۹

نوشته شده در یک دیدگاه

مصاف تاریخی سیدناصر و تاجگردون در آموزش و پرورش

بهنام عکاشه؛

۵ بهمن ۱۳۹۲؛ صمدی نسب جای خود را به یاری داد/یک باشتی دیگر در بدنه مدیریتی استان

این تیتر یک رسانه اصولگرای بویراحمدی و در واقع تیتر دل تمامی استان بود. پیش از آن در آبان ماه نیز تاجگردون، دوست قدیمی اش را مدیرکل آموزش و پرورش کرده بود.

گرچه مدیرکلی هادی زارع پور آغاز امپراتوری ده ساله تاجگردون  در استان بود اما اردشیر یاری حساسیت ها را بیشتر برانگیخت.

رسانه های آن زمان کمتر به آن پرداختند ولی تاجگردون در واقع انتقام بی توجهی به خواسته اش در زمان دولت احمدی نژاد درباره همین یاری بود.

یاری چندماه قبل از پیروزی همفکران تاجگردون و قبضه دولت، اردشیر یاری را گزینه اداره باشت کرد. دفتر امیدوار رضاپور رئیس وقت آموزش و پرورش باشت بسیار شلوغ بود.

مراسم بسیار خوب برگزار می شد تا جائی که حکم پرویز طاهری برای اردشیر یاری خوانده شد.

یاری که کنار دست سیدعبدالصالح صمدی نسب نشسته بود ناگهان برآشفت و پیامکی احتمالا به تاجگردون یا به حمید برادرش که در جلسه حضور داشت داد و زمزمه ها تبدیل به اعتراض گشت.

بله؛ پرویز طاهری ظاهرا آنگونه که وعده داده بود حکم مدیریت را ابلاغ نکرده و اردشیر یاری را سرپرست نموده بود و او و تاجگردون ها را اینگونه برآشفته کرده بود.

حمید او را به گوشه ای در راهرو اداره باشت کشانده و صحبت هائی با او کرد.

غلامرضا تاجگردون اما انگار بر خلاف حمید که مصر بر پذیرش سرپرستی بود با یاری هماهنگ تر بوده و نهایتا رای او به کرسی نشست و یاری حکم مدیرکل و صمدی نسب را نپذیرفت تا چندماه بعد خود به جای صمدی بنشیند.

۹ سال پس از آن واقعه اما ورق برگشته است. الان صاحب اثر معروف پائی که جا ماند نماینده است.

سیدناصر که حالا تنها پنج ماه از همراهی او  و دولتش می گذرد تا کنون نتوانسته خود را با صفحه سیاسی استان تطبیق دهد.

دست او خالی ام نیست. او احتمالا تعمدا در فضای رسانه ای، شخص اول استان است و این برای او گرچه تبعاتی داشته ولی بهره برداری های خاص خود را نیز کرده است.

اینکه او توانسته نظرها را به خود جلب نماید موضوع کمی نیست و می تواند روی آینده سیاسی اش تاثیر مثبت بگذارد.

سیدناصر در ۲۸ شهریور امسال در صفحه اینستاگراش می نویسد: معاونت پارلمانی وزارت آموزش و پرورش با سلام تا کی قرار است آقای هادی زارع پور مدیرکل آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد و معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وی – ارشیر یاری- در دوران استقرار دولت مردمی و انقلابی جناب آقای دکتر رئیسی برخلاف بخشنامه معاون اول محترم رئیس جمهور عزل و نصب نمایند و با به کار بردن واژه‌های دولت تدبیر و امید در ابلاغ‌های صادره جولان دهند و به ریش نیروهای ولایی و حزب‌الهی بخندند.

قطعاً این اقدامات نابخردانه و ذلیلانه ایشان سوءاستفاده از نجابت و سعه صدر ماست.
سیدناصرحسینی‌پور نماینده مردم شریف گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی

اشاره سیدناصر به فردی جانباز بود که با افزایش انتقادات به او، در نهایت مورد دلجوئی و عذرخواهی او را فراهم آورد.

همین ها بموجب شد یاری سعی خانواده حسینی برای برکناری اش را به سخره گرفته و آن را در خداحافظی اش بر زبان آورد و با تاجگردون پیش از رفتن به مراسم برف پیمائی نماید.

اما حضور تاجگردون در مراسم بازنشستگی یاری هم از عجایب بود. تاجگردون در هیچ مراسمی از این دست در دهه گذشته شرکت نکرده بود.

او حتی در تودیع مدیران کل نیز شرکت نمی کرد و فقط در معارفه فرمانداران گچساران و استانداران حضور داشت و شرکت او در این نشست، حاوی سیگنال هائی به جامعه سیاسی استان و گچساران بود بویژه آنجا که رو در روی مردم استان کرده و گفت: من چنین حسی ندارم که نباید باشم”

و اینچنین او تیر خلاص را به تمام تحلیل هائی که آنیده سیاسی او را پایان یافته می دانستند شلیک کرد.

او به وضوح این روزها با فعالیت های زیگزاگی خود از تهران به گچساران و از گچساران به یاسوج، نگاه ها را به سمت خود کشانده و عملا نه تنها سیدناصر بلکه بیش از او، موحد و روشنفکر که در هنگامه رد اعتبارنامه تنهایش گذاشته بودند  را به حاشیه راند.

دو سال مانده انتخابات ۱۴۰۲، او نه خومی و شهروی گچساران و باشت، که کوهستان های پایتخت را برای قدرت نمائی انتخاب کرده است.

کوهستان هائی که ۱۸ تیر ۱۳۹۹ در آن گیر کرد و باید دید اسفند ۱۴۰۲ توچال، چقدر برایش خوش یمن خواهد بود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

۸ میلیون و ۳۷۳ هزار نفر ۳ دوز واکسن کرونا زده اند

به گزارش خبرگزاری مهر، بنابر اعلام مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت، تا کنون ۵۹ میلیون و ۹۰۹ هزار و ۱۵۰ نفر دوز اول واکسن کرونا را دریافت کرده‌اند.

همچنین، ۵۲ میلیون و ۱۴۰ هزار و ۴۰۵ نفر دوز دوم و ۸ میلیون و ۳۷۳ هزار و ۴۶۷ نفر، دوز سوم واکسن کرونا را تزریق کرده‌اند.

مجموع واکسن‌های تزریق شده در کشور به ۱۲۰ میلیون و ۴۲۳ هزار و ۲۲ دوز رسید.

در شبانه روز گذشته ۴۱۹ هزار و ۵۸۵ دوز واکسن کرونا در کشور تزریق شده است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

آمار اومیکرون در کشور به ۱۹۴ مورد رسید/وضعیت داروهای کرونا

به گزارش خبرنگار مهر، سعید کریمی، روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰ در نشست خبری که به صورت مجازی برگزار شد، در ابتدا به ارائه گزارشی از وضعیت حوزه درمان کشور پرداخت و در ادامه به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

وی با اشاره به گذشت دو سال از پاندمی کرونا در کشور، گفت: هدف گذاری ما تعالی خدماتی است که ارائه می‌دهیم و اولویت ما، دسترسی همگان به خدمات سلامت است.

کریمی با تاکید بر اولویت بندی نیازها، تصریح کرد: منابع محدودی در اختیار داریم و باید بهره وری بهینه از منابع داشته باشیم. لذا، فرایندها باید حتماً اصلاح شود و داشتن اطلاعات خیلی مهم است. یعنی، دیتاها باید به روز به دست ما برسد تا تصمیم بگیریم.

معاون درمان وزارت بهداشت ادامه داد: ما از عدالت در سلامت دور هستیم. لذا، باید محرومیت زدایی کنیم و سند درمان نوشته شده و بررسی کردیم که آیا به اهداف سند رسیده ایم یا خیر. از همین رو، سندهای مجزا برای استان‌های محروم و خیلی محروم، نوشته ایم.

وی به تکریم ارباب رجوع تاکید کرد و گفت: این موضوع را در بدنه معاونت درمان جا می‌اندازیم.

کریمی در ادامه به آمادگی بیمارستان‌ها در مواجهه با آنفلوانزا و اومیکرون اشاره کرد و افزود: تعداد مراجعین سرپایی با علائم مشکوک به کرونا روزانه حدود ۱۲۵۰ نفر است و افزایش قابل توجهی نداشته ایم. در مورد بستری‌ها نیز در حدود ۵۸۰۰ بیمار بوده و افزایشی نداشته ایم. در آی سی یو نیز حدود ۱۴۰۰ بیمار بستری هستند.

وی گفت: در مورد اومیکرون موارد مبتلا زیاد شده و امروز به ۱۹۴ مورد قطعی رسیده و در حال افزایش است. ما نگران افزایش موارد اومیکرون هستیم، زیرا سرعت انتقال این سویه شدیدتر است. بنابراین، تزریق دوز سوم واکسن کرونا می‌تواند در پیشگیری از ابتلاء به اومیکرون، مؤثر باشد.

کریمی افزود: امیدواریم وارد پیک بعدی نشویم، اما بیمارستان‌ها در آماده باش هستند.

معاون درمان وزارت بهداشت در ارتباط با نسخه نویسی الکترونیک، گفت: قطعاً مشکلاتی وجود دارد، اما به تدریج این مشکلات حل خواهد شد.

کریمی به افزایش موارد آنفلوانزا در بین مراجعان به بیمارستان‌ها اشاره کرد و افزود: فعلاً نشانه‌هایی از وجود بیماری‌های ترکیبی مشاهده نشده است.

معاون درمان وزارت بهداشت در مورد کمبود پزشک در مناطق محروم کشور، گفت: برای ماندگاری پزشکان در مناطق محروم، باید تسهیلات لازم فراهم شود. یعنی کاری کنیم که یک پزشک متخصص بعد از دوره تعهدش، با رضایت خاطر خودش به مناطق محروم برود.

وی در واکنش به حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی دارو، گفت: باید کار کارشناسی در مجلس انجام شود، تا در مورد حذف این نوع ارز صحبت کرد. اما، آنچه مسلم است اینکه حمایت از حوزه سلامت برای سال آینده در لایحه بودجه دیده شده و فکر نمی‌کنم که نمایندگان مجلس بخواهند حوزه سلامت را رها کنند.

کریمی درباره نوع دوز سوم واکسن کرونا، افزود: از نظر علمی درباره اینکه چه نوع دوز سومی از واکسن‌های کرونا مؤثرتر است، بین علما اختلاف‌هایی وجود دارد. این موارد باید در کمیته علمی بررسی و تعیین تکلیف شود. بحث واردات هم مربوط به حوزه معاونت درمان نیست.

وی در پاسخ به اینکه با وجود تزریق واکسن چرا هنوز کرونا مهار نشده است، گفت: این موضوع طبیعی است و هیچ واکسنی به ویژه درباره کرونا نه ادعا می‌کند و نه می‌تواند ۱۰۰ درصد بیماری را کنترل کند و هیچ کجای دنیا این طور نیست که اگر واکسن تزریق کردند، دیگر ۱۰۰ درصد کسی به بیماری مبتلا نشود. بنابراین هدف ما از واکسیناسیون، کاهش میزان ابتلاء و به ویژه کاهش موارد شدید ابتلاء و مرگ و میر است.

کریمی درباره وضعیت داروهای درمان کرونا، اظهار داشت: درباره داروها هم فعلاً داروهایی را که در پروتکل درمان کشور وجود دارد، در کشور در دسترس هستند. داروهای جدیدی هم که گزارش می‌شود، باید در کمیته علمی مورد بررسی قرار گیرند، وگرنه دچار مشکلاتی می‌شویم که قبلاً داشتیم که اصلاً آیا این دارو مؤثر هست یا خیر. این موارد در کمیته علمی بررسی می‌شود تا هزینه-اثربخشی آن مشخص شود و بعد به پروتکل‌ها اضافه می‌شود.

وی ادامه داد: در حال حاضر در حوزه درمان مشکلی نداریم. چند دارویی هم که اعلام شده که ممکن است مؤثر باشند، در حال بررسی است و اگر به این نتیجه برسیم که واقعاً موثرند، وارد پروتکل می‌شوند. بنابراین این موارد در کمیته علمی بحث می‌شود و اگر به صورت علمی به این نتیجه برسیم که مؤثر است، اقدام می‌شود.

معاون درمان وزارت بهداشت درباره اجرای قانون جوانی جمعیت، گفت: اصل بر اجرای قانون جوانی جمعیت است. ما روی این قانون اصرار داریم و این کار باید از طریق علمی انجام شود. توصیه می‌کنم خبرنگاران هم در این زمینه خیلی وارد حواشی نشوند. باید تلاش کنیم که قانون اجرا شود تا جمعیت جوانی داشته باشیم و با مشکل پیری و کاهش نرخ جمعیت مواجه نشویم.

کریمی درباره بحث بیمارستان‌سازی در کشور و ایمنی بیمارستان‌ها، افزود: در حوزه درمان ما در زمینه اعتباربخشی بیمارستان‌ها می‌توانیم ورود کنیم. یکی از فاکتورهای ما در اعتباربخشی این است که اگر بیمارستانی ناایمن باشد، در اعتباربخشی و صدور و تمدید پروانه سخت‌گیری می‌کنیم و باید اصلاح کنند. باید توجه کرد که بسیاری از بیمارستان‌ها فرسوده‌اند و ممکن است ۸۰ یا ۹۰ سال قبل ساخته شده باشند، به‌روز کردن این بیمارستان‌ها اقدامی است که باید انجام شود که معاونت توسعه در این زمینه عمل می‌کنند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

شناسایی ۱۹۴ مورد اومیکرون در کشور/نگران افزایش موارد هستیم

به گزارش خبرنگار مهر، سعید کریمی، روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰ در نشست خبری که به صورت مجازی برگزار شد، در ابتدا به ارائه گزارشی از وضعیت حوزه درمان کشور پرداخت و در ادامه به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

وی با اشاره به گذشت دو سال از پاندمی کرونا در کشور، گفت: هدف گذاری ما تعالی خدماتی است که ارائه می‌دهیم و اولویت ما، دسترسی همگان به خدمات سلامت است.

کریمی با تاکید بر اولویت بندی نیازها، تصریح کرد: منابع محدودی در اختیار داریم و باید بهره وری بهینه از منابع داشته باشیم. لذا، فرایندها باید حتماً اصلاح شود و داشتن اطلاعات خیلی مهم است. یعنی، دیتاها باید به روز به دست ما برسد تا تصمیم بگیریم.

معاون درمان وزارت بهداشت ادامه داد: ما از عدالت در سلامت دور هستیم. لذا، باید محرومیت زدایی کنیم و سند درمان نوشته شده و بررسی کردیم که آیا به اهداف سند رسیده ایم یا خیر. از همین رو، سندهای مجزا برای استان‌های محروم و خیلی محروم، نوشته ایم.

وی به تکریم ارباب رجوع تاکید کرد و گفت: این موضوع را در بدنه معاونت درمان جا می‌اندازیم.

کریمی در ادامه به آمادگی بیمارستان‌ها در مواجهه با آنفلوانزا و اومیکرون اشاره کرد و افزود: تعداد مراجعین سرپایی با علائم مشکوک به کرونا روزانه حدود ۱۲۵۰ نفر است و افزایش قابل توجهی نداشته ایم. در مورد بستری‌ها نیز در حدود ۵۸۰۰ بیمار بوده و افزایشی نداشته ایم. در آی سی یو نیز حدود ۱۴۰۰ بیمار بستری هستند.

وی گفت: در مورد اومیکرون موارد مبتلا زیاد شده و امروز به ۱۹۴ مورد قطعی رسیده و در حال افزایش است. ما نگران افزایش موارد اومیکرون هستیم، زیرا سرعت انتقال این سویه شدیدتر است. بنابراین، تزریق دوز سوم واکسن کرونا می‌تواند در پیشگیری از ابتلاء به اومیکرون، مؤثر باشد.

کریمی افزود: امیدواریم وارد پیک بعدی نشویم، اما بیمارستان‌ها در آماده باش هستند.

معاون درمان وزارت بهداشت در ارتباط با نسخه نویسی الکترونیک، گفت: قطعاً مشکلاتی وجود دارد، اما به تدریج این مشکلات حل خواهد شد.

کریمی به افزایش موارد آنفلوانزا در بین مراجعان به بیمارستان‌ها اشاره کرد و افزود: فعلاً نشانه‌هایی از وجود بیماری‌های ترکیبی مشاهده نشده است.

معاون درمان وزارت بهداشت در مورد کمبود پزشک در مناطق محروم کشور، گفت: برای ماندگاری پزشکان در مناطق محروم، باید تسهیلات لازم فراهم شود. یعنی کاری کنیم که یک پزشک متخصص بعد از دوره تعهدش، با رضایت خاطر خودش به مناطق محروم برود.

تکمیل می‌شود…

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

توقف اجرای سه نمایش در تئاترشهر

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایش «احتمالات» در تالار چهارسو، نمایش «پنگوئن‌های افسرده» در تالار قشقایی و نمایش «لیلیت» در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روزهای چهارشنبه پانزدهم و پنجشنبه شانزدهم دی‌ماه به احترام فرارسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) اجرا نمی‌شوند. این در حالی است که براساس برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته، این سه اثر نمایشی از روز جمعه هفدهم دی‌ماه اجراهای خود را از سر خواهند گرفت.  

بیشتر بخوانید: 

ژست و گریم متفاوت بهاره افشاری روی صحنه تئاتر/ عکس

براساس این گزارش نمایش‌های «تا اشکستان» به کارگردانی حمید حراء در تالار اصلی و «تملیخا» به کارگردانی بابک پرهام در کارگاه نمایش روزهای پانزدهم و شانزدهم دی‌ماه میزبان مخاطبان تئاتر خواهند بود. 

تئاتر «تا اشکستان» که به مناسبت ایام فاطمیه در تالار اصلی تئاتر شهر پیش روی مخاطبان قرار گرفته است روزهای چهارشنبه پانزدهم و پنجشنبه شانزدهم دی‌ماه طی دو  نوبت و در ساعت‌های ۱۶ و ۱۹ روی صحنه می‌رود. 

هم اکنون نمایش‌های «تا اشکستان» به کارگردانی حمید حراء در تالار اصلی، «احتمالات» به کارگردانی علی شمس در تالار چهارسو، «پنگوئن‌های افسرده» به کارگردانی محمد میرعلی اکبری در تالار قشقایی، «لیلیت» به کارگردانی محمدرضا شاه‌مردی در تالار سایه و «تملیخا» به کارگردانی بابک پرهام در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر روی صحنه هستند.

۵۸۲۵۹

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فریز کردن تعرفه ها به سلامت مردم آسیب می رساند

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد هادی صادقی، در خصوص فریز کردن تعرفه‌های پزشکی، اظهار کرد: سیاست گذاران بر مبنای اطلاعات غلط و در بهترین حالت، ناقص، چندین سال است که سیاست انقباضی در افزایش تعرفه‌های پزشکی را در کنار سیاست‌های مالیاتی بعضاً مکرر و ضریب‌های افزایش دنبال نموده اند تا با پیش فرض اشتباه خود به اصطلاح درآمدهای کلان جامعه پزشکی را تعدیل کنند.

وی با اشاره به اینکه اگر نسبت تعرفه امسال به ۴ سال پیش را با نسبت افزایش ارز رایج کشور در نظر بگیریم؛ شاهد ۶۰۰ درصد کاهش خواهیم بود، ادامه داد: زمزمه‌هایی که از محافل تصمیم گیر در خصوص افزایش فقط ۷ تا ۱۰ درصد تعرفه سال ۱۴۰۱ شنیده می‌شود بیش از آنکه واقعی بوده و با سیاست‌های کلان قابل توجیه باشد؛ یک شوخی ناخوشایند به نظر می‌رسد.

نایب رئیس دوم شورای عالی نظام پزشکی با تاکید بر اینکه بدون هیچ تردیدی این سیاست، کشور را از دلسوزان عرصه سلامت تهی خواهد کرد، گفت: خالی شدن کشور از نیروهای تحصیل کرده که از ذخیره‌ها و سرمایه‌های این کشور محسوب می‌شوند یک واقعیت انکارناپذیر است؛ چه آن گروهی که رخت هجرت بر تن کنند و چه افرادی که به دلیل شنیده نشدن صدای انذارِ دلسوزانه شأن، به کنج سکوت و نظاره گری پناه می‌برند.

صادقی با بیان اینکه افزایش ۷ تا ۱۰ درصدی تعرفه‌ها، یعنی برقرار ماندن پوسته‌ای از خدمات سلامت و درمان در جامعه با عملکردی تصنعی؛ خاطرنشان کرد: در حوزه‌هایی که به دلیل اهمیت حیاتی آنها، حاکمیت نسبت به آن دغدغه دارد، برخلاف تصور بیشترین کاستی حمایت از ارائه دهندگان خدمت دیده می‌شود.

عضو هیأت رئیسه شورای عالی نظام پزشکی با اشاره به اینکه سلامت و آموزش به دلیل اهمیت ذاتی آنها تحت نظارت و کنترل مستقیم حاکمیت قرار دارند؛ اظهار کرد: کنترل تعرفه در این دو حوزه و ارائه خدمات بر پایه سوبسیدهای دولتی، از جمله ویژگی‌های اصلی وجه تمایز این دو گروه از جامعه با سایر اصناف است.

به گفته صادقی، در حوزه سلامت، نمی‌توان فقط به فریز کردن عملی تعرفه و در معنای واقعی کاهش نسبی آن، بار سلامت جامعه را به جایگاه امن رساند و با فراموش نمودن تعهدات واقعی نسبت به کل ساختار از جمله به ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و درمانی، در نهایت صدمه به مردمی خواهد رسید که در مقابل آنها وظیفه تأمین بهینه خدمات سلامت را وعده داده ایم.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

۹۸ درصد جمعیت هدف کشور واکسن زده اند/ ۶۵ درصد واکسینه شده اند

فرشید رضایی، در گفتگو با خبرنگار مهر، با عنوان این مطلب که روند تزریق دوز سوم واکسن کرونا به خوبی پیش می‌رود، اظهار داشت: استقبال از تزریق دوز یادآور واکسن کرونا در کشور، خوب بوده است.

سرپرست دفتر آموزش و ارتقا سلامت وزارت بهداشت، با عنوان این مطلب که بیش از ۹۸ درصد جمعیت هدف کشور حداقل یک دوز واکسن کرونا دریافته کرده‌اند، گفت: حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور ۲ دوز واکسن زده‌اند.

وی همچنین از روند واکسیناسیون دانش آموزان بالای ۱۲ سال در کشور ابراز رضایت کرد و افزود: ۸۵ تا ۹۰ درصد دانش آموزان بالای ۱۲ سال در کشور واکسن دریافت کرده‌اند.

رضایی با اشاره به ویژگی سویه اومیکرون، تاکید کرد: با تزریق دوز سوم واکسن کرونا، افراد در مقابل این سویه ایمن می‌شوند و کار برای اومیکرون سخت می‌شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

حفاری در بخش معدن نیازمند ورود شرکت‌‌های دانش‌بنیان است

بهروز برنا عنوان کرد: اکتشافات معادن کشور نیاز به تجهیزات به روز دارد چراکه می خواهیم از سطح به عمق زمین برویم. از آنجایی که با حفاری عمیق هزینه گرانتر می‌شود، تجهیزات به روز و هوش مصنوعی می تواند در کاهش هزینه ها نقش بسزایی داشته باشد.

وی اضافه کرد: با توجه به پیشرفت تکنولوژی و ظرفیت‌های اقتصادی اکتشافات ماده معدنی به سمت عناصر همراه ماده معدنی می‌رود که در نهایت چند منظوره و چند محصول داشته باشد.

برنا ادامه داد: از سویی دیگر با توجه به شرایط اقلیمی کشور می‌توانیم از سیستم های کم آب به جهت فراوری در مناطق خشک، استفاده کنیم و پ به همین جهت شرکت های دانش بنیان در این راستا می‌توانند نقش بسزایی داشته باشند، به شرطی که دانشگاه ها زیرساخت ها را فراهم کرده و اساتید با تکنیک‌های به روز دانشجو و افراد نخبه رشته های وابسته به معدن را تربیت کنند.

مشاور مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران در ادامه با اشاره به اینکه شرکت های دانش‌بنیان اقدام به نوآوری در در زمینه دستگاه های حفاری کنند، بیان کرد: با تولید دستگاه‌های حفاری پرسرعت که بتوانند روزانه ۳۰۰ متر حفاری انجام دهند و همزمان آنالیز چند عنصر صورت بگیرد، ضمن افزایش سرعت کار می‌تواند داده‌های قابل اعتمادی را ارائه دهد.

برنا در پایان خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورهای اروپایی و کشور کانادا که شرایط اقلیمی متفاوتی دارند، امروزه جغرافیایی هوایی با بهره گیری از نرم افزار داده های قابل قبولی را ارائه می دهد، بنابراین تمرکز بر روی شرکت های دانش بنیان و تجهیزات آنها از ملزومات بخش معدن است.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

مدیر «اوج»: تصور آقای افخمی از فحشاخانه چیست؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست خبری محسن دریالعل، مدیر مرکز فیلم و سریال سازمان رسانه‌ای اوج (امروز یکشنبه ۱۲ دی) با محوریت عدم راه‌یابی فیلم سینمایی «مسیح پسر مریم» به کارگردانی علی جعفرآبادی و تهیه‌کنندگی مهدی فرجی به جشنواره چهلم فیلم فجر برگزار شد.

دریالعل درباره حذف فیلم «مسیح پسر مریم» از جشنواره گفت: «عزم ما این بود «مسیح پسر مریم» را به جشنواره فجر بدهیم.

هر جشنواره قاعده‌ای دارد و شرکت‌کنندگان با آگاهی از این قواعد وارد جشنواره می‌شوند. ما هم از عدم پذیرش فیلم گله‌ای نداریم، چون به هر حال جشنواره قواعدی دارد. اما حق اعتراض را به خودم می‌دهم که اگر دیدم به فیلمی ظلم می‌شود، اعتراض کنم.

اتفاقی که رخ داده عجیب و غریب است. در این چند روز سکوت کردیم، ولی هیات انتخاب تعارض در گفتار داشته است یا سکوت کنند یا درست دلیل بیاورند تا بدانیم دلیل کنار گذاشتن فیلم چیست؟»

روایت «مسیح پسر مریم» هیچ ایرادی ندارد

او درباره مشکل نداشتن این فیلم سینمایی گفت: «اواسط ایام جشنواره یک اکران خصوصی برای فیلم «مسیح پسر مریم» برگزار می‌کنیم تا دوستان هم فیلم را ببینند و بگویند مشکل از کجاست؟

مشکل اصلی ما این است که هیئت انتخاب پای نظرش نمی‌ایستد، یکبار می‌گوید فیلم باید مخاطب پسند باشد، بار دیگر می‌گوید در جشنواره فیلمی است که فقط به درد نمایش در سینمای خالی می‌خورد این دو مورد در یکجا نمی‌گنجد و من هم اصلا متوجهش نمی‌شوم.»

دریالعل ادامه داد: «این فیلم قصه رو فرم، رو پا و خوش نمایشی دارد و حتما هم نقطه ضعف دارد اما با زیر شش میلیارد یعنی پنج میلیارد و۷۰۰ میلیون تومان ساخته شده است.

اما این اولین‌بار نیست که جشنواره سازمان اوج و آثار تولید شده‌اش را نادیده می‌گیرد و ما هم همیشه سکوت کردیم.»

مدیر مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانه‌ای اوج، درباره ادعای اشاعه فحشا در فیلم سینمای «عیسی پسر مسیح» گفت: «اما سوال اصلی این است که تصور آقای افخمی از فاحشه و فاحشه‌خانه در دهه ۵۰ چیست؟

ما مستند «قلعه» و عکس‌های کاوه گلستان را داریم، آن موارد را با فیلم مقایسه کنید ببینید، اگر تفاوت داشت ما اغراق کردیم و اگر نداشت آقای افخمی تصور ذهن‌شان را بگویند.»

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

پاسخ به پرسشی مهم درباره شهادت حاج قاسم سلیمانی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دوسال پیش، روز سیزدهم دی یک ملت عزادار شد. ترور شهید سردار حاج قاسم سلیمانی داغ سنگینی بود که هنوز هم تسکین نیافته است و برای پرداختن به شخصیت این شهید مستندهای زیادی ساخته شده است. یکی از این آثار که با حمایت سازمان هنری اوج ساخته شده و مدت ۲۲ ماه زمان صرف ساخت آن شده، مستند «۷۲ ساعت» با کارگردانی مصطفی شوقی است.

با همزمان شدن سالروز شهادت سردار سلیمانی و اکران این مستند، با مصطفی شوقی گفتگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

مسیر سفرها برای ساخت مستند «۷۲ ساعت» فقط به عراق بود؟

ما سفرهای متعددی به سوریه، عراق و لبنان داشتیم، دلیلش هم این بود که مسیر حاج قاسم از سوریه به  لبنان و دوباره سوریه بود و بعد از آن به عراق بازگشتند تا آن واقعه رخ داد. برای ساخت این مستند، تمام مسیرهایی که حاج قاسم طی کرده‌اند را رفتیم و با آخرین آدم‌هایی که با ایشان جلسه و دیدار داشتند ملاقات کردیم. در میانه کار ما متوجه شدیم که قبل از اینکه حاج قاسم سفر خودشان را آغاز کنند، یک ماهی در عراق حضور داشتند و این موضوع بسیار برای من جای سوال داشت که وقتی مسئله داعش در عراق مطرح نبود، چرا ایشان در آنجا حضور داشتند و این پرسش تبدیل به یک دغدغه مهم و اصلی برای من شد و تلاش کردم که به پاسخ این پرسش برسم.

حاج قاسم قهرمان ایران است
مصطفی شوقی، کارگردان مستند«۷۲ ساعت»

به پاسخی هم برای این موضوع رسیدید؟

بله، در فیلم پاسخ این سوال داده شده است و چون می‌خواستیم به پاسخ برسیم به نوعی عراق و ماجراهایش، تبدیل به گرانیگاه روایت ما شد. به نوعی باید گفت که ماجرای ترور سردار سلیمانی را باید در عراق و ماجراهایش جست‌وجو کنیم. زمانی که وارد عراق شدیم یک داستان موازی را در کنار داستان اصلی دنبال کردیم و آن هم این بود که حاج قاسم چه نگاهی به عراق داشت، برای آنجا چه کاری انجام می‌داد و چه ایده‌ای درباره آن محدوده داشت و تا حدودی هم به این سوالات پاسخ دادیم.

مستند «۷۲ ساعت» چهل روز پس از شهادت سردار قاسم سلیمانی یعنی در سال ۱۳۹۸ کلید خورد اما ساخت آن دو ماه پیش پایان یافت. ساخت این مستند چند ماه زمان برد و چرا پس از دو سال آماده نمایش شد؟

ساخت این مستند ۲۲ ماه طول کشید و تمام این مدت ما درگیر تولید بودیم. بسیاری از مواقع ما روزها منتظر می‌ماندیم تا یک نفر را ببینیم و شاید یکی از شاخصه‌های اصلی این مستند، حضور فرماندهان مستشاری ما در سوریه و عراق است که فکر می‌کنم تا کنون چنین موردی را نداشتیم. از همان ابتدا هم شیوه‌ای را در پیش گرفتیم که در ایران بسیار کم انجام می‌شود و آن شیوه آرشیو_بازسازی است. یعنی ما در همه مکان‌هایی که حاج قاسم حضور داشت، یک دوربین شاهد که از نظر تصویری هم چندان منظم نیست داشتیم.

           بیش‌تر بخوانید:

          ◾️  در ۷۲ ساعت منتهی به شهادت حاج‌قاسم چه گذشت؟

          ◾️  ناگفته‌هایی از تیم محافظان سردار سلیمانی

          ◾️ روایتی از لحظات منتهی به شهادت حاج قاسم

یعنی این مستند روایت‌گر نیست و آرشیوی است؟

خیر، فرم ما آرشیو_ بازسازی است. به طور مثال صحنه شهادت حاج قاسم را بازسازی نکردیم، چون صحنه‌های دوربین مداربسته آن موجود است که برای اولین‌بار در این مستند می‌بینید. تصاویر و فیلم‌های بعد از ترور حاج قاسم در این مستند موجود است که برای اولین‌بار به نمایش درآمده است. تصویر از حاج قاسم کم است با این حال ما سعی کردیم از فیلم‌های دیده نشده استفاده کنیم.

ساخت این مستند یک پروژه امنیتی تلقی می‌شود؟

ما یک مستند قصه‌گو ساختیم که بخشی از آن یک قصه امنیتی را روایت می‌کند. تمام افرادی که با ما همکاری کردند عاشق حاج قاسم بودند و با رعایت ملاحظات همکاری بسیار خوبی با ما داشتند. در این فیلم با ۷۰ نفر مصاحبه کردم که تنها روایت ۲۳ نفر از آن‌ها وجود داد و دلیلش هم این است که روایت این افراد به قصه‌ای که من می‌خواستم نزدیک‌تر بود و این موضوع هیچ ارتباطی به مسائل سیاسی و امنیتی نداشت.

ما خواستیم ابعاد مختلفی از حاج قاسم را  نشان دهیم. من درباره کسی فیلم ساختم که قهرمان ایران است و در تاریخ ۵۰۰ سال اخیر ایران کسی مانند او وجود ندارد و او واقعا یگانه است.

حاج قاسم قهرمان ایران است
تصویری از مستند «۷۲ ساعت»

اگر سازمان هنری اوج نبود، آیا باز هم مستند «۷۲ ساعت» ساخته می‌شد؟

خیر، اگر سازمان هنر اوج نبود، هیچ‌وقت این فیلم ساخته نمی‌شد و من برای ساخت این مستند و نمایشش از هفت خان رستم عبور کردم. ساخت این پروژه خیلی سخت بود با این حال اگر همکاری نهادهای مختلف از جمله اوج نبود این کار مثل خیلی از کارها ساخته نمی‌شد و من واقعا از آنها باید تشکر کنم، گرچه نمی‌توانم نامشان را بیاورم. چهره‌هایی مقابل دوربین حاضر شدند که در هر هیچ شرایطی نباید مقابل دوربین می‌آمدند اما به خاطر سردار این کار را کردند و آنچه در ۷۲ ساعت می‌بینید ما حصل عشق و ارادت تعداد زیادی از افراد به سردار دل‌هاست.

۵۸۲۴۵

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

کاهش حجم آب و افزایش دمای دریای خزر/انتقال آب از دریای عمان حداقل آسیب زیست‌محیطی را دارد

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به برنامه‌های این سازمان برای حفظ و احیای تالاب‌ها گفت: دستورالعمل‌های تامین حق‌آبه تالاب‌ها به وزارت نیرو ابلاغ شده‌است.

به گزارش ایسنا احمدرضا لاهیجان‌زاده در نشست خبری که امروز از سازمان حفاظت محیط زیست به‌صورت برخط برگزار شد، ضمن تشریح طرح‌های سازمان درباره تالاب‌ها خاطرنشان کرد:‌ فعالیت‌های ما در بخش تالاب‌ها با چهار هدف دنبال می‌شود. این اقدامات شامل تامین آب و نظارت بر آب تالاب‌ها، برنامه حفاظت و احیای تالاب‌ها با رویکرد زیست‌بومی‌ و  پایش تالاب‌ها می‌شود.  ما بر اساس ماده ۲ قانون حفاظت و احیای تالاب‌ها مکلفیم تا دستورالعمل‌های تامین حق‌آبه‌ تالاب‌ها را به وزارت نیرو اعلام کنیم و وزارت نیرو مکلف است تا این دستورالعمل را اجرا کند. ما نیاز آبی تالاب‌ها را در ابتدا و نیمه سال ۱۴۰۰ دوباره به وزارت نیرو ابلاغ کردیم.

وی با اشاره به اهمیت سیلاب‌ها برای احیای تالاب‌ها اظهارکرد: نیاز آبی تالاب‌ها پایه علمی دارد و ما در رایزنی با نهادهای ذی ربط نیاز به ادله علمی و اطلاعات مستند برای تامین این حق‌آبه داریم. در سال آبی مهمترین عامل تامین حق‌آبه «سیلاب» است و مدیریت آن‌ها کمک زیادی به سیراب شدن تالاب‌ها می‌کند. امروز و فردا (۱۲ و ۱۳ دی ماه) نیز بارش‌های سنگینی خواهیم داشت و نیاز آبی تالاب‌های فصلی و دائمی جنوب کشور تا حدی تامین می‌شود.

لاهیجان‌زاده با اشاره به مطالعات مربوط به مدیریت زیست‌بومی در تالاب‌ها گفت: این مطالعات در ۲۰ تالاب تکمیل شده است و  ۱۲ یا ۱۳ تالاب باقی‌مانده نیز در آینده به این لیست اضافه خواهند شد همچنین ۲۲ تالاب نیز برای انجام فعالیت‌های اجرایی آماده هستند.

وی با اشاره به برنامه‌های سازمان در حوزه پایش اضافه کرد: ما در زمینه پایش برنامه‌های متعددی داریم. طرح‌هایی نظیر تصویربرداری هوایی و بهره‌گیری از تصاویر ماهواره‌ای بخشی از این برنامه‌ها هستند.همچنین ما قصد داریم تا در روز جهانی تالاب‌ها در تاریخ ۱۴ بهمن‌ماه از این طرح پایش رونمایی کنیم. این مراسم در مجاورت تالاب بختگان در استان فارس با حضور میهمانان داخلی و بین المللی به صورت حضوری و آنلاین برگزار خواهد شد.

لاهیجان‌زاده ضمن اشاره به کنوانسیون بین‌المللی تهران اضافه کرد: بر اساس کنوانسیون تهران در سال ۱۳۸۲، پنج پروتکل در زمینه تنوع زیستی، ارزیابی آلودگی نفتی و … به تصویب رسید. سه پروتکل این کنوانسیون در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است و به‌زودی این روند برای پروتکل چهارم نیز طی خواهد شد. پروتکل پنجم نیز هنوز در دست پایش است. در دیگر کشورهای ذی‌نفع حوزه دریای خزر نیز شرایط مشابه است و برخی سه پروتکل، برخی چهار و برخی همه پروتکل‌ها را به تصویب رسانده‌اند و این قدم بلندی برای اجرای فعالیت‌های مشترک در این منطقه است همچنین برای تحقق اهداف این کنوانسیون نشست‌های آنلاین با حضور کشورهای این حوزه برگزار می‌شود.

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست درباره تغییر اقلیم در حوزه دریای خزر گفت: محور این صحبت‌ها به جز آلودگی، گردشگری نیز است همچنین تغییر اقلیم در هر پنج کشور این حوزه مشاهده می‌شود و برای اتخاذ سیاست‌های مناسب جلساتی به میزبانی سازمان هواشناسی طی یک سال گذشته برگزار شده‌است. دریای خزر به دلیل تغییر اقلیم و مشکلات انسان‌ساخت تحت تاثیر است وعقب نشینی و پسروی  آن تا سال ۲۰۵۰ ادامه خواهد داشت که از سمت شمال خواهد بود و کاهش حجم آب و افزایش دما کاهش تنوع زیستی را در پی خواهد داشت.

لاهیجان‌زاده  ضمن اشاره به افزایش حساسیت‌ و اهمیت دستگاه‌ها نسبت به محیط زیست گفت: یکی از خطوط قرمز بودجه امسال، محیط زیست است.  

کشور آذربایجان فعالیت‌های نفتی خود را کنترل کند

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست ضمن اشاره به فعالیت‌های نفتی کشور آذربایجان در حوزه خزر اظهار کرد: کشور آذربایجان باید فعالیت نفتی خود را کنترل کند چراکه این فعالیت‌ها آسیب به محیط زیست خزر را در پی خواهد داشت. این اقدامات باید در نشست بین کشورها مطرح شود.

وی با تاکید بر اهمیت مطالعه تالاب‌ها گفت: قبلا قانونی برای تامین نیاز آبی تالاب‌ها و ارزش‌گذاری مشخصی برای آن‌ها وجود نداشت. به دلیل نبود مواد قانونی مشخص درباره این موضوع ما نمی‌توانستیم به طور صحیح با دستگاه‌های ذی ربط همکاری کنیم.ما وقتی با وزارت نیرو و بقیه نهادهای مربوطه جلسه می‌گذاریم باید اصطلاحا با دست پر برویم و بر پایه مطالعاتی که روی تالاب‌ها انجام داده‌ایم، برنامه‌های اجرایی را مطرح کنیم.

لاهیجان‌زاده با اشاره به اهمیت لایروبی تالاب‌ها اضافه کرد: در سال‌های گذشته چون لایروبی مناسبی در تالاب‌ها صورت نگرفته بود، آب به‌صورت مناسب وارد تالاب‌ها نمی‌شد. ما در سال‌های گذشته مسافت زیادی را لایروبی کردیم. برای حفظ ارتباط با دریا، باید لایروبی انجام بگیرد.

انجام مطالعات درباره پس‌روی دریاها

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست همچنین تاکید کرد: پسروی دریا نیز یکی از مسائل مهم است که باعث خشک شدن تالاب ها می‌شود. درباره پسروی دریاها نیز مطالعاتی در حال انجام است.

وی درباره برنامه‌های سازمان حفاظت محیط زیست برای تالاب میانکاله و خلیج گرگان گفت: ما اطلاعات جامعی برای خلیج گرگان با حضور همه دستگاه‌ها تدوین کردیم و در ستاد ملی تالاب‌ها به تصویب رساندیم. در این برنامه پنج ساله که توسط معاون اول رییس جمهوری وقت در سال ۹۹ ابلاغ شد برنامه کل حوزه  تعریف شده است و همه وزارتخانه‌ها موظفند به این تکالیف عمل کنند تا مشکلات این تالاب و خلیج برطرف شود.

لاهیجان‌زاده ضمن اشاره به افزایش توجه دولت به استانداردهای زیست‌محیطی افزود: در بودجه امسال که به کمیسیون تلفیق رفته، چند خط قرمز وجود دارد که یکی از آنها محیط زیست است. این نشاندهنده تمرکز توجهات روی محیط زیست است که در سال‌های گذشته کمتر دیده می‌شد.

وی درباره پروسه تامین حق‌آبه تالاب‌ها ادامه داد: درباره حق‌آبه تالاب‌ها نباید انتظار ورود فوری ۱۱ میلیارد آب را داشته باشیم. همانطور که دو سه دهه زمان نیاز بود تا مناطق حفاظت شده محیط زیست ایجاد شوند. نکته مهم این است که هم‌اکنون ما  اهرم قانونی در اختیار داریم و در جلسات خود با مدیرانی که برای ۹ حوضه آبریز انتخاب شده‌اند برای تامین حق‌آبه تالاب‌ها پیگیری لازم را انجام خواهیم داد.  

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان محیط زیست با اشاره به شرایط تالاب صالحیه گفت: این تالاب بین دو استان البرز و قزوین با مساحت‌های مساوی قرار گرفته‌است. حدود ۲۵ سال پیش زهکشی بزرگ بین آن احداث شد که مشکلات زیادی به وجود آورد. یکی از قاتلان اصلی تالاب‌ها زهکش‌ها هستند. برای برگشت این تالاب به شرایط قبلی خود، برداشت زهکش انجام و باعث شده وضعیت بهتر شود همچنین ورودی ‌آب از یک تصفیه‌خانه در نزدیکی این تالاب کنترل می‌شود و لایروبی از رودخانه مجاور تالاب در قزوین در دستور کار است.

طرح انتقال آب دریای عمان یکی از کامل‌ترین طرح‌ها از بعد زیست‌محیطی است

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان محیط زیست تاکیدکرد: طرح انتقال آب دریای عمان از دقیق‌ترین ارزیابی‌های زیست‌محیطی بهره برده است.

لاهیجان‌زاده با اشاره به موضوع دیپلماسی آب اظهار کرد: مسئولیت دیپلماسی آب در زمینه افغانستان با وزارت امور خارجه و وزارت نیرو است. بعد از روی کار آمدن طالبان مذاکرات قبلی متوقف شد ولی به نظر می‌رسد در حال ازسرگیری  است. دولت اشرف غنی در این مسئله مقاومت زیادی داشت و ممکن است مذاکرات آب با دولت جدید افغانستان راحت‌تر باشد.

وی با اشاره به طرح احیای تالاب هامون ادامه داد: پروژه بین‌المللی هامون با همکاری سازمان ملل و اتحادیه اروپا در حال اجراست و سازمان ملل باید این طرح را گسترده‌تر کند و افغانستان را نیز وارد این طرح کند.

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان محیط زیست با اشاره به معضل شوری آب در سواحل جنوبی کشور گفت: ما باید از ظرفیت روان‌آب و سیل‌ها استفاده کنیم. خلیج فارس تحت تاثیر افزایش دما، تغییر اقلیم و افزایش شوری قرار گرفته است. یکی از علل شوری آب کم شدن حجم آب شیرین ورودی به خلیج فارس است. چهل سال پیش ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آب شیرین از بهمنشیر و اروندرود وارد خلیج فارس می‌شد اما امروز به دلیل سدسازی در عراق، سوریه و ترکیه حداقل آب وارد خلیج فارس می‌شود همچنین افزایش دما تبخیر را افزایش می‌دهد و EC (هدایت الکتریکی آب که به مقدار املاح موجود در آن بستگی دارد) آب بالا می‌رود علاوه بر آن ۵۵ درصد آب شیرین‌کن‌های دنیا در خلیج فارس است.

وی درباره برنامه ایران برای استفاده از آب‌شیرین‌کن‌ها ادامه داد: ایران نیز به‌سرعت به سمت استفاده از آب‌شیرین‌کن‌ها رفته و مطالعات مربوط به استقرار آن‌ها در استان‌های  بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان انجام شده است البته مطالعه جداگانه‌ای برای سیستان و بلوچستان و خوزستان در دست انجام است تا مناسبترین محل انتخاب شود و کمترین  آسیب به محیط زیست وارد شود. بخش اقیانوسی شرق دریای عمان ۴۰ تا ۵۰ کیلومتر عمق مناسب دارد و جانمایی برای استقرار این دستگاه‌ها در این منطقه انجام شده است. همچنین ما اجازه نخواهیم داد شورآبه‌ها در مقیاس ملی وارد خلیج فارس شوند. در کنوانسیون کویت(راپمی) نیز چندین جلسه کارشناسی درباره آلودگی خلیج فارس برگزار شد.

لاهیجان‌زاده با اشاره به ایده استفاده از شورآبه‌ها افزود: ما برنامه داریم تا فلزات ارزشمندی مانند  لیتیم و پتاسیم را از پسآب استخراج کنیم.

وی درباره آلودگی نفتی در خلیج فارس گفت: شرکت فلات قاره مسئول تعیین این آلودگی است. یکی از اصلی ترین منابع آلودگی نفتی در خلیج فارس خط ابوذر است که قرار است به مناقصه گذاشته شود.

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخ به پرسش ایسنا درباره ارزیابی‌های زیست محیطی طرح انتقال آب دریای عمان به سیستان اظهار کرد: دو سال مطالعه برای اجرای طرح انتقال آب صورت گرفت و تصمیم‌گیری درباره آن با کمک مشاوران داخلی و خارجی انجام شد. این طرح یکی از دقیق‌ترین طرح‌ها از نظر ارزیابی زیست‌محیطی است و همه ارزیابی‌ها درباره شورابه و پساب انجام و روش‌های برداشت و تخلیه آن مشخص شده‌است همچنین مقدار فشار و بازه‌های آن در نازل‌های خروجی تعریف شده است. اجرای این طرح حداقل آسیب زیست‌محیطی را در پی خواهد داشت و برداشت آب از دریای عمان و بخش اقیانوسی آن خواهد بود.

زندگی تالاب‌ها در گرو وضعیت بارش است

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان محیط زیست در نشست خبری برخط امروز گفت: تعداد تالاب‌های خشک شده به‌صورت دقیق قابل تشخیص نیست و حیات تالاب‌ها وابسته به شرایط بارش است.

لایروبی شاه کلید حل مشکل تالاب انزلی

لاهیجان‌زاده با اشاره به مسئله رسوب‌گذاری در تالاب انزلی خاطرنشان کرد: تالاب انزلی – که در چند متری دریاست – در حال خشک شدن است و اصلی‌ترین مشکل آن رسوب‌گذاری است. این رسوبات از شهرها و روستا نشات می‌گیرد. مواد معدنی این رسوبات سبب شده تا تبادل آب از زیر بستر انجام نشود و تالاب پر شود. درباره همین مشکل جلسه احیای تالاب انزلی با حضور ریاست استان برگزار شد و راهکارها برای لایروبی تالاب ارائه شد. یکی از این روش‌ها لایروبی فیزیکی است که مجموعه‌ای تحت عنوان مسئولیت اجتماعی اجرای آن را به عهده گرفته است. لایروبی فرایند پیچیده‌ای است و شاه کلید حل این مشکل است.

احتمال بازنگری در لایحه بودجه برای اعتبار انتقال آب دریای خزر به سمنان

وی درباره به پروژه انتقال آب خزر به سمنان گفت: پروژه انتقال آب خزر به سمنان دارای مجوز است که معاونت انسانی آن را صادر می‌کند. این مجور پس از پشت سر گذاشتن چالش‌های مداوم ۹ ساله، بالاخره سال گذشته صادر شد. این طرح در لایحه بودجه دارای مجوز است اما باید به کمیسیون تلفیق برود و آنجا ممکن است مورد بازنگری قرار گیرد. با توجه به سرمایه‌گذاری در جنوب این طرح می‌تواند سمنان را هم پوشش دهد.

لاهیجان‌زاده ضمن تشریح وضعیت تالاب‌های خشک شده در کشور اضافه کرد: تالاب‌های ما در فلات مرکزی فصلی هستند و بر اساس بارش آبگیری می‌کنند چرا که رود دائمی ندارند و تابع دوران بارش هستند. این تالاب‌ها در ماه‌های آبان و آذر آبگیری می‌کنند و در اردیبهشت و خرداد از بین می‌روند.

وی افزود: برخی تالاب‌ها نیز در انتهای رودها قرار دارند. برای مثال تالاب شادگان در انتهای مارون و تالاب هورالعظیم در انتهای کرخه قرار دارد. این تالاب‌ها در بیشتر ماه‌ها آب دارند ولی در برخی ماه‌ها دچار کمبود می‌شوند. لذا نمی‌توان به‌صورت دقیق خشکی تالاب‌ها را مشخص کرد. در سال‌های ۹۶ و ۹۷، ۷۰ درصد تالاب‌ها خشک شدند اما در دو سال بعدی به دلیل سیل‌ها تنها تالاب گاوخونی آبگیری نشد. در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ خشکسالی داشته‌ایم. حیات تالاب به بارش‌ها وابسته است و اثرات انسان‌ساخت و مدیریت ناصحیح آب باعث شده تا بازه آبگیری کوتاه شود چون مصرف آب بیش از توان اکولوژیک تالاب‌هاست.

لاهیجان‌زاده ضمن اشاره به آلودگی دریای خزر گفت: بخشی از آلودگی دریای خزر مربوط به خشکی و بخشی مربوط به کشورهای همسایه است. در سال ۹۸ ما در شناگاه‌ها نمونه‌برداری انجام دادیم و در سال ۹۹ که آن را مقایسه کردیم، متوجه شدیم که کیفیت آب بسیار تغییر کرده است. جلوگیری از حضور میلیونی مردم سبب شد تا وضعیت آلودگی به‌شدت بهتر شود. شناگاه‌ها، فاضلاب شهرها و صنایع از اصلی ترین علل آلودگی دریای خزر هستند. برای رفع این آلودگی پایش میکروبی انجام می‌شود و شهرداری‌ها و نهادهای مربوطه مسئول مقابله با این آلودگی هستند. در بعد حاکمیتی نیز ما به استناد طرح جامعی که ابلاغ کردیم از این نهادها گزارش کار می‌گیریم و در اختیار قوه قضاییه قرار می‌دهیم.

معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست در پایان با اشاره به وضعیت مرجان‌ها گفت: در بازدید ما از سواحل جنوبی وضعیت خوبی از گروهی از مرجان‌ها مشاهده کردیم که متاسفانه به علت قاچاق مرجان محل آن را اعلام نمی‌کنیم. خوشبختانه دو محدوده از مرجان‌های سرحال مشاهده شده است که امیدوارکننده است. 

انتهای پیام

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

می‌خواهم زنده بمانم…

نه معتادند و نه کارتن‌خواب و نه ….؛ «اتوبوس‌خوابها»، شهروندان آبرومندی که با انتشار تصاویرشان در فضای مجازی عده‌ای وجودشان را تکذیب و عده‌ای دیگر آنها را پدیده‌ای «عادی» توصیف کردند که در زندگی مدرن شهری و شبهای سرد زمستان به اتوبوس‌ها پناه می‌برند و شب را به صبح رسانده و با روشن شدن هوا بدنبال لقمه نانی راهی کاسبی روزانه می‌شوند؛ شهروندان آبرومند و محترمی‌ که حاضر به حضور در گرمخانه نیستند و با انتخاب اتوبوس به جای گرمخانه، فریاد می‌زنند: من معتاد، کارتن خواب و یا … نیستم و برای کسب روزی و رسیدن به «خانه» فقط «می‌خوام زنده بمانم».

حمیدرضا بیژنی، جامعه شناس در گفت وگو با ایسنا، به بررسی ریشه‌­های اتوبوس­ خوابی در تهران پرداخت و گفت: یکی از وظایف مسئولان و مدیران شهری شناخت آسیب‌های موجود در سطح شهر و کمک به بهبود و مدیریت آنها است. صرف وجود چند گرم خانه که نمی‌تواند مشکلات مسکن اقشار آسیب پذیر را بر طرف کند. 

وی با اشاره به اینکه چندی­ است که در خبرگزاری‌های رسمی با پدیده‌ای به نام «اتوبوس­ خوابی» آشنا شده‌ایم؛ افرادی که به متصدیان وسایل حمل‌ونقل عمومی ازجمله اتوبوس‌های خط واحد پول می‌دهند تا بتوانند شب را در آن به صبح برسانند اظهار کرد: سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا افراد باید دست به چنین کاری بزنند؟ در ظاهر پاسخ آسان است؛ این افراد پول ندارند، یا خانه ندارند. اما اگر این چنین است پس چه تفاوتی میان این افراد با کارتن‌خواب‌ها یا زاغه‌نشینان می‌توان قائل شد؟ و آیا اساساً تفاوتی وجود دارد؟.

وی افزود: پدیده‌هایی همچون  بی‌خانمانی، کارتن‌خوابی، زاغه‌نشینی، حاشیه‌نشینی و … موضوعاتی هستند که اگرچه می‌توان تفاوت‌هایی را برای هرکدامشان برشمرد، اما در سنخی مشابه قرار دارند که می‌توان در نهایت ریشه‌های مشترکی برای آنها برشمرد. اما این ریشه‌های مشترک کدم‌اند و  نقاط تمایزی که میان آنها حائل می‌افکند کدام است؟.

این جامعه شناس با بیان اینکه مسئله­ بی‌خانمانی و حاشیه‌نشینی را در ساحت ریشه‌یابی می‌توان با رویکردی تاریخی به پیدایش عصر مدرن و رویکردهای اقتصادی نوینی گره زد که از جمله شاخصه‌های مهم آن مرکزیت­ گرایی است گفت: اقتصادهای جهان با همه­ تفاوت‌ها و شباهت‌هایشان و با وجود نقاط تمایز و تشابه گوناگون، وجهی غالب دارند و آن تمرکز انباشت سرمایه و امکانات در نقاطی خاص و مشخص است.

می‌خواهم زنده بمانم...

بیژنی ادامه داد: اگرچه در دهه‌های اخیر بسیاری از کشورها درصدد رفع این نابرابری برآمدند، اما این تنها یک امر واکنشی جهت کاهش آسیب‌ها است و ریشه‌های بنیادین این مسیر را تغییر نخواهد داد. از این‌روست که در هرکجا که حرکت به سمت مسیر اقتصادی مدرن آغاز شد، به‌تبع آن حاشیه‌نشینی و بی‌خانمانی گسترش یافت. به‌عبارت‌دیگر اساساً در چنین بافتاری است که این نوع از مسائل اجتماعی متولد می‌شوند. با در نظر گرفتن این نکته، در نگاهی تاریخی می‌توانیم پیدایش و رونق حاشیه‌نشینی و بی‌خانمانی در تهران را در دهه­ چهل و پنجاه شمسی بیابیم. یعنی درست زمانی که حکومت مرکزی با انجام اصلاحات ارضی و حرکت به‌سوی نظام صنعتی که درحرکتی جهان­گیر به اقصی نقاط دنیا خود را گسترانیده بود، درصدد تغییر ساختار اقتصادی و اداری کشور برآمد.

وی با بیان اینکه بدین ترتیب از این دوران بود که حرکت مسیر اقتصادی دولت مرکزی ایران به سمت سیستم اقتصادی مدرن، سبب رشد تمرکزگرایی در ساحت شغلی و اقتصادی شد، پدیده‌ای که منجر به رونق مهاجرت از شهرها و روستاهای سراسر ایران به سمت تهران و سایر شهرهای بزرگ شد و درنهایت ایران را نیز همچون سایر نقاط دنیا درگیر مسائل و آسیب‌های زندگی در جهان سرمایه‌داری کرد گفت: بنابراین زمانی که می‌خواهیم با مسائلی همچون اتوبوس خوابی مواجه شویم لاجرم باید به ساختارهای کلان اقتصادی توجه کنیم و ریشه‌های این مسئله را در مسیری که این ساختارها در پیش‌گرفته‌اند بیابیم. ریشه‌ای که در قالب‌های گوناگون حاشیه‌نشینی، زاغه‌نشینی، کارتن‌خوابی و اتوبوس­ خوابی و انواع مدل‌های دیگری که در آینده نیز ممکن است با آن مواجه شویم مشترک است. اما نقطه­ تفاوت کجا است؟ به‌عبارت‌دیگر اتوبوس خوابی چه وجه تمایزی با سایر اشکال بی‌خانمانی و حاشیه‌نشینی دارد؟ نکات قابل‌توجه دراین‌باره چیست؟.

این جامعه شناس اضافه کرد: اعتبار، ارزش و جایگاه انسان همواره به میزان سلامت عقل، بزرگی روح و باورها و امیدهایی است که در سر و دل دارد. انسان­ مطابق با شرایط و روحیات خود تصمیم می‌گیرد. زمانی که فردی تصمیم می‌گیرد شب خود را در یک اتوبوس سر کند و از خوابیدن در پارک یا گرم‌خانه‌ها اجتناب می‌کند، بدون تردید دلیلی دارد. چیزی وجود دارد که او را به این سمت هدایت می‌کند.  بهترین شیوه برای نزدیک شدن به ذهنیات افراد درک شرایط و موقعیت‌هایی است که افراد در آن قرار می‌گیرند؛ درک موقعیت و شرایط افراد عبارت است از درک ساحت‌های معانی زندگی روزمره در جهان معاصر که با چارچوبی پدیدارشناسانه بهتر درک می‌شود.

می‌خواهم زنده بمانم...

بیژنی از جمله مهم‌ترین تغییراتی که جهان معاصر شاهد آن بوده است را تغییر در معانی زمان و مکان دانست و اظهار کرد: گسستگی مرزهای مدون عصر مدرن سبب پیدایش سیالیتی شده است که مبتنی بر پیامدهای متنوع آن در زندگی انسان امروزی، از آن به‌عنوان عصر پست‌مدرن یاد می‌شود. از این منظر است که اتوبوس را می‌توان به‌مثابه‌ زاغه‌ای سیال دید که انسان امروزی برای فرار از پذیرش این باور که در جهان تعیین زده شده­ رو به توسعه از قطار حرکت باز نمانده است و تنها با لختی درنگ و استراحت در خودرویی که در حال حرکت است می‌تواند از عقب‌ماندگی جبران نشدنی در جهانی که به‌واسطه­ هوشمندی دیجیتال و فروریختگی مرزهای مکانی در هر ثانیه مسیری نو پیدا می‌کند، پیشگیری کند.

وی ادامه داد: انسانی که اتوبوس را به جای زاغه‌نشینی انتخاب کرده است از پذیرش شکست خود سر باز می­ زند و امید دارد که تنها با روشن شدن هوا می‌تواند قدمی به‌سوی رهایی از وضعیت بغرنج خود بیابد، امیدی که گویی نشئت گرفته از خاطراتی­ هستند که از زندگی در ساختار مستحکم خانواده در ذهن دارد و پذیرش فروریختگی همیشگی آن را برایش دشوار کرده است. شخصی که در اتوبوس می‌خوابد امید به ایستادنی دوباره دارد و با باور به فردیت ارزشمند خود، همچنان برای بازپس‌گیری زندگی آبرومندانه­ یک شهروند قابل‌احترام، در تلاش است.

این جامعه شناس افزود: او حاضر به حضور در گرم­خانه نیست؛ چراکه خویشتن­ را ارزشمندتر از آن می‌داند تا با جمعی آسیب‌پذیر یکسان تلقی شود. او این معنا را نمی‌پذیرد چراکه زندگی انسان موفق امروزی را منوط به موفقیتش برای حفظ آن فردیت می‌داند و این فردیت است که او را امیدوار به تحقق خویشتن نگاه داشته است. او قائل به این است که من یک شهروند قابل‌احترام هستم که تنها برای گذر از شرایط دشوار  و رسیدن به ایستگاه آرامش در این اتوبوس خواهم خفت. او با این انتخاب در حال بیان این نکته است که من کارتن‌خواب نیستم، من متجاهر نیستم، من شکست‌خورده نیستم، من فروریخته نیستم؛ او می‌گوید که من می‌خواهم زنده بمانم و خانه منتظر رسیدن من است.

می‌خواهم زنده بمانم...

بیژنی با بیان اینکه از این حیث است که اتوبوس خوابان را می‌توان گروهی به شمار آورد که در یک دهه فشار اقتصادی اخیر کمرهایشان خم شده، اما حاضر به پذیرش شکست نیستند گفت: آنها احتمالاً گروه ­هایی نزدیک به قشر طبقه آبرومند کارگر و متوسط هستند که اگرچه همواره صورت خود را با سیلی سرخ می‌کردند اما تن به دراز کردن دست به سوی دیگران نداده و در تلاش‌اند تا هویت حقیقی خویش را دوباره بیابند.

وی در پاسخ به این پرسش ها که اگر مسائل این اندازه کلان هستند، پس نقش مسئولان چه می‌شود؟ سیاست‌گذاران شهری در این میان چه جایگاهی دارند؟ و برای این موضوع چه راه‌حل‌هایی می­ توان اندیشید؟ گفت: برای پاسخ به این سؤال ها و آگاه شدن از اینکه مسئولیت اصلی بهبود و مدیریت شرایط بر عهده­ کیست؟ ابتدا باید با ساختار نهادی مدیریتی کشور آشنا شویم.

وی افزود: در بسیاری از کشورهای دنیا، مسئولیت توسعه­ اقتصادی و رونق زندگی تا حدی قابل‌توجه بر عهده­ مسئولان محلی و منطقه‌ای است. این موضوع است که سبب می‌شود تا سطح مطالبه­ گری از مدیران محلی و منطقه‌ای در بخش‌های متنوع جایگاه قابل‌توجهی داشته باشد اما همان‌طور که می‌دانیم در ایران شیوه­ مدیریت، مدیریت مرکزی است و سیاست‌گذاری‌ها پیوسته از بالا به پایین ارسال می‌شوند. ازاین‌روست که هنگام پاسخ­گویی نیز مطالبه گری باید متوجه سطوح بالاتری باشد که سیاست‌های کلان اقتصادی و مدیریتی کشور را تعیین می‌کنند. بدین ترتیب هنگامی‌که می‌خواهیم از منظر ریشه‌یابی با این مسئله مواجه شویم باید بدانیم که ریشه‌های مسئله­ اتوبوس خوابی، سیاست‌های کلانی است که شکاف‌های عمیقی را میان نیازمندی‌های یک زندگی آبرومند و توانگری بخش‌های مختلف جامعه پدید آورده است.

این جامعه شناس تصریح کرد: البته این موضوع اما به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که مسئولان و مدیران شهری را از هرگونه مسئولیت در این زمینه مبرا کنیم؛ چراکه یکی از وظایف مسئولان و مدیران شهری شناخت آسیب‌های موجود در سطح شهر و کمک به بهبود و مدیریت آنها است. وظیفه‌ای که گاه با برنامه‌ریزی­ و ارائه­ مشاوره به سطوح بالاتر تحقق می‌پذیرد و گاه با انجام عملی طرح‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای محلات و مناطق صورت می‌گیرد. اما مسئله­­ حیاتی در این موضوع این است که ما آگاه باشیم که هنگام مواجهه با این موضوع ما با انسان‌ها مواجه هستیم. انسان­هایی که تمام نیازشان خوراک و پوشاک و مسکن نیست؛ آنها نیازمند حفظ احترام و آبروی خود هستند. آنها باید احساس شهروند بودن را در تک‌تک راه‌حل‌ها درک کنند.

می‌خواهم زنده بمانم...

بیژنی افزود: صرف وجود چند گرم خانه که نمی‌تواند مشکلات مسکن اقشار آسیب پذیر را بر طرف کند. آیا شهرداری تاکنون به این موضوع پرداخته است که یک شب خوابیدن انسان در گرم­خانه و یا سوله‌هایی که به عنوان مکانی ذخیره­ گاه به آن اشاره می‌شود چه پیامدهای روحی و روانی­ برای یک شهروند محترم به همراه خواهد داشت؟ کسانی که در اتوبوس می­خوابند الزاماً معتاد و متجاهر نیستند. آنها شهروندانی هستند که غرور، شخصیت و هویتشان آسیب دیده و تمام مسئولان در هر  سطحی مبتنی بر توان و مسئولیتشان موظف‌اند برای آنها چاره جویی کنند تا در اسرع وقت زندگی آبرومند و مسکن و شغلی پایدار و مطمئن در شأن یک انسان برای آنها تأمین شود.

انتهای پیام

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

۴۱ فوتی و ۱۵۱۰ ابتلای جدید کرونا در کشور

بنابر اعلام روابط عمومی وزارت بهداشت، در شبانه روز گذشته یکهزار و ۵۱۰ مبتلا به کرونا در کشور شناسایی شدند و متاسفانه ۴۱ بیمار نیز جان خود را از دست دادند.

به گزارش ایسنا، از دیروز تا امروز ۱۲ دی ماه ۱۴۰۰ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، یک هزار و ۵۱۰ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که ۲۹۴ نفر از آنها بستری شدند.

مجموع بیماران کووید۱۹ در کشور به ۶ میلیون و ۱۹۶ هزار و ۹۱۳ نفر رسید.

متاسفانه در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۴۱ بیمار کووید۱۹ جان خود را از دست دادند و مجموع جان باختگان این بیماری به ۱۳۱ هزار و ۶۸۰ نفر رسید.

خوشبختانه تا کنون ۶ میلیون ۴۰ هزار و ۸۹۷ نفر از بیماران، بهبود یافته و یا از بیمارستانها ترخیص شده اند.

دو هزار و ۶۵۸ نفر از بیماران مبتلا به کووید۱۹ در بخش های مراقبت های ویژه بیمارستانها تحت مراقبت قرار دارند.

تا کنون ۴۲ میلیون و ۱۸۰ هزار و ۲۴۹ آزمایش تشخیص کووید۱۹ در کشور انجام شده است.

انتهای پیام

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فقدان مسائل مربوط به طبقه اجتماعی در سینما قابل تامل است

به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، امروز در هر خانواده‌ای حداقل سه نوع سلیقه سینمایی وجود دارد. وقتی می‌گویم حداقل سه نوع سلیقه، منظورم این است که از میان ده‌ها ژانر اکشن، درام، جنگی، کمدی، وحشت، بیوگرافی، وسترن، جنایی، معمایی، علمی_تخیلی، ابر قهرمانی، ماجراجویانه، مستند، عاشقانه و… هر کس طرفدار یک ژانر است.

طی این سال‌ها آثار گوناگونی در ژانرهای مختلف سینمایی در سراسر جهان ساخته و روی پرده سینماها رفته‌اند؛ در سینمای ایران نیز طی سال‌های گذشته آثار مختلفی تولید شدند که نمونه‌های موفقی هستند؛ اما موضوع مهمی که در فیلم‌های دو دهه اخیر در ایران به چشم می‌خورد، نبود ژانرهای متعدد در آن‌هاست. متاسفانه با توجه به فیلم‌های موجود در بازار، می‌توان گفت که تنها دو ژانر کمدی و درام اجتماعی روی پرده سفید به نمایش گذاشته می‌شود.

حدود یک ماه به شروع جشنواره چهلم مانده و هفته پیش فیلم‌های منتخب امسال اعلام شدند. همین موضوع بهانه‌ای شد تا به بررسی جایگاه ژانر در ایران بپردازیم و به دو سوال پاسخ دهیم. سینمای ایران چگونه می‌تواند به سمت قواعد و تنوع ژانر حرکت کند؟ و چرا برای تهیه کنندگان و فیلمسازان موضوعاتی فراتر از ژانر اهمیت دارد؟
 
تکرار و عدم ریسک در نتیجهِ نبود برنامه‌ریزی است

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که پر از سوژه‌های فرهنگی، ورزشی، تاریخی و اجتماعی است اما به چند درصد این موضوعات در سینما پرداخته شده است؟ شاید در دو دهه اول بعد از انقلاب فیلم‌ها متنوع‌تر بودند اما از اواسط دهه هشتاد ریسک ساختن فیلم‌های متفاوت کم‌تر شد. هر چند این موضوع دلایل مختلفی دارد که از جمله آن می‌توان به سرمایه‌گذاری‌، محدودیت‌ها و افزایش کپی‌برداری اشاره کرد.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا تنها این سه دلیل جایگاه ژانر در سینمای ایران را متزلزل کرده‌اند؟ درخصوص این موضوع رامتین شهبازی، مدرس دانشگاه، گفت: اصولا ژانر با قواعد و مختصات سینمای ایران هم‌خوانی ندارد. ژانر برای کشورهایی مانند آمریکا است که درآن‌ها صنعت سینما وجود دارد؛ ژانر حتی در سینمای اروپایی هم جایی ندارد. در ایران چیزی تحت عنوان صنعت سینما نداریم، ما تنها سینمای هنری داریم یعنی همان سینمای جریان اصلی و داستان‌گو که مختص ایران است و تنها مخاطب ایرانی دارد؛ از این سو ژانر بی‌معنا می‌شود به این دلیل که سفارشِ بازار درستی ندارد. یک بخش هم به مطالعات در حوزه سینما برمی‌گردد که ما در آن حوزه هم زیاد کاری انجام نمی‌دهیم؛ به‌عبارتی، ما باید به سراغ ژانرها برویم و آن‌ها را بررسی کنیم که متاسفانه این اتفاق نمیافتد.

وی ادامه داد: در حال حاضر در دوران کرونا هستیم و سینما عملا تعطیل شده است؛ هرچند قبل از آن هم سینمای ما، سفارش‌اش را از سینمادار و مردم می‌گرفت که بدین ترتیب این نوع سلیقه در سینمای ما شکل گرفت. تنوع ژانز در سینمای آمریکا به این دلیل است که فیلمسازان به صورت موازی با سینمادارها در ارتباط هستند تا بتوانند نظر همه نوع مخاطب را جلب کنند. در ایران اصولا سپهر مخاطب، زیاد معنایی ندارد؛ همین که ما تعدادی مخاطب داشته باشیم که سینما دخل و خرج کند، کفایت می‌کند. این موضوع به دلیل عدم برنامه‌ریزی بلند مدت در این حوزه به‌وجود آمده است. اداراتی هم مانند وزارت ارشاد که در این حوزه فعالیت دارند تابع همین جریان هستند.

نویسنده کتاب جستاری در جامعه‌شناسی فیلم با اشاره به افزایش کپی‌برداری در سینما توضیح داد: سالیان سال است که ما صنعت سینما نداریم و همان چیزی هم که چند دهه پیش داشتیم از دست داده‌ایم؛ به همین دلیل مفهوم ژانر عملا بی‌معنی می‌شود چون به آن فکر نمی‌شود. نویسندگان و فیلمسازان ما از این‌که فیلم‌شان نفروشد، می‌ترسند؛ در حال حاضر فیلم‌هایی که کمی متفاوت هستند، سینماداران اقدام به اکران آن‌ها نمی‌کنند و تنها سینمای هنر و تجربه کمی به داد این فیلم‌ها رسیده است.

این موضوع باعث افزایش کپی‌برداری هم شده است. در دهه ۶۰ کارگردانی مانند ابوالفضل جلیلی فیلم‌هایش اکران نمی‌شد و صدها کارگردان از روی فیلم‌های او فیلم می‌ساختند تا جایزه بگیرند. وقتی یک فیلم جواب می‌دهد و بفروش می‌رسد دیگران شروع به تقلید از آن فیلمنامه‌ها می‌کنند. مسئله دیگری که وجود دارد، این است که درصدی از کارگردانان ما، آن‌طور که باید مطالعه نمی‌کنند و فیلم نمی‌بینند؛ تنها فیلم همکارانشان را می‌بینند تا از روی دست آن‌ها کپی کنند. متاسفانه این اتفاق منجر به پسرفت شده است

شهبازی در ادامه افزود: بحث ژانر در ایران بسیار گستره است و باید درباره آن پژوهش کرد. این موضوع باید فرهنگسازی شود و ما باید مخاطبان را به دیدن فیلم در ژانرهای مختلف عادت بدهیم. فیلم فقط کمدی نیست، فیلم‌های گنگستری، اکشن، جنگی، ملودرام، ترسناک و… باید ساخته شود و مخاطب به دیدن آن‌ها عادت کند. البته مسائل اقتصادی هم بی‌تاثیر نیست، امروز یک خانواده چهار نفری باید ۲۰۰ هزار تومان برای سینما رفتن پول بپردازند.

وی خاطرنشان کرد: در خصوص سریال‌سازی هم همین مشکل را داریم، در هالیوود سریالی مانند game of throuns را می‌سازند که تبدیل به یک جریان می‌شود؛ از آن طرف سریال‌های نمایش خانگی ما را نگاه کنید. ما فقط به این فکر می‌کنیم که کارمان بفروشد و اگر این اتفاق نیفتاد، به سمت کار پرفروش و با هر مضمونی می‌رویم. از طرفی هم بهتر است وزارت ارشاد با مصلحت بیشتری به فیلم‌ها نگاه کند تا فیلمسازان مجبور به خودسانسوری نشوند. هر چند در حال حاضر معضل سینمای ما سانسور نیست، معضل سینمای ما عدم ریسک و برنامه‌ریزی فیلمسازان و تهیه‌کنندگان است. همه مشکلات تقصیر دولت نیست، فیلمسازان هم باید کمی برنامه‌ریزی داشته باشد.
 
چهره سینمای اجتماعی عوض شده است

فرزاد موتمن از جمله کارگردان‌هایی است که تلاش کرده بر خلاف بقیه، در هر ژانری حداقل یک اثر تولید کند. فیلم شب‌های روشن او که یکی از ماندگارترین عاشقانه‌های ایران و پوپک و مش ماشالله هم در ژانر کمدی، دلیل اثبات او در این ماجراست. موتمن معتقد است که در سینمای امروز موضوعاتی فراتر از ژانر اولویت پیدا کرده‌اند.

او در این باره می‌گوید: اگر بخواهیم در مقیاس بین‌المللی نگاه کنیم، دیگر مقوله ژانر موضوع مهمی نیست. سال‌هاست که اشکال مختلف فیلمسازی تحت عنوان (مالتی ژانر) و (ضد ژانر) به وجود آمده است؛ هم‌چنین در مواردی ژانرها درهم تنیده و بازخوانی شده‌اند.

وی افزود: متاسفانه در ایران همیشه به مقوله ژانر بی‌توجهی شده است. سینمای ایران براساس چیزی تحت عنوان «فیلمفارسی» متولد شد که مهم‌ترین ویژگی آن مَلغمه بود؛ به عبارتی همه نوع ژانری در خود داشت، یعنی هم درام، کمدی، اکشن و هم موزیکال بود؛ که همه این موارد ویژگی یک فیلم جهان سوم است. بعدتر ترکیه و مصر به تقلید از «فیلمفارسی»های ما، فیلمسازی را ادامه دادند.

کارگردان فیلم سراسر شب درباره فیلمسازی بعد از انقلاب در ایران توضیح داد: در سال‌های اولیه بعد از انقلاب ما با یک نوع فیلم پلیسی ضد ساواک روبه‌رو شدیم و بعد کم‌کم فیلم‌های اکشن و جشنواره‌ای وارد سینمای ایران شدند که با عباس کیارستمی شروع شد و نزدیک به ۱۵ سال ادامه یافت. به همین دلیل عملا جای ژانرهای مختلف خالی شد. اوایل انقلاب به دو دلیل اوضاع فیلم‌ها بهتر بود: یک، مسئولان می‌خواستند که سینما را نگه دارند و بعد از فیلمسازان حمایت می‌کردند. همه آن حمایت‌ها از نیمه دهه ٨۰ متوقف و این شکلی از سینما پیدا شد که امروز داریم.

او همچنین افزود: در حال حاضر ما یک درام اجتماعی داریم که مدیران قبلی آن‌ها را به این سمت سوق داده‌اند؛ یعنی فیلم‌های چاقوکشی، لمپنی یا فیلم‌های مربوط به مواد مخدر سینما را فراگرفته و چهره سینمای اجتماعی به این شکل در آمده است. مسائل مربوط به طبقه اجتماعی که مهم‌ترین قشر جامعه هستند، دیگر در فیلم درام اجتماعی مطرح نمی‌شود مگر این‌که چهره‌هایی چون فرهادی، نعمت‌اله یا شهبازی اثری بسازند.

در ایران ما تنها چندین فیلمساز خوب از قدیم داریم و بعد از موفقیت‌های اصغر فرهادی در حوزه بین‌المللی، ده‌ها اصغر فرهادی درجه دو پیدا شده است. یکی از مهم‌ترین دلایل این قضیه محدودیت‌های موجود نسبت به فیلمسازی است؛ از طرفی فیلم‌ها به سمت سفارشی سازی رفته که باعث تکراری و غیر جذاب بودن فیلم‌ها شده است

موتمن که یکی از دلایل ضعف در فیلمسازی را نحوه سرمایه‌گذاری در سینما می‌داند، گفت: بخش عظیمی از این جریان مربوط به سیستم اقتصادی است؛ اینکه پول‌هایی به اسم سرمایه‌گذاری از خارج وارد سینما می‌شوند، اجازه نمی‌دهد که سینماگران کار خود را به درستی انجام دهند. نتیجه این می‌شود که تهیه‌کننده دغدغه برگشت سرمایه را نخواهد داشت، چرا که مقداری از آن سرمایه را در جیب خود می‌گذارد و با بقیه آن فیلم می‌سازد و دیگر برایش مهم نیست که فیلم بفروشد یا نه. تنها راه نجات سینما این است که مدیران ورود سرمایه‌های مشکوک را به سینما ممنوع کنند تا تهیه‌کنندگان موظف شوند با هزینه خود فیلم بسازند تا دغدغه برگشت آن را داشته باشند.

با توجه به صحبت‌های رامتین شهبازی و فرزاد موتمن، می‌توان گفت که دلایلی مانند نداشتن قدرت ریسک، نحوه سرمایه‌گذاری‌ها در سینما و عدم برنامه‌ریزی باعث کاهش تنوع ژانر در ایران شده است؛ اما طی دو سال اخیر ما شاهد فیلم‌هایی مانند پوست یا زالاوا بودیم که نوید از ساخت فیلم‌های متفاوت است. امیدواریم که در جشنواره چهلم هم شاهد فیلم‌های باکیفیت و متفاوت باشیم.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

وزیر فرهنگ: نیازمند فهم مسائل فرهنگی هستیم

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، محمدمهدی اسماعیلی روز یکشنبه در آئین تکریم و معارفه روسای قدیم و جدید پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات اسلامی در سالن اجتماعات این وزارتخانه با بیان اینکه باید متناظر همه گروه ها و بخش های مختلف وزارتخانه گروه‌های قوی در این پژوهشگاه ایجاد شود، گفت: از رئیس جدید پژوهشگاه فرهنگ می‌خواهم این کار را پیگیری و مدیریت کند.

نیازمند نتایج پژوهش های پژوهشگاه هستیم

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان اینکه، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات نقش بسیار مهم و حیاتی برای مجموعه های دولت دارد افزود: در کمیسیون فرهنگی دولت و همچنین در شورای عالی انقلاب فرهنگی و همه نهادهای سیاستگذار، تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز در حوزه های فرهنگی به نتایج پژوهش‌های علمی و متقن پژوهشگاه نیاز داریم.

اسماعیلی همچنین با بیان اینکه پژوهش های پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در جلسات هیئت دولت ارائه می شود، تاکید کرد: سرعت و دقت پژوهش ها به ویژه در حوزه های رصدی و کار پیمایشی به عنوان پشتوانه محکم برای مجموعه‌های فرهنگی کشور به شمار می آید.

نیازمند فهم مسائل فرهنگی هستیم

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر اینکه نیازمند فهم مسائل فرهنگی هستیم، از آقای زائری به عنوان رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات خواست تا گزارش های اقدامات پژوهشی این پژوهشگاه را به صورت فصلی به این وزارتخانه ارائه دهد.

اسماعیلی ادامه داد: همچنین رئیس پژوهشگاه باید به حوزه تولیدات که از موضوعات مهم است نیز توجه داشته و در جهت ارتقای کیفی فعالیت های فرهنگی و هنری این وزارتخانه قرار بگیرد.

پیمایش فرهنگی با دقت بیشتری پیگیری شود

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: پیمایش فرهنگی نیز کار مهم و اصلی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است که باید با دقت بیشتری آن را پیگیری کرد.

وی گفت: رئیس جدید پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات همچنین باید همکاری با موسسات علمی و پژوهشی متناسب را افزایش دهد و وظیفه من نیز به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که در مسیر توسعه داخلی و ارتقای پژوهشگاه تلاش کنم.

تاکید بر جذب هیات علمی

رئیس شورای هنر ادامه داد: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات باید به جذب هیات علمی بپردازد تا این پژوهشگاه در تراز یک پژوهشگاه علمی و دانشگاهی باشد.

وی تاکید کرد: همچنین پژوهشگاه باید با شورای فرهنگ عمومی به عنوان یکی از پیشران های تحول در نظام حکمرانی فرهنگی کشور در راستای تحول اقدامات پژوهشی همکاری داشته باشد.

راه اندازی ۵۰ پروژه کاربردی با وزارتخانه

در این آیین رئیس پیشین پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات نیز طی سخنانی با اشاره به بخشی از فعالیت‌های چهار ساله مدت حضور خود در این پژوهشگاه گفت: در این مدت تلاش شد تا قدم های مهمی در حوزه پژوهشی و علمی برداشته شود که از آن جمله می توان به ۵۰ پروژه کاربردی با وزارتخانه اشاره کرد. همچنین در این مدت شورای پژوهشی وزارتخانه راه‌اندازی شد که منشاء آثار فرهنگی مهمی بود.

محمد سلگی افزود: فعالیت با استان‌های مختلف کشور که مغفول مانده بود در این مدت آغاز و تولید «داده» و راه اندازی دفتر نظرسنجی از دیگر اقداماتی بود که بر همین اساس ۴۲ طرح مختلف نیز در بخش نظرسنجی انجام شد.

سلگی با اشاره به اینکه مطالعات کیفی را در دستور کار قرار دادیم، گفت: در این مدت مرکز رصد را راه‌اندازی کرده و برای مرجعیت یابی پژوهشگاه در مراکز فرهنگی تلاش شد با مراکز مختلف و اصلی فرهنگی کشور از جمله دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی همکاری داشته باشیم.

ارتقا و گام رو به جلو اولویت فعالیت های پژوهشگاه در آینده پیش رو

در بخش دیگری از این آیین قاسم زائری رئیس جدید پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات نیز طی سخنانی ابراز امیدواری کرد تا با حمایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و همت و همکاری کارکنان این پژوهشگاه آنچه را که آقای سلگی و مدیران پیشین این پژوهشگاه فراهم آورده اند را ارتقا و گامی رو به جلو برداشته شود.

توجه به نیازهای وزارت فرهنگ در مسائل مبتلابه

وی ادامه داد: ماموریت اصلی این پژوهشگاه توجه به نیازهای وزارت فرهنگ در مسئله مبتلابه است که در دستور کار پژوهشگاه در دوره جدید قرار خواهد گرفت.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با اشاره به اینکه این پژوهشگاه یک موسسه پژوهشی است، ابراز امیدواری کرد: با حمایت وزیر و همت همکاران بتوانیم به توسعه نیروی انسانی و فضای فیزیکی نیز بپردازیم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود بر توجه بیشتر به شوراهای پژوهشی استان ها تاکید کرد و گفت: این شوراها می توانند بهتر به تقویت پژوهش در استان ها بپردازند زیرا با مسائل فرهنگی منطقه خود آشنایی بیشتری دارند و قادر خواهند بود تحلیل مناسبی را به مرکز منتقل کنند.

در این آیین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اهدای لوحی از خدمات محمد سلگی رئیس پیشین پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات اسلامی تقدیر و در ادامه حکم انتصاب قاسم زائری را به عنوان رئیس جدید پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات به وی ابلاغ کرد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

برای ترجمه و عرضه جهانی آثار دفاع مقدس، اتاق فکر تشکیل شود

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات ایرنا، یاسر احمدوند ظهر امروز یکشنبه ۱۲ دی ماه در نشست هم‌اندیشی «نهضت ترجمه و نشر آثار ادبیات دفاع مقدس»، اظهار داشت: در حوزه دفاع مقدس نیاز به تولید آثار و فعالیت‌های بیشتری داریم و برای توسعه و تقویت این حوزه باید از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده کنیم.

وی با اشاره به اجرای طرح گرنت (حمایت از ترجمه و انتشار کتاب ایران در بازار های جهانی) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بر لزوم حرفه‌ای شدن فرآیند نشر و ترجمه تأکید کرد و گفت: این فرآیند باید از زمان اقدام به تولید یک اثر تا رسیدن به مخاطب به صورت حرفه‌ای انجام شود، پژوهش‌های من درباره طرح گرنت نشان داد که با وجود هزینه‌های بیش از چند هزار دلاری برای انتشار این کتاب‌ها، در بازار کتاب دیگر کشورها، هیچ تاثیری نداشته‌ایم.

معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، افزود: لازم است حضور مؤثر حرفه‌ای در بازار نشر خارجی داشته باشیم، در این میان نسبت به انتخاب مترجم یا گروه مترجمان، شیوه کتاب آرایی، شیوه چاپ اثر، شیوه ترویج اثر و فروش آن برای ایجاد یک فرآیند حرفه‌ای متناسب با بازار نشر کشور هدف، تدابیر لازم اندیشیده شود و در این مسیر، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی می‌توانند مکمل، همراه و همکار خوبی باشند تا این چرخه را کامل کنند.

احمدوند خاطرنشان کرد: باید برای هماهنگی بیشتر، اتاق فکر مشترک تشکیل شود تا اثربخشی کار بررسی و با همفکری و تعامل یکدیگر، کار خوبی برای عرصه جهانی، تولید شود.

برای ترجمه و عرضه جهانی آثار دفاع مقدس، اتاق فکر تشکیل شود

ترویج جریان مقاومت و دفاع مقدس در قالب کتاب و نشر

حجت‌الاسلام محمدمهدی ایمانی‌پور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در سخنانی، ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) و سالگرد شهید حاج قاسم سلیمانی، گفت: جریان مقاومت، یک جریان ریشه دار در مکتب اهل بیت(ع) است. در واقع، یک جریان شکل گرفته از زمان پیامبر اکرم(ص) است.

وی یکی از قوه‌های جریان مقاومت را، دوران دفاع مقدس در جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: بنابر فرمایشات مقام معظم رهبری که می‌فرمایند، جریان دفاع مقدس ظرفیت‌های عظیم و ارزش‌های بی بدیلی در کشورمان ایجاد کرد، باید گفت برخی از آنها برای ما هم ناشناخته است، چه برسد به سایر کشورها و علاقه‌مندان به جریان مقاومت.

رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اظهار کرد: یکی از پُر پسامدترین جریان‌های هنری و ادبی کشورمان در سال‌های گذشته، حوزه دفاع مقدس است که در این باب، آثار بسیار ارزشمند و پُر تکراری تولید شده است.

ایمانی‌پور ترویج گفتمان انقلاب را یکی از مأموریت‌های جدی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی خواند و گفت: بدون تردید در حوزه گفتمان انقلاب، ترویج گفتمان جریان مقاومت و دفاع مقدس از ویژگی مهمی برخوردار است که آن را جزئی از وظایف و رسالت‌های خود می‌دانیم و نسبت به آن اهتمام داریم. ما ترویج جریان مقاومت و دفاع مقدس را در قالب‌های مختلفی تعریف کردیم که یکی از این قالب‌ها، حوزه نشر است؛ از نشر مکتوب تا الکترونیکی و صوتی.

وی با اشاره به اجرای طرح تاپ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در خارج از کشور گفت: این سازمان طرح حمایت از ترجمه آثار فارسی به سایر زبان‌ها موسوم به تاپ را با هدف معرفی اندیشه و فرهنگ، ارائه تصویر واقعی و توسعه حضور در نشر بین‌الملل را در دستور کار خود قرار داده است.

رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ادامه داد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از ظرفیت طرح گرنت برای توسعه ترجمه آثار ایرانی به زبان‌های دیگر و حضور در عرصه جهانی استفاده کرده است که تلاش می‌کنیم در دوره دهم مدیریت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی توجه ویژه‌ای به ترجمه آثار ارزشمند ادبیات دفاع مقدس داشته باشیم چراکه رسالتی است که حضرت آقا نسبت به آن تأکید دارند.

وی در ادامه بر ضرورت حضور ناشران حوزه ادبیات دفاع مقدس در نمایشگاه‌های کتاب خارج از کشور تأکید کرد و گفت: ترجمه آثار ادبیات دفاع مقدس باید فاخر باشد و کتاب‌ها به خوبی گزینش شوند تا به تعداد علاقه‌مندان جریان دفاع مقدس افزوده شود.

حجت‌الاسلام ایمانی‌پور آمادگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را برای توسعه ترجمه و نشر آثار دفاع مقدس به زبان‌های زنده دنیا اعلام کرد و گفت: ترجمه و نشر آثار دفاع مقدس به زبان‌های مختلف دنیا، جریان گفتمان انقلاب اسلامی را در خارج از کشور ترویج می‌دهد.

برای ترجمه و عرضه جهانی آثار دفاع مقدس، اتاق فکر تشکیل شود

همگرایی و هم افزایی در عرصه فرهنگ

محمدرسول الماسیه، رئیس مرکز ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در این نشست در سخنانی، به بیان تأکیدات مقام معظم رهبری به کتاب و کتاب‌خوانی و ترجمه آثار دفاع مقدس به زبان‌های مختلف پرداخت.

وی گفت: از آنجایی که شناساندن شهدا و انسان‌هایی شاخصی که در دوران دفاع مقدس نقش آفرین بوده‌اند، دارای اهمیت است، ترجمه آثار و ادبیات دفاع مقدس به زبان‌های مختلف دنیا برای ما سرمایه‌گذاری فرهنگی محسوب می‌شود که مرکز ترجمه و نشر نسبت به آن اهتمام ویژه‌ای دارد.

سردار معز خادم حسینی، فرمانده قرارگاه امور بین‌الملل ستاد راهیان نور در سخنانی، گفت: نگاه مقام معظم رهبری عمق و بلند است. قاعدتاً نهضت ترجمه در راستای یک هدف بلندتری مطرح شده که این مطالبه، جلب توجه نخبگان به ویژه سایر ملل است.  رهبر معظم انقلاب اسلامی بر نهضت ترجمه کتاب‌های خاطرات دوران دفاع مقدس تأکید دارند. بنابراین باید دست به دست همدیگر بدهیم تا با همگرایی و هم افزایی در عرصه فرهنگ، این مهم محقق شود.

امیر شهریار امینیان، مدیرعامل مجمع ناشران دفاع مقدس، با تأکید بر ترویج و تبیین اهداف و آرمان‌های دفاع مقدس در خارج از کشور مطرح کرد: ما باید از ظرفیت دفاع مقدس در عرصه انتشار و ترجمه کتاب به زبان‌های مختلف به درستی استفاده کنیم تا بدین وسیله مخاطبان خارجی را با تکیه بر این گنجینه سترگ، ارتقا ببخشیم.

وی با ارائه گزارشی از فعالیت‌های مجمع ناشران دفاع مقدس بر لزوم تعریف سامانه مجازی در حوزه بین‌الملل برای معرفی ناشران دفاع مقدس و آثار شاخص در این زمینه تأکید کرد.

شناخت ادبیات ملل و تطبیق ادبیات مقاومت با ادبیات جنگ در کشورهای خارجی

قربانعلی پورمرجان، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در باکو در ارتباط آنلاین با این نشست، به تاریخ نگاری و روزشمار جنگ در نشر و ترجمه آثار دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: برای نهضت ترجمه باید در مرحله اول به تولید محتوا بپردازیم که به نظر می‌رسد این مرحله را پشت سر گذاشتیم، شناخت ادبیات ملل و تطبیق ادبیات مقاومت با ادبیات جنگ در کشورهای خارجی را یکی از ضروریات ترجمه این آثار، است.

پورمرجان تأکید کرد: ابتدا باید محیط خارج از کشور را بشناسیم، سپس براساس محیطی که مخاطب در آن زیست می‌کند، کتاب‌ها را ترجمه و منتشر کنیم. در واقع اگر مشترکات خود با کشورهای دیگر را پیدا کنیم می‌توانیم در این مسیر اثر بخش باشیم.

وی از تشکیل شورای ترجمه در کشور آذربایجان خبر داد و گفت: ما با کمک دفتر مقام معظم رهبری و دیگر نهادهای فرهنگی در آذربایجان، بیش از ۸۰۰ عنوان کتاب در این کشور ترجمه کردیم و برای کار مشترک در حوزه دفاع مقدس اعلام آمادگی می‌کنیم.

در ادامه این نشست، برخی از ناشران حوزه ادبیات دفاع مقدس با تأکید بر دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی، دغدغه‌های خود را در این زمینه مطرح کردند.

برای ترجمه و عرضه جهانی آثار دفاع مقدس، اتاق فکر تشکیل شود

این نشست با رونمایی از آثار ترجمه و منتشر شده با موضوع شهید سلیمانی شامل قاسم سلیمانی، قهرمان مبارزه با تروریسم و استعمار به زبان بنگالی، از گمنامی تا حکمرانی بر دلها به زبان اردو، ژنرال قاسم سلیمانی کیست؟ تروریسم یا مبارز و آزادی خواه، به زبان آلمانی، شهید القدس به زبان عربی، قاسم سلیمانی از مدافعان حرم، به زبان استانبولی، سیمای سلیمانی به زبان‌های آذری، اردو و استانبولی، قاسم سلیمانی که من می‌شناسم، به زبان‌های آذری و استانبولی، مکتب قاسم سلیمانی به زبان استانبولی، ضیف العراق بأقلام عراقیه به زبان عربی، خاطراتی از قاسم سلیمانی به زبان تامیل و ژنرال قاسم سلیمانی: گذرگاه عشق، سرکوب گر داعش، به پایان رسید.