نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

حمیدرضا جعفریان: مجوزهای ارشاد را قبول داریم

با این وجود در اولین نشست برگزار شده، اظهارنظرها چندان صریح و شفاف نبود و جعفریان در پاسخ به سوال ایسنا مبنی براینکه پس از سالها که رویکرد گروگان گرفتن سینماها در اکران بعضی فیلم‌های مورد اعتراض حوزه هنری گذشته بوده، انتظار می‌رفت در دوره جدید قانونمندی به مجوز ارشاد بیشتر باشد ولی برای فیلم «بی همه چیز» این اتفاق نیفتاد، گفت: ما خود را موظف و ملزم می‌دانیم که مجوز ارشاد و نسخه نهایی که آنها تایید کنند را تایید کنیم. درباره تخصیص سانس‌ها نیز طبق مصوبات شورای صنفی هستیم ولی از یک جایی اختیاردار با سینمادار است و آنها خودشان تصمیم میگیرند. البته ما نمی‌خواهیم اسیر جنجال رسانه‌ای شویم ولی حوزه هنری بجز اصلاحات وزارت ارشاد اصلاح دیگری وارد نمی‌کند. درباره «بی همه چیز» موضوع را به پایان اکران فیلم موکول می‌کنم.

او در پاسخ به سوالی درباره حضور حجت‌الاسلام قمی – رییس سازمان تبلیغات اسلامی – در شورای پروانه نمایش افزود: در این مورد کلا مغله‌ای وجود دارد و به همین دلیل فعلا نمیخواهم وارد جزییات شوم اما درباره حضور آقای قمی اگرچه می‌تواند جنبه مثبت خود را داشته باشد ولی مسئله اینجاست که همان مجوز شورای پروانه نمایش به تنهایی برای ما مورد تایید است.

جعفریان در بخشی دیگر از این نشست بیان کرد: ما یکسری هدف‌گذاری‌ کلان در دوره جدید مدیریت سازمان سینمایی حوزه هنری داشتیم که برمبنای جریان پایدار در تولید آثار تصویری است. برای این کار دنبال تقویت اقتباس هستیم و با استفاده از سرمایه‌های انسانی و سرمایه‌گذاری مالی تلاش می‌کنیم تنوع ژانر ایجاد کنیم.  ضمن اینکه در کنار توجه به کمیت به دنبال ارتقای کیفیت آثار نیز هستیم و در این مسیر از فیلمسازان جوان بیشتر بهره می‌بریم.

او گفت: در جشنواره فجر امسال چهار فیلم ضد -یک درام سیاسی با پرداخت به مقطعی از زندگی شهید بهشتی -، دسته دختران با مشارکت فارابی، هناس ساخته حسین دارابی و شادروان به کارگردانی حسین نمازی نمایش داده می‌شوند و

تولیداتی برای جشنواره چهل و یکم فجر هم در دست تهیه داریم که بعد از جشنواره امسال جدی‌تر دنبال می‌شوند.

وی درباره تاکید بر ساخت فیلم‌های دهه شصتی و نپرداختن به موضوعی همچون کرونا گفت: برای کرونا هنوز به روایت مناسبی نرسیدیم ولی قطعا موضوع مهمی است که حتی در سطح جهانی میتوان به آن پرداخت.

جعفریان در پاسخ به سوالی درباره برخی فیلمهای تولیدی حوزه که با توقیف مواجه شده‌اند، بیان کرد: فیلم‌های حوزه هنری هیچ وقت توقیف نشدند و اصلا حوزه هنری فیلمی نمی‌سازد که توقیف شود. البته درباره بعضی فیلم‌ها مثل «دیدن این فیلم جرم است»، نهاد نظارتی مواردی را برای اصلاح مدنظر داشت که رعایت شد، هرچند در زمان اکران دولت قبل بنا به دلایلی تاخیرهایی داشت و نمی‌خواهم بحث سیاسی داشته باشم ولی در نهایت در آخرین زمانی که اعلام شد فیلم روی پرده آمد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

برج میلاد خانه جشنواره فیلم فجر شد

هنروتجربه: در پی نشست مشترک شب گذشته محمد خزاعی رئیس سازما سینمایی، امین توکلی زاد معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران و مسعود نقاش زاده دبیر چهلمین جشنواره فیلم فجر خانه جشنواره به برج میلاد برگشت.
در جلسه مشترک معان فرهنگی و اجتماعی شهرداری و رئیس سازمان سینمایی کشور و دبیر جشنواره، خانه جشنواره به برج میلاد برگشت.
به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی جشنواره فیلم فجر؛ در پی تعاملات شب گذشته بین شهرداری با سازمان سینمایی و قول مساعد مبنی بر حل مشکلات برج میلاد به طور شبانه روزی از سوی همکاران شهرداری، برج میلاد و موسسه سینما شهر نسبت به رفع اشکالات و فراهم شدن شرایط زیر ساختی خانه جشنواره چهلم به میلاد بر می گردد.
«محمد خزاعی» رییس سازمان سینمایی ضمن تاکید بر لزوم همگرایی مراکز و دستگاه های مختلف فرهنگی در برگزاری باشکوه جشنواره فیلم فجر عنوان کرد فجر ظرفیت بی بدلیل سینمای ایران و جشن‌های انقلاب است. جشنواره فیلم فجر گرانیگاه سینمای ایران است وبا برگزاری با شکوه این رویداد زمینه‌های لازم برای شکوفایی سینمای ایران فراهم اوریم.
«امین توکلی زاده» معاون فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز، ضمن اعلام آمادگی شهرداری برای تامین شرایط مورد نیاز میزبانی و رفع اشکالات عنوان کرد با همکاری این مجموعه و تعامل با همکاران سازمان در موسسه سینما شهر به زودی موارد مطرح شده برای استانداردهای برگزاری حل می شود.
«مسعود نقاش‌زاده» دبیر جشنواره نیز این رویداد را یک اتفاق مهم سینمایی اعلام کرد و از تمام نهادها همکاری همدلانه را برای اجرای هرچه بهتر جشنواره فیلم فجر خواستار شد. کرونا در دوسال اخیر شرایط را برای سینمای ایران و مدیران فرهنگی بد تلخ کرده است، برخی از امکانات سینمایی در این دوران دچار اختلال شده و نیاز است تمام دستگاه‌ها برای رفع این مورد وارد عمل شوند.
همچنین، در این جلسه، مقرر شد همکاری و تعاملات بسیار خوبی بین شهرداری و سازمان برای فعالیت های فرهنگی و سینمایی  صورت گیرد
وعلت عدم حضور در برج میلاد کارشناسی تخصصی و فنی کمیته نمایش جشنواره و مهیا نبودن برج برای میزبانی این حرکت و فراهم نبودن شرایط مطلوب اعلام شده بود

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

توضیحات جشنواره فیلم فجر درباره میزبانی چارسو از اصحاب رسانه

به گزارش سایت هنروتجربه به نقل از مرکز اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی جشنواره فیلم فجر، شب گذشته ۲۶ دی ماه پردیس سینمایی چارسو به عنوان خانه جشنواره فیلم فجر امسال اعلام شد که واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت.

یزدان عشیری مدیر روابط عمومی چهلمین دوره جشنواره درباره دلیل انتخاب پردیس سینمایی چارسو گفت: پس از بررسی گزینه‌هایی چون برج میلاد، پردیس ملت و دیگر مجموعه‌های سینمایی، همچنین با استناد بر نظرسنجی‌ها، همفکری با صاحبان آثار و بخش‌هایی از اهالی رسانه به این جمع‌بندی رسیدیم که پردیس سینمایی چارسو را به عنوان خانه چهلمین جشنواره فیلم فجر در نظر بگیریم.

وی درباره دلیل انتخاب نشدن پردیس سینمایی ملت و برج میلاد توضیح داد: پردیس ملت به دلیل مشکلات متعددی که در زمینه فقدان پارکینگ و همین‌طور مشکلات زیرساختی درباره اینترنت و دسترسی داشت، انتخاب نشد. سالن برج میلاد هم به دلیل عدم رضایت صاحبان آثار نسبت به کیفیت فنی نمایش فیلم‌ها در این سینما و مشکلات جانبی انتخاب نشد. شرایط بهره وری و امکان استفاده از برج میلاد در این دوره فراهم نبوده است.

عشیری گفت: ستاد برگزاری جشنواره پردیس چارسو را به دلیل وجود سالن‌های استاندارد سینمایی، تجربه برگزاری دیگر جشنواره‌های سینمایی و همچنین پارکینگ مناسب و سایر شرایط زیرساختی انتخاب کرد.

مشاور رئیس سازمان سینمایی افزود: برگزاری جشنواره‌های سینمایی و همایش‌های فرهنگی در تهران به شدت نیازمند وجود زیرساخت سالن‌های مجهز و استاندارد است. این مطالبه هر سال انجام می‌شود و از آن عبور می‌کنند. علی‌رغم اینکه ما می‌دانیم با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستیم برای کمک به افزایش ظرفیت، سالن‌های دیگر از جمله سینمای فلسطین را هم در نظر گرفته‌ایم تا بیشترین سرویس‌دهی و امکانات را در اختیار اهالی رسانه، منتقدان و هنرمندان قرار دهیم.

چهلمین جشنواره فیلم فجر در دو بخش فرهنگی و رقابتی از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ماه ۱۴۰۰ به دبیری مسعود نقاش‌زاده برگزار خواهد شد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

پردیس چارسو میزبان اهالی رسانه جشنواره چهلم

هنروتجربه: پردیس چارسو به عنوان خانه جشنواره و میزبان اهالی رسانه در چهلمین جشنواره فیلم فجر انتخاب شد.

به گزارش سایت هنروتجربه به نقل از مرکز اطلاع‌رسانی روابط‌عمومی جشنواره فیلم فجر، سرانجام پس از طرح گزینه‌های متعدد برای خانه جشنواره (مرکز اصلی جشنواره) و سینمای اهل رسانه، پردیس چارسو میزبان اهالی رسانه در چهلمین دوره از جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

بر اساس این خبر، برنامه‌های اصلی جشنواره چهلم در پردیس چارسو برگزار خواهد شد.

گفتنی است علاوه بر این، سینما فلسطین که بخش دیگری از خانه جشنواره است به نیازهای منتقدان و بخشی از اهالی رسانه و مهمانان پاسخ خواهد داد.

چهلمین جشنواره فیلم فجر در دو بخش فرهنگی و رقابتی از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ به دبیری مسعود نقاش‌زاده برگزار خواهد شد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

شانس «قهرمان» برای دریافت جایزه اسکار

فیلم «قهرمان» به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی که نماینده سینمای ایران در شاخه بهترین فیلم بین‌المللی این دوره از جوایز آکادمی است، از تاریخ ۷ ژانویه (۱۷ دی) به صورت محدود اکران خود را در آمریکا آغاز کرده و این فیلم که از پیش در فهرست کوتاه این شاخه جای گرفته از شانس‌های اصلی و تقریبا مسلم حضور در میان نامزدهای نهایی محسوب می‌شود.

آخرین ساخته فرهادی آغاز قدرتمندی را در جشنواره کن سال گذشته تجربه کرد و توانست جایزه بزرگ هیات داوران را به خود اختصاص دهد و در ادامه نیز از سوی هیات ملی نقد آمریکا نیز به عنوان بهترین فیلم خارجی (غیرانگلیسی زبان سال) انتخاب شد اما فیلم ژاپنی «ماشین منو بران» ساخته «ریوسوکه هاماگوچی» به تدریج گوس سبقت را از نماینده سینمای ایران ربود و در اغلب جوایز انجمن‌های سینمایی و جوایز گلدن گلوب جایزه بهترین فیلم بین‌المللی سال را از آن خود کرد.

بر اساس آخرین پیش‌بینی‌های سه نشریه هالیوود ریپورتر، ورایتی و ایندی‌وایر درباره شانس‌های اسکار بین‌المللی، هم اکنون نماینده ژاپن را می‌توان پیشتاز اصلی این شاخه دانست.

هالیوود ریپورتر فیلم «قهرمان» را در دسته شانس‌های اصلی پس از «ماشین منو بران»، «دست خدا»، «بدترین آدم دنیا» و بالاتر از «فرار»، در رتبه چهارم شانس‌های اسکار شاخه بهترین فیلم بین‌المللی قرار داده است و ایندی وایر نیز هم نماینده سینمای ایران شانس چهارم این شاخه پس از «ماشین منو بران» (ژاپن)، «فرار» (دانمارک)، «دست خدا» (ایتالیا) معرفی کرده است.

ورایتی نیز در آخرین بروزرسانی خود درباره پیش بینی برندگان اسکار بین‌المللی ۲۰۲۲، فیلم «قهرمان» را از فهرست ۵ شانس اصلی خارج کرده و شانس‌های اصلی را به ترتیب فیلم‌های «بدترین آدم دنیا»، «فرار»، «ماشین منو بران»، «من مرد تو هستم» و «دست خدا» داده است.

در فاصله تقریبا دو هفته‌ای تا آغاز رای‌گیری نهایی نامزدهای اسکار، «قهرمان» این فرصت را دارد با ادامه اکران در سینماهای آمریکا و با حمایت کمپانی آمازون و تحت تاثیر قرار دادن اعضای آکادمی، شانس‌ خود را برای کسب نامزدی و در نهایت سومین جایزه اسکار سینمای ایران افزایش دهد.

«قهرمان» از ۲۱ ژنویه (۱ بهمن) به صورت عمومی در سینماهای آمریکا و همزمان در سامانه نمایش آنلاین آمازون اکران می‌شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

حداقل دستمزد نگارش فیلمنامه اعلام شد

هنروتجربه: انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران در بیانیه‌ای حداقل دستمزد فیلمنامه‌نویسان عضو این صنف سینمایی در سال ۱۴۰۱ را اعلام کرد.

به گزارش سایت هنروتجربه، انجمن صنفی فیلمنامه‌نویسان سینمای ایران در بیانیه‌ای حداقل دستمزد فیلمنامه‌نویسان عضو این صنف سینمایی را برای فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی، تله‌فیلم و سریال رسانه‌ خانگی در سال ۱۴۰۱ اعلام کرد.

در این بیانیه حداقل دستمزد فیلم‌نامه‌نویسان در سال ۱۴۰۱ برای نگارش یک فیلم سینمایی ۲۰۰ میلیون تومان تعیین و سفارش شده تا نویسندگان حرفه‌ای دو تا سه برابر این عدد را با احتساب اختصاص ۵درصد از بودجه‌ی فیلم، از سفارش‌دهنده مطالبه کنند.

در متن بیانیه‌ کانون فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران آمده است:

«وقتی سه سال پیش به‌عنوان نخستین صنف سینمای ایران کف دستمزد نگارش فیلم‌نامه را اعلام کردیم، با مخالفت بعضی صنوف ذینفع و در مقابل با استقبال بسیار همکاران فیلم‌نامه‌نویس مواجه شدیم. دیری نپایید که صنوف دیگری نیز به ما ملحق شدند و اعلام شفاف کف دستمزدهای حرفه‌ای، بدل به یک مطالبه‌ی صنفی شد که خوش‌حال‌یم پیش‌قراول چنین حرکتی بودیم. پیش‌تر هم اعلام کرده بودیم ایمان داریم که نزدیک‌ترشدن دستمزدهای نگارش فیلم‌نامه به سطحی قابل‌قبول، به نفع کلیت سینمای ایران و همه‌ی صنوف سینمایی است. اجرایی‌شدن‌ این نرخ‌ها منوط به هم‌پیمانی صنفی نویسندگان فیلم‌نامه است که به ارقامی کمتر رضایت ندهند تا منافع دیگر همکاران‌شان پایمال نشود.
باور داریم هنوز دستمزد نگارش فیلم‌نامه فاصله‌ی بسیاری تا واقعی‌شدن که همان استاندارد اختصاص ۵درصد از عدد بودجه‌ی هر فیلم به بخش نگارش است دارد. به همه‌ همکاران پیشنهاد می‌کنیم علاوه بر دستمزد نگارش فیلم‌نامه، درصدی از مالکیت فیلم و فروش را سهیم شوند تا مالکیت معنوی خود بر اثر نهایی را از دست ندهند و به این عدد واقعی نیز نزدیک شوند.

شورای مرکزی کانون فیلم‌نامه‌نویسان، با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و افزایش نرخ تورم، نرخ پیشنهادی برای انواع نگارش فیلم‌نامه‌های داستانی در سال ۱۴۰۰ را به شرح زیر اعلام می‌کند:

الف- نگارش فیلم‌نامه‌ی سینمایی:
مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان (به عنوان مبلغ کف قرارداد) پیشنهاد می‌شود. برای نگارش فیلم‌نامه در ژانرهای جذاب نزد تهیه‌کنندگان، حداقل پیشنهاد ما دو برابر مبلغ کف قرارداد است و در مواردی که نیاز به تحقیق یا زمان طولانی‌تر نگارش است، تا سه برابر این عدد هم قابل دریافت است.

ب- نگارش فیلم‌نامه‌ سریال‌های تلویزیونی:
مبلغ ۵۰ میلیون تومان برای هر قسمت به‌عنوان رقم پایه اعلام می‌شود. برای نگارش تله‌فیلم پیشنهاد ما مبلغ پایه‌ی ۱۰۰ میلیون تومان است.

ج- نگارش فیلم‌نامه‌ی سریال‌های رسانه‌ی خانگی:
مبلغ ۷۵ میلیون تومان برای هر قسمت به‌عنوان حداقل رقم قرارداد پیشنهاد می‌شود.

د- عدد فروش طرح، ایده یا فیلم‌نامه‌ی اولیه که پایه‌ی خلق و تولید یک اثرِ کامل شود، یک‌سوم ارقام اعلام‌شده در نظر گرفته شده است.

بدیهی است در نهایت نویسنده با تهیه‌کننده و یا سفارش‌دهنده باید به توافقی برسند که قابل اجرا باشد. شورای مرکزی کانون فیلم‌نامه‌نویسان‌ از همه‌ی اعضای صنف تقاضا می‌کند که در جهت حفظ حقوق خود و همکاران‌شان، قراردادی با ارقام کمتر از این دستمزدها، نبندند.»

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

۳ مستند و یک فیلم کوتاه مجوز ساخت گرفتند

هنروتجربه: شورای صدور پروانه ساخت آثار غیر سینمایی با ساخت سه عنوان مستند و یک عنوان داستانی کوتاه موافقت کرد.

به گزارش سایت هنروتجربه به نقل از اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، در جلسات اخیر شورای پروانه ساخت آثار غیر سینمایی، با ساخت مستند «جشن جهانی» به تهیه کنندگی،کارگردانی و نویسندگی نور ایمان مشایخی، مستند «هیچکس نخوابد» به تهیه کنندگی مشترک سام کلانتری و محمد شکیبانیا، کارگردانی و نویسندگی سام کلانتری، مستند «پیشینه قهوه خانه» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی مهدی حدادی زفره و داستانی کوتاه «بزرگراه» به تهیه کنندگی وکارگردانی حسین صمیمی و نویسندگی آوا اکبری موافقت شد.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

تازه شدن داغ «آیدین» بر پرده نقره‌ای/ پرویز پرستویی راوی مستند

هنروتجربه: مستند پرتره «آیدین» اثری است به مراحل مختلف زندگی شخصی و حرفه‌ای آیدین نیکخواه بهرامی، ستاره سابق بسکتبال کشورمان می‌پردازد.

به گزارش سایت هنروتجربه، خبرگزاری آنا نوشت:  یکی از ژانرهای پرطرفدار در زمینه مستند، مستند_پرتره است و یکی از ایده‌های دوست داشتنی برای این سبک، پرداختن به زندگی شخصی و دوران حرفه‌ای ورزشکاران است. مسئله‌ای که در چند سال اخیر هم نمونه‌های شبیه به آن را زیاد دیدیم و در پانزدهمین جشنواره سینما حقیقت که چند هفته پیش برگزار شد نیز چند مستند ایرانی و خارجی با این تم به نمایش درآمد. آثاری همچون «سمفونی حمید» و «همشهری اَش» که اولی به فوتبالیست مطرح ایرانی و دومی به تنیسور شناخته شده آمریکایی مربوط می‌شد.

اما این مستندها تنها آثار مربوط به این ژانر نیستند که در چند وقت اخیر به نمایش درآمدند و با کمی سرک کشیدن در میان آثار در حال نمایش می‌توان نمونه موفق دیگری از این گونه مستند پیدا کرد، مستند «آیدین» به کارگردانی اشکان مهریار و تهیه‌کنندگی مهدی برجیان که در سینماهای گروه هنر و تجربه در حال اکران است و در عرض یک ساعت به زندگی آیدین نیکخواه بهرامی، یکی از بهترین بازیکنان تاریخ بسکتبال ایران می‌پردازد. ورزشکاری که با سن کم در کنار برادر و دیگر هم‌تیمی‌هایش اوج گرفت، به شهرت رسید و خیلی زود بر اثر یک تصادف رانندگی در دی ماه ۱۳۸۶، دار فانی را وداع گفت.

در این اثر با اعضای خانواده این ورزشکار گفت‌وگو شده و خیلی از هم‌تیمی‌های سابقش در باشگاه‌های بسکتبال و تیم ملی نیز در مقابل دوربین مهریار نشسته‌اند. حتی برخی از تصاویر مربوط به گفت‌وگوهای این مستند، تصاویری است که توسط هم‌تیمی‌ها، مربیان و رقبای خارجی آیدین تهیه و برای تیم تولید پروژه فرستاده شده است. تصاویر آرشیوی جالبی هم از مسابقات برون مرزی بسکتبال و بازی‌های قدیمی داخلی در کار وجود دارد که به جذاب‌تر شدن کلی اثر بسیار کمک کرده است.

پرویز پرستویی راوی «آیدین»

اما یکی از نکات جالب توجه مستند «آیدین» استفاده از پرویز پرستویی به عنوان راوی اثر است. هنرمندی شناخته شده که البته در میان بازیگران، چهره ورزشی‌تر از او هم وجود دارد، اما به واسطه توانایی‌اش در خوانش متن و تسلطی که روی تغییر لحن و ادبیاتش برای سکانس‌ها و صحنه‌های متفاوت دارد، انتخاب مناسبی برای این مستند بود. اگرچه این انتخاب یک ریسک بزرگ هم داشت و آن اینکه نام پرویز پرستویی در سینمای ایران نام بزرگی است و حضورش در این اثر می‌توانست کلیت مستند را تحت‌الشعاع قرار دهد. اما از آنجا که جذابیت کلی سوژه مستند یعنی زندگی شخصی و حرفه‌ای آیدین نیکخواه بهرامی، کاملا مخاطب را درگیر خود می‌کند، در بسیاری از موارد تماشاگر راوی را فراموش می‌کند و شش دانگ توجهش را به اتفاقات رخ داده در اردوهای تیم ملی و مسابقات مختلف می‌دهد.

برگ برنده اصلی این مستند اما فایل‌های ویدئویی و تصاویر اختصاصی است که از دوربین هندی‌کم شخصی مرحوم نیکخواه بهرامی به دست آمده است. آیدین از آن دست نوجوانانی بوده که دوربینش را همواره همراه خود داشته و فیلم‌های زیادی از دورهمی‌های خود در تهران یا سفرهای ورزشی به کشورهای مختلف تهیه کرده است، فیلم‌هایی که ما تعدادی از آنها را در مستند می‌بینیم و با فضای موجود در اردوی تیم ملی نوجوانان و جوانان بیش از پیش آشنا می‌شویم. فضایی که سرشار از سرخوشی، شادی، حال خوب و استعداد است و از همان فیلم‌ها می‌توان فهمید این نوجوانان قرار است در آینده‌ای نه چندان دور، کار بزرگی برای بسکتبال ایران انجام دهند.

زندگی آیدین و صمد نیکخواه بهرامی، برادران با استعداد بسکتبال ایران، از آن سوژه‌هایی است که می‌توان برای ساخت فیلم‌ بلند سینمایی هم استفاده کرد، فیلمی ورزشی که می‌تواند به اثری ماندگار در این ژانر بدل شود. قطعاً برای چنین سوژه و ایده‌ای فیلم‌های شخصی آیدین که بخشی از آن را در مستندش می‌بینیم، بسیار می‌تواند به سازنده کمک کند، فیلم‌هایی که نشان می‌دهد دو برادر دهه شصتی در دوران نوجوانی چطور روزگار می‌گذراندند، بیشتر وقتشان را سر چه کارهایی صرف می‌کردند، چطور تفریح می‌کردند و در مسابقات ورزشی داخلی و برون مرزی چه حال و هوایی داشتند.

آیدین عصبی بود؟!

اینها تمام مواردی است که ما در فیلم‌های اختصاصی آیدین در این مستند هم می‌بینیم. فیلم‌هایی که طبق صحبت‌های اشکان مهریار، کارگردان مستند، در گفت‌وگو چند ماه پیش با خبرگزاری آنا، مشخص شد خیلی اتفاقی و در جریان انجام مراحل ساخت این مستند پیدا شده و خود اعضای خانواده آیدین هم اطلاع دقیقی از محتوای موجود در آن نداشتند. تا جایی که حتی صمد، برادر کوچکتر آیدین که او هم یکی از چهره‌های اصلی این مستند است، ترجیح می‌دهد ابتدا این فیلم‌ها را نبیند تا منقلب نشود.

جدا از نکات مثبت و قابل توجه مستند «آیدین»، نکاتی هم هست که ممکن است پس از تماشای این اثر یک ساعته، ذهن تماشاگر را درگیر کند، نکاتی که اگر نبود یکدستی موجود در روایت و فضای کلی اثر حفظ می‌شد. اولین نکته در رابطه با موضوعی است که در بخش‌های تقریبا پایانی مستند مطرح می‌شود. جای که راوی مستند و مربی آیدین در روزهای آخر بازی‌اش، در رابطه با موضوع خشم و عصبانیت این ورزشکار صحبت می‌کنند. تا پیش از آنجا تصویری که مستند به تماشاگر ارائه می‌دهد، تصویر ورزشکار با استعداد و با انگیزه‌ای است که حضورش در زمین حس جنگندگی را به هم‌تیمی‌هایش نیز منتقل می‌کند و کمتر گرفتار حواشی می‌شود.

اما از جایی به بعد، به عصبی مزاج بودن او، درگیری‌هایش در بازی‌های باشگاهی و اتفاقاتی که برایش در طول رقابت‌های لیگ بسکتبال افتاده، اشاره می‌شود، اشاره‌ای که دقیقا مشخص نیست چرا در بخش‌های پایانی مستند گنجانده شده است. حال اینکه قصد فیلمساز این بوده که نشان دهد آیدین در روزهای آخر و بازی‌های آخر عصبی بوده و دوری از خانواده و عصبانیت‌های ریز و درشت باعث به هم ریختن تمرکز و سپس تصادفش شده‌اند، یا خیر موضوعی است که باید کارگردان مستند به آن پاسخ دهد. البته که حرف ما به هیچ وجه این نیست که اصلا نباید به نکات ریز و درشت موجود در شخصیت آیدین اشاره می‌شد و او را در حد و اندازه یک قدیس نشان می‌دادند. بالاخره ورزشی مثل بسکتبال زد و خوردهای زیادی دارد و اصلا بعید نیست که حتی ستاره‌های با اخلاق این رشته نیز در زمین ورزش با حاشیه‌هایی روبرو شوند. نقد ما در این است که جاگذاری این مسئله در مستند شبهه برانگیز است و این نکته چیزی بود که می‌شد زودتر از بخش‌های پایانی به آن اشاره کرد یا حتی اگر بر جریان‌های بعدی تاثیری ندارد، از آن چشم‌پوشی کرد.

بسکتبال ایران، نیمه راه و دیگر هیچ!

نقد دیگری که می‌توان نسبت به محتوای کلی این مستند به آن اشاره کرد، به جملات پرویز پرستویی به عنوان راوی اصلی مستند مربوط می‌شود، جایی که او اشاره می‌کند آیدین در میانه راه چالوس، ماند و بسکتبال ایران را در میانه راه گذاشت! (نقل به مضمون) این عبارت چنین تصوری را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که پس از فوت آیدین نیکخواه بهرانی، بسکتبال ایران روی خوش به خود ندید و هرگز اتفاق مثبت دیگری را تجربه نکرد، درحالی که چنین نبود و پس از آن ضایعه دردناک هم بسکتبال ایران در مسابقات مختلف آسیایی و جهانی، خوش درخشیدند.

تاثیر شخصی همچون آیدین نیکخواه بهرامی در رشد بسکتبال ایران غیرقابل انکار است. او هم نسلانش کارهایی را انجام دادند که در تاریخ این رشته ورزشی ماندگار شد و به همین دلیل نمی‌توان هیچ یک از آن نام‌ها را کنار گذاشت. به همین دلیل اینکه بخواهیم تمام موفقیت‌های امروز بسکتبال ایران را به پای یک نفر نوشت، کار درستی نیست و نباید از نقش دیگر ورزشکاران این رشته و هم‌تیمی‌های پرتلاش برادران نیکخواه نیز به سادگی گذشت.

با وجود این ضعف‌های کوچک و نقدهایی که نسبت به بخش‌های انتهایی مستند «آیدین» وجود دارد، اما این اثر در دسته مستند – پرتره‌های خوش ساخت چند سال اخیر قرار می‌گیرد. مستندی که گفت‌وگوهای خوبی در رابطه با یک قهرمان دارد، بخش‌های مختلف زندگی حرفه‌ای و شخصی او را به تصویر می‌کشد و با ریتم خوب و زمان‌بندی دقیقی که دارد، حوصله مخاطبش را سر نمی‌برد. همه این موارد باعث می‌شود به شما توصیه کنیم که مستند «آیدین» را در سینماها تماشا کنید، مخصوصا اگر اهل ورزش بسکتبال هستید و با درخشش ستارگان بسکتبال ایران که این روزها زمزمه‌های خداحافظی‌شان از میادین بر سر زبان‌ها افتاده، خاطرات خوشی دارید.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

«گیتی همسر علیرضا» تاریخ انقضا ندارد/ سینمای مستقل و تجربه‌گرایانه برای حیات سینما ضروری استضروری

هنروتجربه-سعیدحضرتی: رویا جاویدنیا بازیگر فیلم «گیتی همسر علیرضا» به کارگردانی حمیدرضا هنری می‌گوید آشتی و عادت مخاطبان حداکثری با فیلمهای «هنروتجربه» با گذشت زمان اتفاق می‌افتد و با رونق گرفتن این فیلمها، معیار سینما در بخش تجاری و بدنه هم بالاتر می‌رود. «هنروتجربه» در طول فعالیت‌های خود و با وجود محدودیت‌ها در این سالها نقش خود را به خوبی ایفا کرده و در اکران و شناساندن فیلمسازان به مخاطبان موفق عمل کرده است.

رویا جاویدنیا درباره همکاری و بازی در فیلم سینمایی «گیتی همسر علیرضا» به کارگردانی حمیدرضا هنری به خبرنگار سایت هنروتجربه گفت: «گیتی همسر علیزضا» اولین فیلم بلند سینمایی حمیدرضا هنری است که با توجه به داستان جذاب آن وقتی به من پیشنهاد فرصتی خوبی برای من بود که بعد از مدت‌ها نقش اول زن فیلمی سینمایی با قصه‌ای متفاوت از طبقه متوسط کار کنم. هر بازیگر دیگری هم در موقعیت من بود فرصت به دست آمده را غنیمت می‌شمرد و بازی در این نقش را قبول می‌کرد. قبل از فیلمبرداری، جلسات دورخوانی هم داشتیم و همین امر هم به بازی‌های یکدست‌تر کمک زیادی کرد. نهایت تلاشم را کردم در آن زمان سعی کردم بهترین بازی را انجام بدهم.

او با اشاره به اینکه در سالهای اخیر فیلمنامه‌ای که بازیگر را دچار چالش کنم کمتر نوشته می‌شود و به همان نسبت بازیگران کمتر این شانس را دارند که در نقش‌هایی با این مشخصات بازی کنند و از قالب خود خارج شوند افزود: فیلمنامه «گیتی همسر علیرضا» نوشته حمیدرضا هنری و سیدفاضل وزیری‌محبوب واجد این مشخصات بود و فیلمنامه اثر را دوست داشتم و خوشحالم این همکاری شکل گرفت. به جز آن در این سالها سریال «می‌خواهم زنده بمانم» و فیلم سینمایی «در وجه حامل» از جمله فیلمهایی است که به نقش و فیلمنامه علاقه داشتم و امیدوارم فرصتی فراهم شود تا دوباره سکانس‌هایی نظیر آنها را بازی کنم.

سینمای هنری و تجربی نسبت به سینمای تجاری و بدنه، روشنفکرانه‌تر و با ذهن بازتری تولید می‌شوند‌. سینماگران این عرصه ضمن تسلط بر قواعد فیلم ساختن، قوانین خشک سینما را می‌شکنند و امکان اشتباه و تجربه کردن را برای خود فراهم می‌کنند. این جسارت و نگاه هنری برای من مهم و محل اعتنا است. در طول این سالها به دلیل شرایط کاری هر زمان که فرصتی دست داده فیلمهای نمایش داده شده در سینماهای «هنروتجربه» را در سینما فرهنگ دیده‌ام و لذا برده‌ام. از نگاه هر هنرمند و آرتیستی امکان نمایش اینگونه آثار برای سینما ضرورت دارد و امیدوارم با تبلیغات و سینماهای بیشتری این آثار اکران شوند.

جاویدنیا با اشاره به اینکه فیلمنامه «گیتی همسر علیرضا» تاریخ انقضا ندارد و تازگی خود را از دست نمی‌دهد اضافه کرد: این فیلم ۵ سال پیش ساخته شده و بعد از گذشت این سالها در سینماهای «هنروتجربه» به نمایش در آمده که متاسفانه به دلیل آنکه سر فیلمبرداری فیلم سینمایی در میناب هستم، نتوانستم در آیین دیدار فیلم بیایم و هنوز آن را در سینما ندیده‌ام.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود سینمای مستقل و تجربه‌گرایانه را برای حیات سینما ضروری عنوان کرد و گفت: سینمای هنری و تجربی نسبت به سینمای تجاری و بدنه، روشنفکرانه‌تر و با ذهن بازتری تولید می‌شوند‌. سینماگران این عرصه ضمن تسلط بر قواعد فیلم ساختن، قوانین خشک سینما را می‌شکنند و امکان اشتباه و تجربه کردن را برای خود فراهم می‌کنند. این جسارت و نگاه هنری برای من مهم و محل اعتنا است. در طول این سالها به دلیل شرایط کاری هر زمان که فرصتی دست داده فیلمهای نمایش داده شده در سینماهای «هنروتجربه» را در سینما فرهنگ دیده‌ام و لذا برده‌ام. از نگاه هر هنرمند و آرتیستی امکان نمایش اینگونه آثار برای سینما ضرورت دارد و امیدوارم با تبلیغات و سینماهای بیشتری این آثار اکران شوند.

بازیگر فیلم سینمایی «آزردگان» یادآور شد: آشتی و عادت مخاطبان حداکثری با فیلمهای «هنروتجربه» با گذشت زمان اتفاق می‌افتد و با رونق گرفتن این فیلمها، معیار سینما در بخش تجاری و بدنه هم بالاتر می‌رود. «هنروتجربه» در طول فعالیت‌های خود و با وجود محدودیت‌ها در این سالها نقش خود را به خوبی ایفا کرده و در اکران و شناساندن فیلمسازان به مخاطبان موفق عمل کرده است.

رویا جاویدنیا در پایان با بیان اینکه مخاطبان را به دیدن «گیتی همسر علیرضا» در سینماهای «هنروتجربه» دعوت می‌کنم بیان کرد: شور و اشتیاق و دغدغه حمیدرضا هنری کارگردان «گیتی همسر علیرضا» برای ساخت این فیلم ارزشمند است و امیدورام مخاطبان فهیم «هنروتجربه» این فیلم را در سینماهای «هنروتجربه» ببینند و ازین دست فیلمها حمایت بیشتری کنند.

فیلم «گیتی همسر علیرضا» به کارگردانی حمیدرضا هنری و تهیه‌کنندگی همایون رضا عطاردی و عزت‌الله جامعی ندوشن اکران خود را از روز چهارشنبه ۸ دی ماه در سینماهای این موسسه آغاز کرد.

در خلاصه داستان فیلم «گیتی همسر علیرضا» آمده است: گیتی و علیرضا در کنار هم زندگی آرام و متوسطی دارند. گیتی که استادیار دانشگاه است برای ارائه مقاله علمی خود به زنو باید سفر کند. علیرضا در کابوس‌هایی که او را در مرز از بین رفتن قرار داده، سرگردان است. او به پیشنهاد روانپزشک خود دست به اعتراف عجیبی می‌زند. اعترافی که مسیر زندگی عاشقانه گیتی و علیرضا را به فروپاشی می‌کشاند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

«خط باریک قرمز» وظیفه‌اش را انجام داد/ هویت هنر شکستنی نیست

هنروتجربه: فرزاد خوشدست نویسنده و کارگردان مستند «خط باریک قرمز» که این روزها در پلت‌فرم نماوا در حال پخش است می‌نویسد: «هویت هنر شکستنی نیست و این ضربه‌ها تنها گیج‌گاه و گذرگاه هراس انگیزشان را نشانه رفته است. «خط باریک قرمز» وظیفه اش را انجام داد و مابقی را تاریخ قضاوت خواهد کرد. کاش دیگران وظیفه‌شان را بهتر بدانند.»

به گزارش سایت هنروتجربه، فرزاد خوشدست کارگردان این فیلم در یادداشتی به این سئوال که «چرا عنوان می‌شود «خط باریک قرمز» فیلمی‌ست که باعث شد یک اعدام کمتر شود؟» در یادداشتی پاسخ داد:

«در ابتدای فیلمبرداری «خط باریک قرمز» بنا بود از بین صد و هفتادو چند زندانی نوجوانی حاضر در کانون اصلاح و تربیت که تست داده بودند کمتر از ۱۵ نفر را انتخاب کنیم.

در بین انتخاب شده‌ها نام میلاد هم بود. میلاد جرمش قتل بود. خیلی‌ها می‌گفتند میلاد را انتخاب نکنید خطرناک است. ولی و من و توماج عزیز مُصر بودیم باشد. می‌گفتند او حتی نمی‌تواند جملات و مطالب دلخواهش را با بیان ساده بازگو کند چطور باید بازی و اجرا داشته باشد!

چیزی درون من می‌گفت او باید باشد. بود و تا انتها ماند و درخشید و پوست انداخت. زمانی که فیلم را برای اولین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر اکران کردیم باخبر شدم که شاکی او رضایت نمی‌دهد و ممکن است بعد از ماه رمضان برود برای اجرای حکم اعدام به زندان رجایی شهر.

همانجا بود که با خودم گفتم حتمأ حکمت انتخاب میلاد همین بوده، شاکی باید فیلم «خط باریک قرمز» را ببیند. و شد همان که هنر می‌تواند و باید انجام دهد. اما همیشه کاری دیگر می‌کند…

حالا در این ویدئو همه چیز بیان می‌شود. شما بشنوید و برسانید به دست دیگران تا بشنوند. بشنوند آنهایی که همیشه سنگ به شیشه نازک «خط باریک قرمز» زدند و خواستند هویت این فیلم را بشکنند. بشنوند و بدانند که هویت هنر شکستنی نیست و این ضربه‌ها تنها گیج‌گاه و گذرگاه هراس انگیزشان را نشانه رفته است.

«خط باریک قرمز» وظیفه‌اش را انجام داد و مابقی را تاریخ قضاوت خواهد کرد. کاش دیگران وظیفه‌شان را بهتر بدانند.

خوشحالم که امروز میلاد آزاد و آرام زندگی می‌کند و تشکیل خانواده داده. ممنون از همه آنهایی که «خط باریک قرمز» را ساختند خصوصأ نگار اسکندرفر، توماج دانش بهزادی، هنگامه قاضیانی، مرتضی پورصمدی و دُری رضایی عزیزم»

 

این فیلم درباره یک گروه نوجوان در زندان است که با کمک چند مربی نمایش تصمیم می‌گیرند نمایشی را روی صحنه ببرند و ناگفته‌های زندگی خود را از این طریق بیان کنند اما در روز اجرا در جشنواره بین‌المللی تأتر فجر عده‌ای از آنها نقشه فرار می‌کشند.

«خط باریک قرمز» باعث شد یک اعدام کمتر شود و نوجوانی به زندگی بازگردد. فرهاد اصلانی، هنگامه قاضیانی، امیر دژاکام، افشین هاشمی، آرش آبسالان، یاسر خاسب و توماج دانش‌‌بهزادی و با همراهی نوجوانان کانون اصلاح و تربیت تیم بازیگران این مستند داستانی را تشکیل می‌دهند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

دومین نشست «سینما؛ گفتمان فرهنگی» برگزار شد

هنروتجربه: دومین نشست از سلسله نشست‌های «سینما؛ گفتمان فرهنگی»  (گام دوم سینما) به همت اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی کشور، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری موزه سینما برگزار شد.

به گزارش سایت هنروتجربه به نقل از اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی، این نشست با موضوع «لزوم قانون گرایی در سینمای ایران با نگاهی به کاستی‌های قوانین موجود و ارائه راه‌حل‌های مناسب» با حضور سینماگران و کارشناسانی چون محمدرضا مصباح (تهیه‌کننده سینما)، مهدی کریمی (تهیه‌کننده سینما)، مهدی کوهیان (حقوقدان و تهیه‌کننده سینما)، دکتر وحید آگاه (حقوقدان و عضو هیأت‌ علمی دانشگاه) و مصطفی محمودی (کارشناس و منتقد سینما) ۱۳ دی ماه در موزه سینما برگزار شد.

«مصطفی محمودی» مجری کارشناس نشست اظهار داشت: بیش از دو دهه قبل در حوزه مدیریتی سینمای ایران راجع به لزوم نگارش قانون جامع و کامل سینمای ایران صحبت می‌کردند. پیش نویس‌هایی با مشورت با صنوف مختلف سینمایی  تهیه شد اما در نهایت این موضوع اتفاق نیافتاد.
او در ادامه این بحث، درباره این موضوع صحبت کرد که یکی از مشکلاتی که در جامعه سینماگران وجود دارد، عدم شناخت مسائل سینمایی توسط برخی قانون‌گذاراست و باید به فهم مشترک در این زمینه دست یافت.

 حقوق حرفه‌ای هنرمند نیاز به تعریف دارد

«مهدی کوهیان» طی سخنانی در این نشست گفت: این بحث را می‌توان از این دید نگاه کرد که آیا می‌خواهیم به صنعت سینما مثل بقیه امور تولیدی و اشتغالی که در آن گردش مالی اتفاق می‌افتد، نگاه کنیم یا خیر. باید تکلیف خود را با محصولات فرهنگی و هنری روشن کنیم. قانونگذار در این زمینه در برنامه ششم توسعه تأکید کرده که سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی باید کمک کند که تولید فرهنگی و هنری تسهیل شود و با هماهنگی قوه قضائیه موانع تولیدات فرهنگی را کم کند. در بند دیگر همین قانون ۹۹ برنامه ششم توسعه ذکر شده که دولت و سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ظرف یک سال باید لیستی از مجوزها و تصدی‌گری‌هایشان در حوزه فرهنگی و هنری تهیه کنند و آن را به بخش خصوصی و سازمان‌های مردم نهاد واگذار کنند. این تکلیف قانونی است که برای دولت و سازمان‌های دولتی ما وجود دارد. اما آیا عملا این تکلیف قانونی در سال‌های اخیراجرا می شود یا خیر؟

او افزود: من فکر می‌کنم دنیا به سمت مقررات‌زدایی و تنظیم‌گری می‌رود. ما سازمان‌های تنظیم‌گر داریم، دولت‌ها وظایف خود را در حوزه ایجاد مقررات و قانون‌گذاری به سازمان‌های تنظیم مقررات واگذار می‌کنند. برای داشتن صنعتی پویا و تولید به‌روز، قابل رقابت در عرصه جهانی و افزایش صادرات به مقررات‌زدایی نیاز داریم.

کوهیان با اشاره به اینکه یک سری مسائل وجود دارد که پاسخ گویی قانونی ندارد، گفت: در بخش وی.او.دی‌ها مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است که تولیدات حرفه‌ای در بخش مجازی برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و ساترا یک بخشی از این قانون بود که در اسفند ۱۴۰۰ قراردادش تمام می‌شود. سینمای ایران در بخشی از تاریخ با ایستادگی خودش را نشان داده است. زمانی که که وزارت ارشاد پروانه‌ای را صادر می‌کند همه باید به آن احترام بگذارند و فقط قوه قضائیه می‌تواند این پروانه را باطل کند.

او ادامه داد: تشکل‌های معیشتی در این راستا تشکیل شده است و درباب معیشتی روز ورود می‌کند. خانه سینما هم در برابر خیلی از مواضع سکوت کرده است.

این کارشناس گفت: باید یک صدای واحد و اتحاد صنفی ایجاد شود. ورود هر نهادی برای قانون‌گذاری سینمای ایران ممنوع است.

او اظهار داشت: دیوان عدالت اداری می‌گوید که هرکس نمی‌تواند قانون‌گذاری کند و در اصل ۱۳۸ قانون اساسی قانون‌گذار مشخص شده است. وزارت ارشاد و سازمان سینمایی در این موارد می‌تواند از دانشگاهیان کمک بگیرند. ما نیاز به قانون ‌گذاری در نظام صنفی داریم، بنابراین تنها جایی که در مشاغل کشور حمایت‌های صنفی ندارد، سینماست. خیلی تخلفات را می‌شود در این نظام صنفی حلش کنیم‌. در ایران حقوق حرفه‌ای هنرمند تعریف نشده است.

راه عبور از مشکلات، فقط گفت‌وگو است

«محمدرضا مصباح» در این نشست گفت: می‌خواهم از جنبه حرفه‌ای و صنفی به قضیه نگاه کنم. ما در برخی قوانین و اجرای آن نقص داریم، اما مخاطب این خطابه کیست؟ آیا سینماگر است یا مدیر فرهنگی؟ به نظر من باید مخاطب این موضوع مدیریت فرهنگی باشد. وقتی شما می‌خواهید به قانون و قانون‌نویسی در ساحت هنر وارد شوید باید تسامح بیشتری در نظر بگیرید، چرا که هر چه قانون سختگیرانه‌تر و خشک‌تر باشد خلاقیت کمتر خواهد شد. مدیران بالادستی که سیاست‌گذاری کلی سینما را بر عهده دارند، باید طبق قوانین در مسیر چهارچوب عمل کنند که در این مورد مشکل خاصی نداریم. یک سری قوانین نانوشته داریم که فیلمساز می‌داند از کجا شروع کند و چه مراحلی را طی کند. ولی گاهی نقد هم می‌شود.
او ادامه داد: بنابراین قانون‌ گذاری در هنر بسیار متفاوت‌تر از جاهای دیگر است. اگر بگوییم فقط افرادی با یکسری مختصات خاص فیلم بسازند، تعداد فیلمسازان کم می‌شوند. به نظرم باید در مسیر تولیدات هنری حرکت کنیم و مدیران محترم اگر فکر می‌کنند نقص در اجرای قوانین داریم، این قوانین را باید وضع کنند.

مصباح ادامه داد: ما به شدت در این عرصه به ‌وضع قوانین مشخص نیازمندیم. یک‌سری خط قرمز داریم که تمام اشخاص و نهادها آنها را می‌شناسند چون در این مملکت حضور دارند و فعالیت می‌کنند. تمام فیلمسازان به آرمان‌های انقلاب و خط قرمزهایش اعتقاد دارند اما مشکل اینجاست که اشخاص خودشان را می‌خواهند به این خطوط قرمز وصل کنند.

او همچنین خاطرنشان کرد: راه عبور از این مشکلات فقط گفت‌وگو است. در دولت قبل اعلام کردم برای رفع مشکل فیلمسازان و ساترا این‌جلسات برگزار شود. از آقای اسماعیلی وزیر ارشاد خواستارم تا شأن و جایگاه سینما و سینماگران را به جای خود برگرداند. از سازمان سینمایی نیز خواهشمندم تا تهیه‌کننده را به عنوان بازوی قدرتمند بشناسند.

 در این چهل سال سینمای ایران بالنده شده، پس مشکلی در مقررات نبوده است

«وحید آگاه» دیگر کارشناس حاضر در این نشست اظهار کرد: وقتی از حقوق صحبت می‌کنیم، در حقیقت سه منبع اصلی قانون مصوب مجلس، مقررات و آئین نامه‌های مصوب  و رویه قضایی را مد نظر داریم. همچنین کنار آن منبع ثانویه دیگری به نام عرف داریم که گاهی الزام‌آور است. اگر منظور این است که آیا در سینمای ایران قانون داریم، من می‌گویم ما پنج برابر ظرفیت قانون و مقررات داریم، اما اگر منظر این است که چرا قانون مصوب پارلمان نداریم، موضوع فرق می‌کند. شاید هیچ کدام از سینماگران این قوانین را آموزش ندیده باشند اما در کنار کار یاد می‌گیرند. اگر سوال این باشد که آیا در سینما نیاز به قاعده‌گذاری داریم، من می‌گویم نداریم.

او در بخش دیگری از سخنانش در این نشست با اشاره به لزوم واکاوی مشکلات سینمای ایران، اظهار داشت: آیا مشکل این است که چرا ما قانون نداریم؟! در حال حاضر مشکل سینمای ایران این است که چرا از ما حمایت نمی‌شود. متولی سینما در کشور کیست؟ چیزی که قانون می‌گوید این است متولی سینما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. ما مجلسی داریم که حمایت می‌کند و رویکردش مشخص است. اما گاهی قوه قضاییه در سینما ورود کرده و گاهی خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوزی را که خود داده است نقض می‌کند. اگر می‌گوییم برای حمایت سینماگر در مقابل دولت قانون لازم داریم، من می گویم این قانون وجود دارد ولی کسی باید آن را اجرا کند.

این کارشناس ادامه داد: تجربه ۱۰۰ سال گذشته در زمینه حمایت نشان داده که نهایتا به نظارت ختم می‌شود. مشکل سینما با مخاطب نیست.. مشکل سینما این است که دید مخاطب و سینماگر با نوع و شکل سلیقه‌این نظارت بر آثار تولیدی زاویه دارد که این موضوع هم با گفتگو حل خواهد شد. ولی در حال باید دید چرا سینما کم‌کم از دست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خارج می‌شود.

او درباره شرایطی که در نبود قوانین، نهادهای نظارتی و امنیتی به ماجرا ورود می‌کنند نیز گفت: گاهی وزیر باید ایستادگی کند. ما می‌بینیم که در این چهل سال سینما بالنده شده است. پس مشکلی در مقررات نبوده، ولی جاهایی وزیر ایستادگی کرده و جایی ایستادگی نکرده است. در هر جا معیارهایی داریم و باید دید معیارهای مدیران سینما چه بوده، چه تحویل گرفته‌اند و چه تحویل داده‌اند؟ درست است در جاهایی سلیقه دخیل بوده ولی در نهایت به نظرم همه چیز با گفتگو حل می‌شود. همه شاهکارهای سینمای ایران با ایستادگی برخی مدیران ساخته شده و از آن تقدیر شده است.

در حوزه فرهنگ و هنر نه تنها قانون کم نداریم بلکه قانون اضافه هم داریم!

«مهدی کریمی» نیز در این نشست گفت: گاهی می‌گوییم قانون وجود ندارد که راه آن اتخاذ تدابیر صحیح و وضع قوانین کار آمد است . در این سال‌ها همه ما با همه فراز و فرودها زیر پرچم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فیلم ساختیم. مشکل ما پروانه ساخت نیست،  خواسته وحدت رویه در صدور پروانه نمایش فیلم است که گاها با  سلیقه‌های مختلف در زمان‌های متفاوت دچار مشکلاتی شده است.

او در ادامه گفت: درباره ساترا باید یک نشست برگزار شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما هردو برای این حکومت هستند و باید بنشینند باهم مشکلات‌شان را حل کنند. مشکل این دو نهاد بسیار ساده است. حقوق در یک کلمه خلاصه می‌شود و آن هم تفسیر است بهترین قانون جهان را هم بنویسیم می‌شود به نفع خود استفاده کرد.

این تهیه‌کننده اظهار داشت: آزادی جزو قانون‌های اصلی انقلاب بوده است. در آن زمان مردم برای همین آزادی انقلاب کرده‌اند. برخی از فیلم‌های توقیفی در گذشته، زمانی که اکران شده‌اند، تمام اقشار از آن راضی بوده‌اند و بعضا چندین بار در صدا و سیما هم  پخش شده اند و این یعنی در بسیاری از توقیف‌ها سلیقه‌ای عمل شده است. و البته نمی‌توانیم فیلمی بسازیم که ۸۰ میلیون ایرانی را راضی نگه دارد.

او افزود: برخی تصور می کنند اگر جامعه هنری را مستمری بگیر کنیم، مشکل حل خواهد شد، که اینطور نیست. خواسته اهل هنر رها سازی روح هنری‌شان است و اینکه بتوانند تجربیاتشان را تکرار کنند، رشد کنند و در این عرصه باعث رشد فرهنگی  شوند.

کریمی گفت: چند درصد از تولیدات سینما با حمایت دولت و چند درصد با همت شخصی اهالی هنر ساخته می‌شوند؟ لفظ فیلم فاخر را چند سال پیش پدید آوردند که اگر پروژه‌ای پرهزینه باشد، فاخر است، اما همین ماجرا آسیب‌زا شد.

او ادامه داد: ما در این عرصه به حذف دخالت دولتی معتقد نیستیم، ولی دولت بهتر است حدود حمایت‌هایش را رعایت کند و وظایف پدرانه‌اش را اعمال کند. آنچه وجود دارد در تقسیم تکلیف است. آیا ما به دلیل ضعف قانون اینجا هستیم؟ خیر. گاهی نهادهای موازی مجوز ارشاد را قبول ندارند. مثلا صدا و سیما می‌گوید فلان فیلم اجازه پخش در صدا و سیما را ندارد. چه کسی می‌خواهد این مسائل را حل کند؟ مدیران سینما باید از سینما دفاع کنند.

کریمی یادآور شد: شاید ریشه تمام مشکلاتی که در حوزه فیلمسازی داریم این است که نگاهی به گذشته و آینده نداشته‌ایم.مثلا سینمای کودک و نوجوان ریشه تاریخی دارد و پتانسیلی که در این راستا وجود دارد، قابل تأمل است. اگر می‌گذاشتند این ژانر کار خودش را انجام بدهد رونقی در تمام سینمای ایران ایجاد می‌شد…

او ادامه داد: در مسائل کلان سینمایی نباید سلایق شخصی اعمال شود. اینکه می‌گوییم در مسائل فرهنگ و هنر نگاه حکومتی اعمال نشود،  در ایران ممکن نیست. در حوزه فرهنگ و هنر نه تنها قانون کم نداریم بلکه قانون اضافه هم داریم. خواهشمندیم از کسانی که می‌خواهند در بخش مدیریتی فرهنگ و هنر فعالیت کنند، جرأت ایستادگی در برابر برخی از نظرات را هم داشته باشند. جرأت و جسارت را اگر از فیلمسازان بگیریم سینمای تاثیر گذار نخواهیم داشت.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

در جستجویِ تجربه‌ «پایان»

هنروتجربه-مسعود ریاحی: ترس از «پایانِ جهان» و اندیشه‌های اصطلاحا «آخر الزمانی» پدیده‌ی تازه‌ای نیست. شکلی از ایده‌های باستانی‌ست که می‌توان حضورش را در بسیاری از اسطوره‌ها و گاه اندیشه‌های دینی ردگیری و مشاهده کرد. و شاید بتوان، ترس از پایان جهان را، شکلی دیگری از ترس از پایانِ خود [مرگ]، تعبیر کرد. ترسی که گویی به بیرون از خود فرافکنی‌شده است.

از سویی دیگر، وقوع دو جنگ‌جهانی وسیع، با میلیون‌ها کشته و زخمی و آسیب‌های جبران‌ناپذیر روانی، استفاده‌ بشر از بمبِ اتمی و برای کشتار صدها هزار بشرِ دیگر در چند ثانیه، تجربه‌ی جنگِ سرد پس از آن‌ها و سپس، حرکتِ جهانی به سمت توسعه‌ی افسارگسیخته صنعت و گسترش تکنولوژیکی و انفجارِ جمعیت و فرهنگِ مصرفِ توده‌ای و چنگ‌اندازی‌های عظیم به طبیعت [در تمامِ زمینه‌ها] و دست‌کاری آن؛ جهانِ پدیده‌ها، بی‌نظم‌تر؛ گسسته‌تر و آشفته‌تر کرده، و آن ترسِ کهن از پایان خود و جهان را بیش از هر زمانی تحریک کرده. استثمار و دستکاری‌های طبیعت به بهانه‌ی ایده‌ی پیشرفت، موجب تولیدِ طوفان‌ها و سیل‌ها و خشک‌سالی‌های ویران‌گر شده؛ و همچنین تعرض به حریمِ حیواناتِ دیگر و تخریب و تغییر در زیست‌گاه‌های آن‌ها، سبب تولید بیماری‌های کشنده‌ی ویروسی و … شده؛ بسیاری معتقدند که ایدز و ابولا، با تخریبِ جنگل‌های بارانی ارتباط دارد.

مجموع عواملِ ذکرشده، گویی بشر را بیش از پیش به این واداشته تا به پایان و فروپاشیِ نظمِ کنونی جهان بیاندیشد. بقول نیومن؛ هرچه یک تمدن پیچیده‌تر می‌شود، تصور نابودشدن دست‌آورد‌هایش نیز جالب‌تر است. هر فرهنگی یک اسطوره‌ی آفرینش و یک تصور خاص از آخرالزمان دارد.

ژانر سینمایی اصطلاحا «فاجعه»، شکلی از تجلی این ترس‌ِ کهن‌ست. البته لازم به ذکرست که هشدارهای آخرالزمانی، به نوعی گفتمان تبدیل شده‌اند و در رقابت‌های سیاسی کاربردِ تازه‌ای نیز پیدا کرده‌اند؛ جدالی مابینِ طرف‌داران گسترشِ صنعتو محیط‌زیست‌گرایان، یا دست‌مایه‌هایی برای جدال‌های گرایش‌های سیاسی چپ و راست و یا حتی فوق‌واقعیت‌هایی برای سو استفاده‌های تبلیغاتی، به جهتِ فروش کالاهایِ خاص، و یا بیمه‌های خاص.

در سینما؛ تجربه‌ی این ترس، در شرایطِ تقریبا امنی که هرکس در لحظه‌ی تماشای آن تصاویر است، شکلی از تضاد و تناقض را تولید می‌کند. تصاویر، فاجعه و فروپاشی و پایان را نشان می‌دهند، و مخاطب در شرایطی متفاوت، فقط آن‌ها را تماشا می‌کند. البته این فقط مختصِ این‌دست از فیلم‌ها نیست. لذتِ حاصل از فیلم‌های ژانر ترس و وحشت نیز از دلِ چنین تناقضی بیرون می‌زند. تفاوتِ فیلم‌های ژانر فاجعه و آخرالزمان با فیلم‌های ژانر وحشت، معمولا در برخورد متفاوت با ترس است. در یکی‌شان، ترس، هدف‌ست و در دیگری وسیله. در یکی‌شان قرارست مخاطب بترسد و از ترس لذت ببرد؛ و در دیگری، قرارست با ایجادِ ترس، هشداری آخرالزمانی داد. البته معمولا در پایان فیلم‌های ژانرِ فاجعه، ما موقعیتِ پسافاجعه را نیز می‌بینیم که یا بازگشتی به نظم پیشین‌اند و یا ورود به نظم نوین؛ که در هر دو مورد، شرایطِ تقریبا امنی تولید می‌شود و شکلی از «امید» را نیز خلق می‌کند؛ بلاخره کودکی که بدنیا نمی‌آمد، بدنیا می‌آید، بلاخره طوفان و امواج می‌خوابد و کشتی به خشکی می‌رسد، بلاخره تعدادی بازمانده از حادثه‌‌ی هول‌ناک زنده می‌مانند که قرارست زندگی جدیدی را شروع کنند و مثال‌هایی از این دست. و البته که لازم به ذکرست که اوضاع همیشه هم چنین نیست. گاه، جهان پایان می‌یابد، بدونِ بازمانده، یا بدونِ بازگشت به نظمِ پیشین یا نظم نوین؛ شبیه اتفاقی که در پایان فیلم ملانکولیا یا مالیخولیا لارس فون‌تریه رخ می‌دهد.

لیدن معتقد است که بخشی از طبیعتِ ممنوعه‌ی فیلم این است که مخاطب را در معرض تجربه‌ای ذهنی از «امر ممنوعه»، به واسطه‌ی یکی‌شدن‌اش با کاراکترهای فیلم قرار دهد. و او این تجربه‌ی خیالی امر ممنوعه، را با خود به اجتماع می‌برد.

این تجربه‌ی ترسِ کهنِ باستانی از پایان، که معمولا با ساختارِ دراماتیکی نظم-بی‌نظمی-بازگشت به نظم، رخ می‌دهد، هم حاویِ هشدارهای واقعی‌ست و هم کانالیزه‌کردنِ[هدایتِ ذهن به مسیر مورد نظر] ذهن مخاطب. هم می‌تواند برخاسته از شرایطِ واقعیِ حاضر باشد و هم تولید فوق‌واقعیت‌های بی‌ربط به آن‌چه موجودست. گاه حاوی امید اند و گاه ناامید از کلیتِ موجودی بنامِ انسان؛ ولی آن‌چه در بین اکثرشان مشترک است؛ شمایلی از پایان است؛ گاه پایانی همه‌گیر و برای همه و گاه پایانی برای یک دوره، یک هزاره، یک عصر.