نوشته شده در یک دیدگاه

مصاف تاریخی سیدناصر و تاجگردون در آموزش و پرورش

بهنام عکاشه؛

۵ بهمن ۱۳۹۲؛ صمدی نسب جای خود را به یاری داد/یک باشتی دیگر در بدنه مدیریتی استان

این تیتر یک رسانه اصولگرای بویراحمدی و در واقع تیتر دل تمامی استان بود. پیش از آن در آبان ماه نیز تاجگردون، دوست قدیمی اش را مدیرکل آموزش و پرورش کرده بود.

گرچه مدیرکلی هادی زارع پور آغاز امپراتوری ده ساله تاجگردون  در استان بود اما اردشیر یاری حساسیت ها را بیشتر برانگیخت.

رسانه های آن زمان کمتر به آن پرداختند ولی تاجگردون در واقع انتقام بی توجهی به خواسته اش در زمان دولت احمدی نژاد درباره همین یاری بود.

یاری چندماه قبل از پیروزی همفکران تاجگردون و قبضه دولت، اردشیر یاری را گزینه اداره باشت کرد. دفتر امیدوار رضاپور رئیس وقت آموزش و پرورش باشت بسیار شلوغ بود.

مراسم بسیار خوب برگزار می شد تا جائی که حکم پرویز طاهری برای اردشیر یاری خوانده شد.

یاری که کنار دست سیدعبدالصالح صمدی نسب نشسته بود ناگهان برآشفت و پیامکی احتمالا به تاجگردون یا به حمید برادرش که در جلسه حضور داشت داد و زمزمه ها تبدیل به اعتراض گشت.

بله؛ پرویز طاهری ظاهرا آنگونه که وعده داده بود حکم مدیریت را ابلاغ نکرده و اردشیر یاری را سرپرست نموده بود و او و تاجگردون ها را اینگونه برآشفته کرده بود.

حمید او را به گوشه ای در راهرو اداره باشت کشانده و صحبت هائی با او کرد.

غلامرضا تاجگردون اما انگار بر خلاف حمید که مصر بر پذیرش سرپرستی بود با یاری هماهنگ تر بوده و نهایتا رای او به کرسی نشست و یاری حکم مدیرکل و صمدی نسب را نپذیرفت تا چندماه بعد خود به جای صمدی بنشیند.

۹ سال پس از آن واقعه اما ورق برگشته است. الان صاحب اثر معروف پائی که جا ماند نماینده است.

سیدناصر که حالا تنها پنج ماه از همراهی او  و دولتش می گذرد تا کنون نتوانسته خود را با صفحه سیاسی استان تطبیق دهد.

دست او خالی ام نیست. او احتمالا تعمدا در فضای رسانه ای، شخص اول استان است و این برای او گرچه تبعاتی داشته ولی بهره برداری های خاص خود را نیز کرده است.

اینکه او توانسته نظرها را به خود جلب نماید موضوع کمی نیست و می تواند روی آینده سیاسی اش تاثیر مثبت بگذارد.

سیدناصر در ۲۸ شهریور امسال در صفحه اینستاگراش می نویسد: معاونت پارلمانی وزارت آموزش و پرورش با سلام تا کی قرار است آقای هادی زارع پور مدیرکل آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد و معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وی – ارشیر یاری- در دوران استقرار دولت مردمی و انقلابی جناب آقای دکتر رئیسی برخلاف بخشنامه معاون اول محترم رئیس جمهور عزل و نصب نمایند و با به کار بردن واژه‌های دولت تدبیر و امید در ابلاغ‌های صادره جولان دهند و به ریش نیروهای ولایی و حزب‌الهی بخندند.

قطعاً این اقدامات نابخردانه و ذلیلانه ایشان سوءاستفاده از نجابت و سعه صدر ماست.
سیدناصرحسینی‌پور نماینده مردم شریف گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی

اشاره سیدناصر به فردی جانباز بود که با افزایش انتقادات به او، در نهایت مورد دلجوئی و عذرخواهی او را فراهم آورد.

همین ها بموجب شد یاری سعی خانواده حسینی برای برکناری اش را به سخره گرفته و آن را در خداحافظی اش بر زبان آورد و با تاجگردون پیش از رفتن به مراسم برف پیمائی نماید.

اما حضور تاجگردون در مراسم بازنشستگی یاری هم از عجایب بود. تاجگردون در هیچ مراسمی از این دست در دهه گذشته شرکت نکرده بود.

او حتی در تودیع مدیران کل نیز شرکت نمی کرد و فقط در معارفه فرمانداران گچساران و استانداران حضور داشت و شرکت او در این نشست، حاوی سیگنال هائی به جامعه سیاسی استان و گچساران بود بویژه آنجا که رو در روی مردم استان کرده و گفت: من چنین حسی ندارم که نباید باشم”

و اینچنین او تیر خلاص را به تمام تحلیل هائی که آنیده سیاسی او را پایان یافته می دانستند شلیک کرد.

او به وضوح این روزها با فعالیت های زیگزاگی خود از تهران به گچساران و از گچساران به یاسوج، نگاه ها را به سمت خود کشانده و عملا نه تنها سیدناصر بلکه بیش از او، موحد و روشنفکر که در هنگامه رد اعتبارنامه تنهایش گذاشته بودند  را به حاشیه راند.

دو سال مانده انتخابات ۱۴۰۲، او نه خومی و شهروی گچساران و باشت، که کوهستان های پایتخت را برای قدرت نمائی انتخاب کرده است.

کوهستان هائی که ۱۸ تیر ۱۳۹۹ در آن گیر کرد و باید دید اسفند ۱۴۰۲ توچال، چقدر برایش خوش یمن خواهد بود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فینال شهرداری بین وحید و فرزاد/ روی کاغذ نشاطی برنده است

بهنام عکاشه؛

آن روزها که تاجگردون تحت فشارهای غیرمنصفانه و غیرقانونی نمایندگان مجلس انقلابی خوانده بود را هیچگاه دوست ندارم به خاطر بیاورم.

اما ساعتی در همان ایام را که عکس سیدقدرت و سردار طاهری را در فرودگاه گچساران در زاگرونا منتشر کردم فراموش نمی کنم که به خاطر عجله دو غلط املایی داشتم و موجبات هجمه عجیبی به من شد.

فکر نمی کردم روزی دوباره از آن عکس استفاده کنم و دویار قدیمی را این بار هم در کنار یکدیگر ببینیم.

سردار طاهری ناشناخته ترین لیدر سیدقدرت در طول سال های فعالیت سیاسی او در باشت و گچساران است که در تهران نیز هم را فراموش نکردند.

طاهری اما این روزها تحت فشار غیرطبیعی از سوی یاران اصولگرایش قرار گرفته است ولی ظاهرا بی اعتنا به انتقادات راه خودش را می رود.

انتخاب شهردار و مسائل پیش آمده در شورای شهر، کمی فضا را غبارآلوده کرده است.

وحید نشاطی نقطه اشتراک این پیچیدگی هاست. او که دو پشتوانه در شورای شهر و راس جریان اصولگرا دارد این روزها مورد اتفاق دو جریان معتدل در شورای شهر و جریان اصولگرا می باشد.

وحید که چندماه پیش، حکم سرپرستی اش در شهرداری در مراجع بالادستی شورای شهر دیپورت شده بود حالا و پس از ضعیف شدن احتمال شهرداری آقائی، به یک گزینه غیرقابل انکار تبدیل شده است.

ارتباطش با جریان معتدل شورای شهر(مرادی و علی پور) مناسب و بعید است از آن ناحیه مورد مخالفت قرار بگیرد. طبیعتا طاهری هم او را روی کاغذ سفید خواهد نوشت.

او احتمالا مورد حمایت یکی از اصولگرایان(حامیان سیدناصر و البته سیدقدرت)شورا یعنی عاملی، کرمی وشکوهی نیز قرار می گیرد و در حالتی که ناممکن هم نیست آقادی نیز او را در برگه سفید خواهد نوشت.

نشاطی تا این لحظه مورد اتفاق دو طیف سیاسی و اداری قرار گرفته است و روی کاغذ او را باید شهردار دانست ولی در عالم سیاست چینش حالت ها امری منطقی تر است.

فرزاد حیدری هم شانس خود را در آخرین روزها در حال آزمایش است.

ظاهرا قشقائی ها از سوی استان چراغ سبزهائی دریافت کرده اند. در ماجرای رد آقائی به بزرگان قشقائی وعده داده شده شهردار آینده از میان آنها خواهد بود.

حالا فرزاد که معماری خوانده، گزینه ترک ها شده ولی نسبتا دیر وراد موضوع شده است.

او که گزینه اداره کل راه نیز هست به تنهائی شاید مورد حمایت آقائی باشد ولی احتمال رای دهی کرمی و عاملی هم بعید نیست.

اگر وزنه فرزاد در روزهای آینده سنگین تر شود، حتی می تواند روی آرای شکوهی نیز حساب باز نماید. برای فرزاد حمایت آقائی حیثیتی است.

حالا روی کاغذ و با چینش فرضیات، نشاطی را باید شهردار بدانیم مگر آنکه فرزاد در روزهای باقیمانده تلاش هایش را بیشتر کرده و تغییری در صفحه سیاسی گچساران بوجود آورد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

چه با مذاکره چه بی مذاکره مسئله آب جدی تر است

یکی از مسائل مهمی که امروز کشور را دچار بحران نموده است ، مدیریت منابع آبی و عدم توازن توسعه سرزمینی در حوزه آب است . بحرانی که به دلیل سوء عملکرد ها خود را در جایگاهیی بالاتر از بحران کمبود آب قرار داده است . بحران سوء مدیریت منابع آبی کشور !

مخدوم، پدر علم آمایش سرزمین ایران درباره مساله آمایش آب محور علی رغم وجود آمایش سرزمین می گوید:

“تعیین توان آبی نقاط مختلف شاخه ای از آمایش سرزمین است که فی نفسه اقدام بدی نیست. در طرح آمایش استان های ایران، توان اکولوژیکی سرزمین که فاکتور آب، خاک، سنگ و پوشش گیاهی از جمله آنهاست، در نظر گرفته نشد که قرار است در طرح آمایش آب به آن پرداخته شود. “

در این میان بد نیست به موضوع دیگری که به بنیان این معضل یعنی سوء مدیریت بی ارتباط نیست بپردازیم . هرگز نباید فراموش کنیم که تصمیماتی که در حوزه های مهمی همچون آب در کشور گرفته می شود می تواند زمینه رشد یا سقوط باشد .

دو موضوع مهم اینجا مطرح است که به اختصار به آن خواهیم پرداخت .

موضوع اول اینکه در زمان تدوین قوانین ، نمایندگان باید فراموش کنند که متعلق به کدام دسته و حزب هستند . فراموش کنند که زن هسیتند یا مرد ؟ تا بتوانند قوانینی وضع کنند که فارغ از جنسیت و تعلق به گروه سیاسی و یا جناحی و فارغ از اینکه آن نماینده مجلس متعلق به کدام جریان اقتصادی یا سیاسی است تصمیمی را بگیرد که نافع برای همه ارکان و شئون جامعه باشد . همه مردم از هر گروه و طرز فکر و فرهنگی از آن نفع ببرند .

موضوع مهم بعدی توجه به اجماع کارشناسان و دغدغه های منطقه ای در شکل گیری تصمیم گیری در حوزه مدیریت آب است . مسئله ای که گاهی فدای نگاه های سیاست زده و جانب دارانه شده و مسائلی را ایجاد کرده خسارات زیادی را برای همه داشته است .

همه اینها مستئلی است که اگر بدرستی به آن توجه شود می تواند بخش عظیمی از مشکلات جامعه را کمرنگ و مرتفع کند . مسائل مهمی از این دست نیاز مند مذاکره با غرب و شرق نیست و کاملا ملی و منطقه ای باید حل شود و نیازمند عزم و غیرت ملی است .

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

قلعه زری، زمینی طلایی برای مس/ کویر در دلش مس جا می‌دهد

استخراج مس در بزرگترین معدن زیرزمینی خاورمیانه و در دل کویر خراسان جنوبی سال هاست چرخ‌های صنعت مس را به حرکت درآورده است.

به گزارش خبرنگار گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از بیرجند، قدمت بهره برداری از معادن مس خراسان جنوبی به زمان‌های بسیار دور و حتی به قرن‌های قبل از اسلام می‌رسد؛ آثاری به دست آمده که نشان می‌دهد با ابزاری بسیار ابتدایی از این معدن بهره برداری می‌شده است. ۴۲ سال قبل یک باستان شناس آلمانی از روی همان وسایل ابتدایی استخراج طلا در قدیم، پی به وجود فلز گرانبهای این معدن برد و در واقع آن را برای قرون جدید کشف کرد.

در سال ۱۳۴۸ یک شرکت ژاپنی عملیات اکتشاف معدن مس قلعه زری خوسف را بر عهده می‌گیرد و پنج سال بعد دو شرکت ژاپنی دیگر عهده دار کار بهره برداری می‌شوند. پس از انقلاب شرکت‌های ایرانی وارد گود استخراج و بهره برداری معدن می‌شوند و حالا بیش از ۴۰ سال است کارگران ایرانی در دل زمین با جان و دل و به سختی کار می‌کنند تا چرخ‌های صنعت مس کشور از حرکت باز نایستد.

معادن مس

استخراج زیرزمینی مس از عمق ۳۰۰ متری

کانسار مس رگه‌ای قلعه زری از ذخایر قابل توجه مس در ایران است که به علت عیار بالای مس، کمک بزرگی به تولید فلز ارزشمند مس کرده است.معدن قلعه زری باتوجه به آنکه در اعماق زمین است و استخراج از آن در زیر زمین انجام می شود می توان گفت در کشور منحصر به فرد است.  

۱۸۰ کیلومتر آن سوتر از مرکز خراسان جنوبی، صدای استخراج مس از معدنی در دل روستای قلعه زری شهرستان خوسف به گوش می‌رسد، اینجا در دل اعماق زمین قلعه زری گنجینه ای نهفته است که از ارزش بالایی برخوردار است.معدنی که بیش از ۱۷ کیلومتر مربع وسعت دارد و تنهاترین معدن مس زیرزمینی در خاورمیانه است که با راه اندازی اش ۳۵۱ نفر در این معدن مشغول به کارهستند.

کانسنگ در حال بهره برداری آن در عمق ۳۰۰ متری دارای ۲درصد مس و حدود پنج دهم گرم در تن طلا است. کنسانتره ۲۴درصدی مس این کانسار دارای ۱۷ گرم در تن طلا است.


برای رسیدن به مقصد، به دل کویر زدیم کویری با دمای بالای ۴۰ درجه، اما پر از آرامش، کمی جلوتر که رفتیم صدایی سکوت این پهنه را شکست صدایی از جنس تولید در اعماق زمین.

به بزرگترین معدن فلزی زیرزمینی خاورمیانه یعنی معدن مس قلعه زری رسیدیم.

در ابتدای کار به سراغ  مصطفوی مدیرعامل شرکت میناکان معدن مس قلعه زری رفتیم او به ما می‌گوید: «سال ۱۳۵۴ بود که این کارخانه با ظرفیت خوراک ۴۲۰ تن در روز به بهره بردای رسید در سال‌های ابتدایی کار، مس‌هایی با عیار ۵/۳ درصد استخراج می‌شد، اما اکنون بعد از ۴۰ سال به علت اتمام ذخایر پرعیار به عیار یک درصد رسیده است.»

راهی یکی از چاه‌های معدن شدیم، این معدن ۱۳ چاه دارد که تنها ۸ چاه آن فعال است و کارگران در حال استخراج مس‌های با ارزش از آن بودند، بزرگترین چاه معدن مس قلعه زری چاه شماره ۱۳ است که ۳۴۰ متر عمق دارد و ۵۰ نفر در ۳ شیفت کاری در آنجا در حال کارند.

معادن بیرجند

نانی که از دل سنگ‌های سخت بیرون می‌آید

میزان استخراج سالیانه کانسار مس از معدن قلعه زری ۱۵۰ هزار تن است.

به برکت وجود این معدن، کارگران بومی این منطقه در این معدن زیر زمینی در حال بدست آوردن رزقشان هستند، روزی که در دل کوه است و باید آن را کارگران از لا به لای سنگ‌ها بیرون بیاورند. وجود این معدن توانسته برای جوانان زیادی از روستا‌های اطراف و به خصوص شهرستان خوسف اشتغال ایجاد کند.

با یکی از کارگران که در حال کندن دیوار‌ها بود گفتگو کردیم او می‌گفت: خداروشکر از کارم راضیم، ۱۵ سال است که در این معدن در حال کارهستم و از دل این سنگ‌های سخت هم برای خانواده ام نان درمی آورم و هم خوشحالم که در رونق اقتصاد کشورم نقشی دارم.

یکی دیگر از کارگران می گفت: این سنگ‌هایی که اینجا می‌بینید کاملا مس خالص هستند و در ایران همتایی ندارند، البته در بین این سنگ‌ها کانی‌های با ارزش دیگری از جمله نقره و طلا هم وجود دارد.

هرچند در حال حاضر استخراج نقره و طلا از این سنگ‌ها نسبت به سال‌های اول کمتر شده است، اما باز هم می‌توان وجود این دو ماده با ارزش معدنی را دربین سنگ‌ها به خوبی دید.

کارخانه معادن

فرآوری در کنار استخراج

اینجا کار در دل زمین به پایان نمی‌رسد، سنگ‌ها از عمق زمین به روی زمین فرستاده می‌شوند تا کار فرآوری این سنگ‌ها در کارخانه‌ای در همین نزدیکی معدن صورت بگیرد.

کانسنگ‌های مس از تونل‌ها به آسیاب‌ها می‌روند و خرد می‌شوند، در قسمت‌های بعدی به صورت مایع در می‌آیند و سپس وقتی که مواد از محلول جدا می‌شوند، با فشار باد خشک شده و توسط ریل به انبار حمل می‌شوند؛ این دستگاه‌ها سنگ معدنی با عیار ۲ تا ۳ درصد را گرفته و موادی با عیار حدود ۲۴ درصد کالکوپریت تحویل می‌دهند.

هاجری مدیر دفتر فنی شرکت میناکان معدن مس می‌گوید: سنگ‌های استخراج شده از معدن بعد از انجام ۴ مرحله تبدیل به کنسانتره و سپس برای ذوب و پالایش راهی مجتمع مس سرچشمه کرمان می‌شوند تا به ورق شمش و مفتول مسی تبدیل شوند.

او با اشاره به اینکه هم اکنون ماهانه ۵۵۰ تن کنسانتره با عیار ۱۵ درصد مس از بزرگترین معدن فلزی زیرزمینی خاورمیانه استخراج می‌شود افزود: روزانه ۴۵۰ تن کانسنگ مس وارد کارخانه تغلیظ می‌شود که در نهایت ۲۵ تن کنسانتره از این کارخانه خارج و به کرمان فرستاده می‌شود.

سنگ آهن

توسعه کارخانه فرآوری در چند قدمی اتمام کار

معدن مس قلعه زری حالا به نمادی از خودکفایی تبدیل شده است، معدنی که روزی چرخش را ژاپنی‌ها به حرکت در می‌آوردند امروز به همت جوانان بومی این منطقه می‌چرخد.

مصطفوی مدیرعامل شرکت میناکان معدن مس قلعه زری از تهیه طرح توسعه معدن خبر می‌دهد و می‌گوید: با توجه به نیاز به توسعه کارخانه، طرح توجیهی آن تکمیل شده است و به زودی مراحل ساخت کارخانه فرآوری با ظرفیت ۲ برابری کارخانه فعلی شروع می‌شود؛ با طرح توسعه این کارخانه افراد بیشتر در اینجا مشغول به کار خواهند شد و تولیدات مان هم بیشتر خواهد شد.

با توسعه کارخانه فرآوری، صفر تا صد کار فرآوری مس در همین منطقه صورت می‌گیرد و دیگر نیازی نیست تا محصول را برای اتمام کار به استان‌های همجوار ارسال کرد و خراسان جنوبی خودش قطب تولید کنسانتره مس خواهد شد.

معادن مس

 

معدن قلعه زری مسی‌تر خواهد شد اگر…

 مس قلعه زری بزرگترین معدن زیرزمینی خاورمیانه است که با بیش از ۴۰ سال فعالیت پر فراز و نشیب، امروز همچون نگینی در حاشیه کویر لوت می‌درخشد و امروز به یکی از پیشگامان صنعت مس کشور تبدیل شده است.

ذخیره قطعی معادن مس خراسان جنوبی بیش از ۸ میلیون و ۳۰۰ هزار تن برآورد شده است، معادنی که در مرحله تبدیل به کنسانتره مانده اند و عملیات ذوب و شولید شمش در استان انجام نمی‌شود.

سنگ اهن

سختی استخراج کانسنگ مس از عمق ۳۰۰ متری زمین به شیرینی تولید فلز ارزشمند مس می‌ارزد و بیرون کشیدن مس از دل زمین آنقدر توجیه دارد که ساخت کارخانه فراوری و ذوب را در جوار این معدن بزرگ دارای صرفه اقتصادی کند.

معدنی که سالهاست همچنان کنسانتره تولید می‌کند و تکمیل فرایند فراوری و ذوب کنسانتره می‌تواند کمک کند تا ارزش افزوده

این محصول استراتژیک در خود استان بماند و درآمد‌ها و اشتغال بالای آن به مردم منطقه برسد.

گزارش از زهرا رضوانیان